سیزدهمین جلسه از دوازدهمین دور کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه مسافران آقا در نمایندگی پرستار با استادی راهنمای محترم مسافر محمد، نگهبانی مسافر رحمت و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه: «کتاب عبور از منطقه 60 درجه و تصاویر آن» در روز چهارشنبه 1405/03/27 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
.JPG)
خدای را سپاسگزارم که بار دیگر توفیق حضور در این جایگاه را نصیبم ساخت تا خدمتگزار باشم و از محضر آقای مهندس و خانوادهٔ محترمشان بیاموزم. همچنین از راهنمایان گرامی سپاسگزاری میکنم و از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم که ایشان و خانوادهشان را در هر کجا که هستند، در کمال آرامش و سلامت کامل نگه دارد.
دستور جلسه امروز به بررسی کتاب «عبور از منطقهٔ ۶۰ درجه زیر صفر» اختصاص دارد. این کتاب در سال ۱۳۷۷، به قلم آقای مهندس و در ماه رمضان به رشتهٔ تحریر درآمده و به سه زبان انگلیسی، فرانسوی و عربی نیز ترجمه شده است.
لازم به ذکر است که آنچه بیان میکنم، تماماً برگرفته از آموزههای استاد است و هیچ مطلبی از خود ندارم؛ هر آنچه فراگرفتهام، در کنگره و طی سیر درمانی به دست آمده و سعی دارم همان را بازگو کنم.
در تمامی کتابها و نوشتههای پس از کتاب ۶۰ درجه، مهمترین متون از همین کتاب سرچشمه گرفتهاند. بهعبارتی، این کتاب، منشأ تمام تحولات بعدی بوده است. آقای مهندس در این اثر، صورت مسئلهٔ اعتیاد را بهخوبی تبیین فرمودهاند.
بنده بهعنوان یک تازهوارد به کنگره، بارها اقدام به ترک کرده بودم و تلاشهای بسیاری داشتم؛ گاه سه ماه، گاه چهار ماه و حتی پنج ماه دوام آورده بودم، اما هرگاه به محیط پیشین خود، مانند محل مصرف یا محل کار، بازمیگشتم، همواره حالتی از کشش و تمایل در من وجود داشت و پیوسته احساس نیاز به مصرف میکردم؛ هرچند خود را مهار مینمودم، اما این امر انرژی بسیار زیادی از من صرف میکرد.
در اینجا، آقای مهندس مرا با این حقیقت آشنا کردند که اعتیاد بر کدام بخش از بدن انسان تأثیر میگذارد. سیستمهای شبهافیونی بدن، موادی تولید میکنند که شاید دهها و حتی صدها برابر قویتر از مرفین و سایر مواد واردشده به بدن از بیرون باشند؛ و این نکتهای بود که من در اینجا آموختم.
آقای مهندس موضوع بسیار مهم «پروسهٔ زمان» را مطرح کردند و نکتهای اساسیتر از آن را به من گوشزد نمودند: اینکه من اکنون در کجا هستم؟ مبدأ من کجاست؟ مسیر حرکت من چگونه است؟ و مقصد نهایی من کجاست؟ پیش از این، از این موضوع بیاطلاع بودم و بههمین دلیل، همواره دچار بازگشت میشدم.
دریافتم که میزان مصرف من چقدر بوده، چه مقدار باید مصرف میکردم و چه میزان اضافهتر مصرف مینمودم. یکی از مشاوران کنگره به من فرمود: «تو اصلاً طرز صحیح مصرف مواد را بلد نیستی و بهاشتباه، بیش از اندازه مصرف میکنی.» در اینجا آموختم که هر پدیدهای که با آن مواجه میشویم، دارای یک وجه آشکار و یک وجه پنهان است. در مسئلهٔ اعتیاد، وجه پنهان آن هرگز مورد توجه قرار نمیگرفت، اما آقای مهندس این وجه را بهدرستی ارائه دادند و من دریافتم که در وجه پنهان وجود من نیز تحولاتی رخ میدهد که باید با آنها درگیر شوم و سرانجام به سلامت دست یابم.
در ادامه، اشارهای به تصاویر کتاب دارم. کتاب شامل چهارده تصویر است که دو تصویر نیز روی جلد آن نقش بسته است. برای من، جالبترین تصاویر، یکی تصویر ماشینی است که سفر در آن آغاز میشود و دیگری تصویر پایانی کتاب که نماد عبور از سرمای سخت و رسیدن به تغییر است. در این تصاویر، سرما همان سرماست و شخص نیز همان شخص، اما در طی ده ماه، با رعایت فرایند زمان، دریافت داروی مناسب و مقدار صحیح آن که توسط پزشک معالج (که همان راهنمایان ما هستند) تجویز میشود، تحول شگرفی رخ میدهد.
آقای مهندس فرمودند که بدن هر یک از ما از هزار میلیارد سلول تشکیل شده است. طی آن ده ماه، تمام این سلولها جایگزین میشوند و سلولهای تازهای پدید میآیند. همواره برای من جالب بوده که چرا در کنگره، پس از دستیابی به درمان، دیگر هوس مواد به سراغ انسان نمیآید. علت آن است که تمام سلولهای بدن تعویض گشته و سلولهای جدید جایگزین شدهاند.
من خودم در دوران مصرف، همواره پس از قطع، درگیر افکار هوس و وسوسه بودم، اما در آن ۲۱ روز پلهای که پس از قطع مصرف آغاز شد و بهترین دوران زندگیام محسوب میشود، خودم بهوضوح این تحول را احساس کردم. سیستمهای بدن بهکار افتادند و تعادل یافتند. در سن ۴۷سالگی، دقیقاً احساسی جوانانه و پرنشاط داشتم. اگر سفر را بهدرستی طی کنیم و به فرمایشات راهنما گوش فرا دهیم، طی ده ماه، تمام سیستم و سلولهای بدن دگرگون میشوند و آمادهٔ آغاز یک زندگی تازه و رهایی از زندگی ساختگی و دروغین پیشین خواهد شد.
از اینکه به سخنان من توجه نمودید، سپاسگزارم.
عکس، تایپ و بارگذاری: مسافر علی لژیون ششم
وبلاگ نمایندگی پرستار
- تعداد بازدید از این مطلب :
39