English Version
This Site Is Available In English

امید همیشه وجود دارد

امید همیشه وجود دارد

کتاب ‌عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر، نوشته مهندس دژاکام، یکی از ارزشمند‌‌ترین کتاب‌‌ها در زمینه شناخت اعتیاد و درمان آن است. این کتاب با زبانی ساده و روان، مشکلات و سختی‌‌های یک مصرف‌‌کننده را بیان می‌کند و راه رسیدن از تاریکی به روشنایی را نشان می‌دهد؛ با مطالعه این کتاب می‌‌آموزیم که با صبر، آموزش و حرکت در مسیر درست می‌توان به آرامش، تعادل و حال خوش دست یافت.

سایت همسفران نمایندگی دهخدا قزوین گفتگویی ‌پر‌‌محتوا با راهنمای تازه‌‌واردین همسفر فرشته ترتیب داده‌‌است؛ شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

راهنمای تازه‌‌واردین همسفر فرشته به همراه مسافر خود، با هجده سال مصرف آنتی‌‌ایکس‌‌های شیشه، هروئین و متادون وارد کنگره شدند. به مدت یازده ماه و نه روز با روش DST و داروی OT با راهنمایی مسافر بهروز و همسفر اعظم سفر کردند. رشته ورزشی همسفر فرشته بدمینتون است؛ در حال حاضر به لطف خداوند و دستان پرمهر مهندس دژاکام، سه سال و یازده ماه است که آزاد و رها هستند.

ایشان در جایگاه‌‌‌های خدمتی دبیر لژیون، دبیر کارگاه آموزشی، دبیر لژیون راهنمایان، نگهبان کارگاه‌ آموزشی، دو دوره خدمت در سایت، دو دوره خدمت در لژیون سردار و بخش صوتی خدمت کردند؛ اکنون نیز به عنوان راهنمای تازه‌‌واردین مشغول خدمت هستند.

 

مهمترین پیام کتاب برای فردی که در حال درمان اعتیاد است چیست؟

در صفحه ‌به‌ صفحه کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر پیام‌‌های ارزشمندی وجود دارد که توسط اساتید مهندس دژاکام و خود ایشان بیان شده‌‌است؛ این کتاب از جمله آثاری است که با هر بار مطالعه، مطالب و برداشت‌‌های تازه‌‌ای از آن حاصل می‌شود.

در ابتدای کتاب آمده‌‌است: «تو می‌‌توانی همه آن‌‌چه را که هست، با نیروی عقل خویش تبدیل به بهترین کنی و به سوی نقطه‌‌ای بیایی که آغاز نموده‌‌ای».

به نظر من یک مصرف‌‌کننده که سفر خود را آغاز کرده و در مسیر درمان قرار دارد می‌تواند با به‌‌کارگیری نیروی عقل و بیدار کردن نیروهای خفته درون خود که به واسطه مصرف مواد از کار افتاده‌‌اند با صرف زمان لازم به هدف خود که همان درمان است برسد. این کتاب می‌‌خواهد به فرد در حال درمان بگوید که با هر نوع مصرف مواد می‌توان به درمان رسید و نباید از نیروی عقل و ایمان خود غافل شد؛ زیرا این آتش ویرانگر را می‌توان مهار کرد.

 

نقش امید در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر چگونه بیان شده‌‌است؟

در بخشی از این کتاب اشاره شده‌‌است که: «هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌‌نهد». این پیام سرشار از امید است و کمک می‌کند تا حتی اگر در عمق تاریکی باشیم، بدانیم که برای رسالتی پا به حیات گذاشته‌‌ایم. امید همیشه وجود دارد، کافی است روی خود را به سمت نور بچرخانیم؛ زمانی می‌توانیم احساس آرامش داشته‌‌باشیم که به هدف تعیین‌‌شده خود نزدیک شویم.

 

سفر اول و سفر دوم در کتاب چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

سفر اول، سفری است که از مصرف مواد آغاز می‌شود و تا قطع آن ادامه دارد؛ سفر دوم، از قطع مواد آغاز شده و تا رسیدن به خویشتن ادامه پیدا می‌کند.

در سفر اول، حس‌‌ها هنوز بسته هستند و هدفی جز درمان وجود ندارد. فرد تلاش می‌کند در زمان مشخص‌‌شده و با پله‌‌های بیست و یک روزه، میزان مصرف مواد خود را کاهش دهد و به رهایی برسد؛ حتی همسفر نیز تمام خواسته‌‌اش رهایی مسافر است.

اما پس از رهایی و ورود به سفر دوم، حس‌‌ها به‌‌آرامی باز می‌شوند. در این مرحله، حتی خود همسفر نیز متوجه می‌شود که چه تخریب‌‌هایی در وجود او بوده‌‌است؛ تخریب‌‌هایی که پیش از آن تنها در مسافر می‌‌دید. او در‌‌می‌‌یابد که همیشه انگشت اشاره‌‌اش به سمت مسافر بوده، در حالی که سه انگشت دیگر به سمت خودش قرار داشته‌‌است؛ از این‌جا آشنایی با تاریکی‌‌های درون آغاز می‌شود و تلاش برای رسیدن به خویشتن شکل می‌گیرد.

 

زندگی شما قبل و بعد از ورود به کنگره چه تغییری کرده‌‌است؟

زندگی قبل و بعد از ورود به کنگره برای من اصلاً قابل مقایسه نیست. پیش از آشنایی با کنگره، تمام حواس و زندگی من صرف مسافرم و ترک مواد او شده بود؛ هر مسیری را برای بهبودی حال او طی کرده بودیم و به چیز دیگری فکر نمی‌‌کردم؛ درواقع تنها روی یک ضلع مثلث تمرکز داشتم.

در دنیایی از تاریکی، افکار منفی و ناامیدی زندگی می‌‌کردم و همواره به دنبال راهی برای فرار از زندگی بودم؛ اما به لطف خداوند و آموزش‌‌های مهندس دژاکام، از روزی که با کنگره آشنا شدم و آموزش دیدن را آغاز کردم، همراه با شروع سفر مسافرم و دریافت رهایی، نوری از امید در وجود‌‌م شکل گرفت.

اکنون تلاش می‌کنم از تاریکی‌‌ها و ضد‌‌ارزش‌‌ها فاصله بگیرم و هر روز برای بودن در این حیات شکرگزار باشم؛ قدر لحظه‌‌به‌‌لحظه نفس کشیدن و زندگی را می‌‌دانم و اتفاقات بسیار خوبی در زندگی ما رقم خورده‌‌است.

در پایان از راهنمای خوبم همسفر اعظم صمیمانه تشکر می‌کنم که کلام سرشار از مهر ایشان چراغ راه من در تاریک‌‌ترین لحظات زندگی‌‌ام بود.

 

مصاحبه‌‌کننده و طراح سؤال: همسفر ندا

ویراستار: همسفر زیبا دبیر اول سایت

ارسال: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت 

همسفران نمایندگی دهخدا قزوین 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .