English Version
This Site Is Available In English

هم قدم در سفر، هم دل در خدمت

هم قدم در سفر، هم دل در خدمت

گاهی در کنگره ۶۰ خانواده‌هایی را می‌بینیم که نه‌تنها مسافر و همسفر هستند، بلکه در مسیر خدمت نیز دوشادوش یکدیگر حرکت می‌کنند؛ خانواده‌هایی که مفهوم واقعی همدلی، مسئولیت‌پذیری و عشق به خدمت را به نمایش می‌گذارند.
خانواده مرزبان علیرضا از جمله این خانواده‌های ارزشمند است؛ خانواده‌ای که هر یک از اعضای آن، با حضور مستمر، آموزش‌پذیری و خدمت خالصانه، سهمی در رشد و بالندگی کنگره ۶۰ داشته‌اند. مسافر علیرضا به‌عنوان مرزبان، با تعهد، نظم و احساس مسئولیت در حفظ حرمت و جایگاه کنگره تلاش کرده و در کنار او، همسفر ام البنین ، مرزبان همسفران نیز با عشق و آگاهی در مسیر خدمت گام برداشته است. همچنین دیگر همسفر خدمتگزار این خانواده، همسفر مبینا با حضور مؤثر و مشارکت صمیمانه خود، جلوه‌ای زیبا از فرهنگ خدمت را به نمایش گذاشته است.
آنچه این خانواده را متمایز می‌کند، تنها مسئولیت‌های آنان نیست؛ بلکه روحیه خدمت بی‌چشم داشت، احترام به قوانین، عشق به آموزش و تلاش برای رشد فردی و جمعی است. آنان نشان داده‌اند که وقتی اعضای یک خانواده در مسیر دانایی و خدمت هم‌سو می‌شوند، می‌توانند الگویی ارزشمند برای دیگران باشند.

مسافر علیرضا (مرزبان مسافران):
1 .اولین بار که نام کنگره ۶۰ را شنیدید، چه تصویری از آن در ذهن داشتید و امروز آن تصویر چقدر تغییر کرده است؟
- اولین بار که نام کنگره ۶۰ را شنیدم، تصور می‌کردم فقط مرکزی برای درمان اعتیاد باشد؛ اما امروز می‌دانم کنگره مدرسه‌ای برای آموزش زندگی، انسانیت و رسیدن به تعادل است.

2. اگر قرار باشد زندگی شما را به دو فصل «قبل از کنگره» و «بعد از کنگره» تقسیم کنیم، مهم‌ترین تفاوت این دو فصل چیست؟
- قبل از کنگره در تاریکی، ناامیدی و بی‌هدفی زندگی می‌کردم؛ اما بعد از کنگره با امید، آرامش و هدف آشنا شدم.

3. در طول سفر و خدمت، کدام آموزش بیش از همه نگرش شما را نسبت به زندگی تغییر داد؟
- آموزش مسئولیت‌پذیری بیش از هر چیز نگرش مرا تغییر داد؛ اینکه برای تغییر زندگی باید از خودم شروع کنم.

4. خدمت در جایگاه مرزبانی چه مسئولیت‌هایی را به شما آموخت که در هیچ کتابی پیدا نمی‌شد؟
- مرزبانی به من آموخت که گاهی باید بین احساسات شخصی و اجرای عدالت، عدالت را انتخاب کرد و این درس بزرگی برای زندگی بود.

5. سخت‌ترین تصمیمی که در دوران خدمت گرفته‌اید چه بوده است؟
- سخت‌ترین تصمیم‌های دوران خدمت، تصمیم‌هایی بود که برای حفظ حرمت‌ها و اجرای قوانین کنگره باید گرفته می‌شد.

6. اگر بخواهید یک خاطره فراموش‌نشدنی از دوران خدمت تعریف کنید، کدام خاطره را انتخاب می‌کنید؟
- فراموش‌نشدنی‌ترین خاطره‌ام، دیدن رهایی افرادی است که روزی با ناامیدی وارد شدند و امروز با لبخند خدمت می‌کنند.

7. چه چیزی در کنگره دیدید که باعث شد خدمت برای شما از یک وظیفه به یک عشق تبدیل شود؟
- وقتی دیدم خدمت می‌تواند زندگی یک انسان و حتی یک خانواده را تغییر دهد، خدمت برای من از وظیفه به عشق تبدیل شد.

8. اگر امروز با نسخه سال‌های مصرف خودتان روبه‌رو شوید، چه جمله‌ای به او خواهید گفت؟
- به خودِ سال‌های مصرفم می‌گویم: «صبور باش، روزی می‌رسد که از دردهایت پلی برای کمک به دیگران خواهی ساخت.»

