چهاردهمین جلسه از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی لواسان با استادی راهنما همسفر خندان،نگهبانی همسفر پونه و دبیری همسفر فریبا با دستور جلسه"کتاب ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن"راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

بسیار سپاسگزار خداوند هستم که فرصت حیات و آموزش را به من عطا کرد. همچنین از بنیان کنگره ۶۰ بابت فراهم کردن بستر آموزش و رشد، از ایجنت محترم و مرزبانان گرامی نمایندگی نوپای لواسان و بهویژه از راهنمای لژیون سوم،خانم رعنا،صمیمانه قدردانی میکنم که فرصت آموزش و خدمت را در اختیار من قرار دادند.از تمامی رهجویان لژیون سوم نیز سپاسگزارم؛ چرا که با گذشت، بخشش و محبت خود زمینهای فراهم کردند تا من بتوانم کلمهای بیاموزم و قدمی در مسیر رشد بردارم.
تشکر ویژهای از خانم رعنا دارم؛ زیرا نخستین آغوش گرم و امیدبخش من در کنگره ۶۰ از سوی ایشان بود. زمانی که ایشان در جایگاه مرزبان نمایندگی لویی پاستور خدمت میکردند، در شرایطی بسیار دشوار و در اوج ناامیدی، با ترسها و نگرانیهای فراوان از پلههای نمایندگی پایین میآمدم. در اتفاقات ماههای گذشته بارها آن صحنه را در ذهن خود مرور کردهام و با خود اندیشیدهام که اگر آن لبخند و آن آغوش گرم و امیدبخش نبود، چه سرنوشتی در انتظار من بود. از ایشان و از تمامی مرزبانان سپاسگزارم؛ زیرا شاید خود ندانند که چه میزان گرما، امید و آرامش به فردی میبخشند که برای نخستین بار از پلههای نمایندگی وارد میشود.
دستور جلسه امروز برای من یادآور ارزش و جایگاه کتابی است که از نخستین روز ورودم به کنگره ۶۰ با آن آشنا شدم. هنگامی که در این شعبه نشستم، نگاه من به تصویر روی جلد و پشت جلد این کتاب ارزشمند افتاد و از خلاقیت و هنرمندی بهکاررفته در نقاشیهای دیواری نمایندگی بسیار لذت بردم.
اگر امروز در این جایگاه حضور دارم، اگر حال بهتری را تجربه میکنم، اگر داشتههای خود را میبینم و قدردان آنها هستم، اگر خانوادهای آرام، مسافری با حال خوب و فرزندانی سالم دارم، همه را مدیون این دستور جلسه و این کتاب ارزشمند میدانم. کتابی که از همان ابتدای ورود به کنگره، در قالب بسته آموزشی تهیه آن برای من ضروری بود. به محض رسیدن به منزل، مطالعه آن را آغاز کردم و چنان با مطالب آن ارتباط برقرار کردم که متوجه نشدم چگونه به صفحه صد رسیدم. تنها چیزی که متوجه شدم، اشکهایی بود که صفحات کتاب را خیس کرده بود.
این کتاب، کتابی روان، کاربردی و همراه همیشگی من در طول سفر بوده است؛ نهتنها در جایگاه مسافر، بلکه در جایگاه همسفر نیز. آنجا که در ابتدای کتاب، با قلم همسفر دکتر امین دژاکام نوشته شده است و من درمییابم که در دنیای اعتیاد تنها نیستم و افراد دیگری نیز سختیها و رنجهایی مشابه آنچه من تجربه کردهام را پشت سر گذاشتهاند.اگر بخواهم به حال خوش برسم و به هر آنچه در زیر این سقف رفیع آرزو دارم دست پیدا کنم، کافی است به این کتاب چنگ بزنم؛ کتابی که مجموعهای از صوت، نور و حس است.
بخش «صوت» کتاب شامل چهارده قطعه موسیقی است که توسط نگهبان موسیقی، جناب دکتر امین دژاکام، طراحی شده است و تاکنون شش قطعه از آن ساخته و اجرا شده و امیدوارم در آینده سایر قطعات نیز تکمیل شود.بخش «نور» شامل دوازده تصویر مرتبط با متن کتاب و دو تصویر روی جلد و پشت جلد است که به زیبایی در طول سفر، چه برای مسافر و چه برای همسفر، راهنما و الهامبخش هستند؛ چه در سفر اول و دوم، چه در درمان اعتیاد، نیکوتین، اضافهوزن و سایر سفرهایی که برای ساختن جسم، روان و جهانبینی خود در پیش داریم.
اما بخش «حس» کتاب، برای من معنای ویژهای دارد. نخستین بار از طریق خدمت مالی با مفهوم حس آشنا شدم. زمانی که اولین بخشش خود را در حمایت از سبد قانون یازدهم انجام دادم، احساس کردم چیزی در درون من جابهجا شد و تغییری عمیق در وجودم شکل گرفت. توصیف این حس با کلمات دشوار است؛ همانند عطر گل که تا استشمام نشود، قابل درک نیست. باید آن را تجربه کرد تا معنای واقعی آن را فهمید.
در ادامه، از طریق خدمت راهنمایی آموختم که به حسهای خود توجه بیشتری داشته باشم. اگر بخواهیم مفاهیم عمیق مثلثهای ارتباطی و جهانهای آفرینش را که در این کتاب به زیبایی تشریح شدهاند درک کنیم، باید تلاش کنیم در هر جایگاه و هر بخشی که هستیم خدمتگزار باشیم. مهم نیست در چه جایگاهی خدمت میکنیم؛ مهم آن است که بخواهیم قدمی هرچند کوچک به خویشتن واقعی خود نزدیکتر شویم. البته خدمت مالی ویژگی خاصی دارد؛ زیرا در زمان و مکان محدود نمیشود و آثار و نتایج آن قابل محاسبه نیست.
این کتاب با سپاسگزاری آغاز میشود و پیش از هر آموزش دیگری، یکی از بنیادیترین قوانین هستی را به من میآموزد: اگر میخواهی نعمتی را حفظ کنی یا نعمتی جدید به دست آوری، باید سپاسگزار باشی.پیام صفحه سوم کتاب نیز مرا با مفهوم تعادل آشنا میکند. به من میآموزد که برای یاد گرفتن اندازهها به این مسیر آمدهام؛ اندازه رهجو بودن، اندازه راهنما بودن، اندازه سفر اولی بودن، اندازه همسر بودن و در نهایت رسیدن به جایگاهی که بتوانم رهایی را تجربه کنم.
در تصویر دوازدهم کتاب، سرما همان سرماست و برف همان برفی است که در تصویر نخست دیده میشود؛ اما آنچه تغییر کرده، خود انسان است. انسانی که به حال خوش، سبکبالی و سبکباری دست یافته است. به باور من، بخشی از این دستاورد حاصل برنامهریزی منظم، بخشی نتیجه فرمانبرداری از متد ارزشمند DST و راهنمای درمان، و بخش مهمی نیز حاصل حضور در جمع و تجربه عشق و محبت است؛ نعمتی که با حضور در کنگره ۶۰ به آن دست مییابیم.از توجه و همراهی شما سپاسگزارم.

- تعداد بازدید از این مطلب :
129