English Version
This Site Is Available In English

عبور از یخبندان اعتیاد با آموزش و آگاهی

عبور از یخبندان اعتیاد با آموزش و آگاهی

جسله یازدهم از دوره چهل و چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر امین، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۳/۲۶ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد.

سلام دوستان، امین هستم مسافر.

خدا را شکر می‌کنم که در این جلسه حضور دارم. ابتدا از ایجنت محترم، آقا حسن، تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و همچنین از نگهبان جلسه سپاسگزارم.

دستور جلسه در مورد کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» است. همان‌طور که می‌دانید، نویسنده این کتاب جناب مهندس دژاکام هستند. ایشان به واسطه اینکه شخصاً این روش را بنیان‌گذاری کردند و ابتدا روی خودشان آن را به اجرا درآوردند و نتیجه گرفتند، برای ما یک سند زنده و بدون نقص هستند. چرا که خودشان در بطن مشکلات بوده‌اند، مصرف‌کننده مواد مخدر بوده‌اند و تمام گرفتاری‌ها و مشکلات یک مصرف‌کننده را از نزدیک لمس کرده‌اند.

ایشان به‌خوبی می‌دانند که گرفتاری منِ امین در دام اعتیاد چه تبعاتی دارد و من با چه مسائلی دست‌وپنجه نرم می‌کنم. تمام تلاش ایشان این بوده است که روشی را به وجود بیاورند تا مشکلاتی مانند بی‌خوابی، خماری، دردها، بسته بودن حس‌ها، مشکلات عاطفی، خانوادگی، اجتماعی، کاری و اقتصادی برطرف شود. اگر این کتاب را مطالعه کنیم، می‌بینیم که جناب مهندس تک‌تک این گرفتاری‌ها را به‌خوبی بیان کرده‌اند.

زمانی که برای اولین بار این کتاب را می‌خواندم، تصور می‌کردم فقط یک داستان زندگی است؛ اما بعدها، زمانی که برای آزمون راهنمایی مطالعه می‌کردم، متوجه شدم چه کتاب ارزشمند و چه گنجینه بزرگی است. هر بار که آن را مطالعه می‌کنم، حتی اگر اندک باشد، به آگاهی من افزوده می‌شود.

جناب مهندس زمان بسیار زیادی صرف کردند و به‌جای منِ مصرف‌کننده، تمام دردها و سختی‌هایی را که قرار بود در این مسیر تجربه شود، خودشان تحمل کردند. تمام اتفاقاتی را که در مسیر درمان برایشان رخ داد، ثبت و منتقل کردند. پس از آنکه خودشان به درمان رسیدند، مسیر برای من و امثال من هموار شد.

به واسطه راهنماهایی که آموزش‌های خود را از جناب مهندس دریافت کردند، این دانش دست‌به‌دست منتقل شد و به من رسید. نمی‌خواهم بگویم مسیر درمان برای من کاملاً آسان بود، اما بسیاری از مشکلات و ابهاماتی که در ابتدای راه وجود داشت، دیگر برای من وجود نداشت. همه‌چیز مشخص بود؛ پروتکل روشن، هدف روشن و مسیر روشن بود و همین باعث شد که من راحت‌تر به درمان برسم.

همه می‌دانید که چرا نام این کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» انتخاب شده است. این عنوان دقیقاً بیانگر زندگی من قبل از ورود به کنگره است؛ زندگی من، شما و همه کسانی که در دام اعتیاد گرفتار شده‌اند. همه ما آن یخبندان را تجربه کرده‌ایم. نمی‌خواهم بگویم یکی بیشتر و دیگری کمتر؛ اما هر کسی به نوعی آن سرمای سهمگین را لمس کرده است.

من شخصاً کاملاً درگیر آن یخبندان بودم. از هر زاویه‌ای که به زندگی‌ام نگاه می‌کردی، چیزی جز سردی و تاریکی دیده نمی‌شد. طبیعی است که این تاریکی و سرما فقط به خود فرد آسیب نمی‌زند؛ بلکه به اطرافیان او نیز منتقل می‌شود. همان‌طور که اگر در مسیر نور قرار بگیرم، نور من به اطرافیانم می‌رسد، وقتی در تاریکی و سرما باشم، آن تاریکی و سرما را نیز به دیگران منتقل می‌کنم.

اما در یک نقطه، با این روش درمان می‌شوم و به رهایی می‌رسم. سؤال اینجاست که آیا پس از درمان، کار من تمام می‌شود؟ آیا بعد از یازده ماه مصرف دارو و رسیدن به رهایی، همه چیز به پایان می‌رسد؟

همیشه تصویر اسکی کردن روی یخ برای من بسیار جالب بوده است. هر کس ممکن است برداشت خاصی از آن داشته باشد، اما برداشت من این است که همان یخبندان، همان مشکلات و همان سختی‌ها همچنان وجود دارند. قرار نیست همه مشکلات زندگی از بین بروند. اینکه من سفر کردم و به درمان رسیدم، به این معنا نیست که دیگر هیچ مشکلی نخواهم داشت.

یخبندان همچنان وجود دارد، اما تفاوت در این است که امروز با آموزش‌ها، توجه به علائم، فرامین و دستورالعمل‌ها یاد گرفته‌ام چگونه روی این یخ‌ها اسکی کنم. یعنی به‌جای زمین خوردن و آسیب دیدن، بتوانم از همان مسیر عبور کنم و حتی از آن لذت ببرم.

من هیچ‌وقت نمی‌گویم که از یخبندان خارج شده‌ام؛ بلکه می‌گویم یاد گرفته‌ام چگونه در این مسیر حرکت کنم. هرچه بیشتر در صراط مستقیم پیش بروم، بهتر می‌توانم این مسیر را طی کنم و تنها راه آن نیز همین است.

حرف آخر من این است که در صراط مستقیم باید در یک جهت و با توجه به علائم و نشانه‌ها حرکت کنیم. چرا؟ چون نیروهای منفی از ابتدای درمان تا سال‌ها بعد از آن، همیشه در کنار ما حضور دارند. نباید از این موضوع غافل شویم.

از روزی که وارد کنگره می‌شوم تا زمانی که شاید در جایگاه راهنما قرار بگیرم، نیروهای منفی به شکل‌های مختلف تلاش می‌کنند مرا از مسیر خارج کنند. همان مثالی که در کنگره زده می‌شود؛ ما در جاده مستقیم در حال حرکت هستیم و نیروهای منفی در کنار این جاده، تصاویر و صحنه‌های فریبنده قرار می‌دهند.

گاهی فقط یک نگاه کوتاه به این مناظر کافی است تا از مسیر منحرف شوم. منیت، خودبینی و بسیاری از موارد دیگر ممکن است پس از رهایی به سراغ انسان بیایند. شاید مدتی از مسیر خارج شوم، دوری بزنم و دوباره به جاده اصلی بازگردم؛ اما همین خروج کوتاه از مسیر، همان گمراهی و لغزش است.

بنابراین باید همیشه مراقب باشیم که آیا در حال اسکی کردن صحیح روی این مسیر هستیم یا در حال نزدیک شدن به لغزش. چون لغزش می‌تواند ما را دوباره به همان عصر یخبندان و تاریکی بازگرداند.

امیدوارم همه ما، در هر جایگاه و موقعیتی که هستیم، آموزش‌هایی را که دریافت می‌کنیم به‌درستی اجرا کنیم، به قوانین و حرمت‌ها احترام بگذاریم، به سخنان راهنمایان خود گوش دهیم و در مسیری که برای ما مشخص شده است حرکت کنیم تا به درمان، تعادل و آرامش برسیم.

ممنونم که به سخنان من گوش دادید.

سایت نمایندگی دانیال اهواز

عکس و تایپ: مسافر پیروز ((لژیون دهم))

تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .