جلسه ششم از دوره پنجم لژیون سردار، شعبه اروند آبادان، با استادی مسافر مهیار نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه۶٠ درجه و تصاویر آن » در روز یکشنبه ٢۴ خرداد ماه ۱۴٠۵ ساعت ١۵:٣٠ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان، مهیار هستم، یک مسافر.
دستور جلسه: کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر»
تمام چیزهایی که ما به آن نیاز داشتیم برای عبور از این منطقهی یخزده، داخل آن وجود دارد. حتی فراتر از آن، میتوانم بگویم چیزهایی که داخل این کتاب وجود دارد برای هر انسانی است. خود من قبل از ورود به کنگره فکر میکردم دانش بالایی دارم؛ البته این بیشتر توهم بود. چیزهایی را داخل این کتاب با آنها آشنا میشویم، چه از کلاس فلسفه، چه از کلاس فرهنگی، دانش و علم فیزیک و متافیزیک. چیزهایی داخل این کتاب است که واقعاً برای هر انسانی، بهخصوص برای یک انسان عادی، مطالعهی آن لازم است. خدا را شکر، چاپ ۷۳ این کتاب انجام شده و بالغ بر ۵۰۰ هزار جلد از این کتاب چاپ شده است. این خود نشاندهندهی اهمیت و فراگیری آن است.
در رابطه با تصاویری که در کتاب است، هرکدام از این تصاویر ظرفیت نوشتن یک کتاب را دارد. یکی از تصویرهایی که برای من خیلی قشنگ و جالب بود، تصویری است از انسانی که بعد از ترک مصرف، در بیابان با آب باران شسته میشود و آن چرکها و سیاهیها از بدنش جدا میشود. آن سیاهیها آنقدر عمیق بر روی زمین ریخته شده که گویی زمین هم حاضر به پذیرش آن نیست. تمام نقاشیها واقعاً زیبا هستند و مفهومی عمیق دارند. از دید من، این تصویر زیبایی خاصی داشت.
در مورد لژیون سردار واقعاً من فکر میکنم در دوران مصرفم، آسیبهای ناخواسته و خواستهی زیادی به جامعه و اطرافیان زدم؛ چه بخواهم و چه نخواهم. موقعی که سیگار میکشیدم، چهبسا جوانهایی مرا نگاه میکردند و با خود میگفتند چقدر خوب است این سیگار کشیدن؛ شاید همین باعث شده که یک نفر جذب سیگار کشیدن شده باشد با دیدن من. و واقعاً هم همینطور است. خود من در نوجوانی، زمانی که یکی از بستگانم را دیدم داشت تریاک مصرف میکرد، اولین بار بعد از رفتن او از آن محیط، با پسرخالهام نشستیم و همان بازیها و کارهایی را که او انجام میداد، ما نیز انجام دادیم.
اینکه من در لژیون سردار حضور دارم، در وهلهی اول برای این است که خودم را راحتتر کنم. بعضی از این آسیبهایی که ما زدیم، آنقدر عمیق است که باورکردنی نیست و واقعاً دیگر قابل بازگشت نیست، نمیشود آنها را جبران کرد. به همین دلیل، اگر بتوانیم اینجا حتی یک صندلی جابهجا کنیم، یک صندلی اضافه کنیم، بتوانیم یک کار کوچکی انجام دهیم، این اهمیت دارد که یک نفر بیاید روی این صندلی بنشیند، بتواند مسیر پاکی را طی کند و به رهایی برسد. و این یک نفر، باعث میشود که چندین نفر در اطرافش دعا کنند برای کسانی که سبب شدند این فرد به رهایی برسد؛ این به نظر من نوعی جبران خسارت است.
ما اینجا باید آن صدمههایی را که ناخواسته یا خواسته به دیگران وارد کردیم، بتوانیم حداقل از طریق این کار، جبران کوچکی کرده باشیم؛ چه در حق خودمان و چه در حق دیگران.
خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش دادید.

گروه سایت نمایندگی اروند آبادان
تایپ: مسافر میعاد لژیون دهم
عکاس: مسافر علی لژیون پنجم
ارسال مطلب: مسافر امین لژیون یازدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
34