هشتمین جلسه از دور دوم لژیون سردار نمایندگی امیر اراک، با استادی راهنمای محترم، مسافر منصور، نگهبانی پهلوان مسافر مجتبی، دبیری اینجانب مسافر امید و خزانهداری مسافر محمد، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز سهشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۳/۲۶ رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، منصور هستم، یک مسافر.
ابتدا از جناب مهندس و همچنین راهنمایان درمان خود صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
پیش از پرداختن به دستور جلسه، مایلم اشارهای به لژیون سردار داشته باشم. امیدوارم تمامی ما به تعهداتی که در جشن گلریزان بر عهده گرفتهایم، پایبند باشیم و آنها را به مرحله عمل برسانیم. بسیاری از شعب کنگره ۶۰ به واسطه همین مشارکتها و تعهدهای مالی اعضا شکل گرفتهاند و به فعالیت خود ادامه میدهند. روشن ماندن چراغ این مجموعه ارزشمند، حاصل مسئولیتپذیری و مشارکت اعضاست. بنابراین شایسته است که هر یک از ما نسبت به عهد و پیمان خود متعهد باشیم و آن را عملی کنیم.
خوشبختانه از زمانی که در این جایگاه خدمت میکنم، توفیق عضویت در لژیون سردار را تجربه کردهام؛ هرچند هنوز فرصت حضور در مراتب بالاتر را پیدا نکردهام، اما امیدوارم با تلاش و برنامهریزی بتوانم این مسیر را نیز طی کنم و به تعهدات خود بهطور کامل عمل نمایم.
اما در خصوص دستور جلسه امروز، باید گفت کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» یکی از بنیادیترین و تأثیرگذارترین منابع آموزشی کنگره ۶۰ است. اهمیت این کتاب از آن جهت است که روش درمانی DST و بسیاری از اصول جهانبینی کنگره در آن مطرح شده است. نکته مهمتر آنکه مطالب این کتاب بر پایه تجربه، واقعیت و حقیقت نگاشته شدهاند؛ به همین دلیل بهراحتی در دل و جان خواننده مینشینند.
تجربه شخصی من نیز گواه همین موضوع است. زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، سرشار از ناامیدی، آشفتگی و تاریکی بودم. با مصرف قرص ب۲ وارد کنگره شدم، در حالی که پیش از آن سالها مصرفکننده تریاک، شیره، متادون و سایر داروهای جایگزین بودم. برنامه درمانی من با روش DST آغاز شد و برای فردی که سالها مصرف ب۲ داشت، اجرای این برنامه در ابتدا بسیار دشوار به نظر میرسید.
اما عاملی که مرا در کنگره نگه داشت، امیدی بود که از مطالعه همین کتاب دریافت میکردم. شاید باورش سخت باشد، اما من این کتاب را تقریباً هر هفته یک بار مطالعه میکردم. روایت آن برایم چنان جذاب بود که مشتاقانه صفحات بعدی را دنبال میکردم تا ببینم ادامه مسیر چگونه رقم میخورد. این کتاب به من ایمان و انگیزه داد و باعث شد در مسیر درمان باقی بمانم و به رهایی برسم.
یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این کتاب، صداقت و شجاعت نویسنده در بیان حقیقت است. آقای مهندس دژاکام بدون هیچ پردهپوشی، واقعیتهای زندگی و مسیر درمان خود را بیان کردهاند. بیان حقیقت، کاری دشوار است؛ زیرا بسیاری از ما حتی زمانی که دیگران از شرایطمان آگاه هستند، باز هم تمایلی به پذیرش و بیان آن نداریم. اما ایشان با شجاعت تمام، واقعیتها را مطرح کردند و همین صداقت، مسیر روشنی را برای هزاران نفر فراهم ساخت.
تصاویر کتاب نیز پیامهای عمیق و ارزشمندی را در خود جای دادهاند. در تصویر نخست، خودرویی فرسوده و یخزده دیده میشود که نمادی از جسم، روان و جهانبینی مصرفکنندهای است که در اوج تخریب قرار دارد. برفها و قندیلها نیز نمایانگر مشکلات، موانع و دشواریهایی هستند که انسان در زندگی با آنها مواجه میشود.
این مشکلات برای همه انسانها وجود دارند، اما برای فرد مصرفکننده، به دلیل از دست دادن تواناییها و نیروهای درونی، بسیار بزرگتر و سنگینتر به نظر میرسند. آقای مهندس در کتاب اشاره میکنند که مشکل اعتیاد آنقدر بزرگ است که اگر انسان بتواند از آن عبور کند، سایر مشکلات زندگی در مقایسه با آن بسیار کوچک خواهند بود.
به همین دلیل، فردی که وارد کنگره میشود باید تمام توجه، انرژی و توان خود را بر درمان متمرکز کند؛ چه درمان اعتیاد باشد و چه درمان سیگار. زیرا زمانی که این مسئله اساسی حل شود، توانایی حل سایر مسائل نیز بهتدریج در انسان شکل خواهد گرفت.
در نهایت، به تصویر پایانی کتاب میرسیم؛ جایی که افرادی را در حال اسکی مشاهده میکنیم. این تصویر نماد انسانهایی است که به تعادل رسیدهاند، از بند ضد ارزشها رها شدهاند و توانایی عبور از موانع زندگی را کسب کردهاند. مشکلات همچنان وجود دارند، اما دیگر مانعی برای حرکت و رشد آنها نیستند.
پیام اصلی کتاب این است که هیچ زمستانی ابدی نیست و هیچ انسانی برای همیشه در تاریکی باقی نمیماند. اگر آموزش، صبر و زمان در کنار هم قرار گیرند، عبور از سختترین شرایط نیز امکانپذیر خواهد بود.


نگارش: مسافر امید
عکس و تنظیم: مرزبان خبری مسافر صادق
- تعداد بازدید از این مطلب :
72