9.  اگر زندگی شما یک کتاب باشد، عنوان فصل کنگره آن چه خواهد بود؟
- عنوان فصل کنگره در کتاب زندگی من: «تولد دوباره».

10. اگر بتوانید یک نامه محرمانه به خودِ روز اول ورودتان به کنگره بنویسید، اولین جمله آن چیست؟
- اولین جمله نامه به خودِ روز اول ورودم این است: «به این مسیر اعتماد کن؛ اینجا پایان تاریکی و آغاز روشنایی توست.»

11. دوست دارید پس از پایان دوره خدمت، اعضای شعبه شما را با چه ویژگی یا یادگاری به خاطر بیاورند؟
- دوست دارم مرا به عنوان فردی به یاد بیاورند که با عشق خدمت کرد، حرمت‌ها را حفظ نمود و عشق و محبت به تازه واردین.


همسفر ام البنین (مرزبان همسفران)
1. اولین مواجهه شما با اعتیاد و سپس کنگره ۶۰ چگونه بود و چه احساسی داشتید؟
- اولین مواجهه من با اعتیاد پر از ترس، نگرانی و ناآگاهی بود؛ اما آشنایی با کنگره امید را به زندگی من بازگرداند.

2. چه عاملی باعث شد تصمیم بگیرید در کنار مسافرتان بمانید و مسیر درمان را همراهی کنید؟
- عشق به خانواده و باور به درمان باعث شد در کنار مسافرم بمانم و این مسیر را همراهی کنم.

3. قبل از آشنایی با کنگره، اعتیاد را چگونه می‌دیدید و امروز نگاهتان چه تفاوتی کرده است؟
- قبل از کنگره اعتیاد را یک انتخاب اشتباه می‌دانستم، اما امروز آن را بیماری‌ای می‌بینم که با آموزش و درمان درست قابل حل است.

4. وقتی برای اولین بار رهایی مسافرتان را دیدید، در دل خود چه گفتید؟
- روز رهایی مسافرم در دل خود گفتم: «خدایا شکرت که امید را از ما نگرفتی.» و از ته قلب دعا کردم که همه افراد مصرف کننده و خانواده هایشان به رهایی برسند.

5. آیا خاطره‌ای دارید که در آن متوجه شوید کنگره فقط مسافر را درمان نمی‌کند، بلکه خانواده را نیز تغییر می‌دهد؟
- زمانی متوجه شدم کنگره خانواده را نیز درمان می‌کند که دیدم آرامش، احترام و محبت دوباره به خانه ما بازگشته است.

6. خدمت در کنار یک مسافر خدمتگزار چه تأثیری بر زندگی شخصی و خانوادگی شما داشته است؟
- خدمت در کنار یک مسافر خدمتگزار باعث شد صبورتر، آگاه‌تر و مسئولیت‌پذیرتر شوم.

7. اگر قرار باشد در یک جمله، کنگره ۶۰ را برای خانواده‌ای که تازه وارد این مسیر شده توصیف کنید، آن جمله چیست؟
- کنگره ۶۰ جایی است که خانواده‌ها دوباره فرصت زندگی، عشق و امید را پیدا می‌کنند.

8. اگر مهندس دژاکام همین الان از شما بپرسد «ثمره خدمت شما چه بوده است؟» چه پاسخی می‌دهید؟
- اگر از من بپرسند ثمره خدمتم چه بوده است، می‌گویم آرامش خانواده‌ام و توانایی کمک به دیگران.

9. بزرگ‌ترین معجزه‌ای که در کنگره دیده‌اید چه بوده است؟
- بزرگ‌ترین معجزه‌ای که در کنگره دیده‌ام، تبدیل ناامیدی به امید و بازگشت لبخند به خانواده‌هاست.

10. اگر قرار باشد عنوانی برای داستان زندگی مشترک خود در کنگره انتخاب کنید، آن عنوان چیست؟
- عنوان داستان زندگی مشترک ما در کنگره: «سفر عشق تا روشنایی»


همسفر مبینا :
1. اولین تصویری که از پدرتان در دوران مصرف به یاد دارید چیست و امروز آن تصویر چقدر تغییر کرده است؟
- اولین تصویری که از پدرم در دوران مصرف به یاد دارم، خستگی و غمی بود که در چهره‌اش دیده می‌شد. امروز اما وقتی به او نگاه می‌کنم، آرامش، امید و انرژی را می‌بینم.

2. چه لحظه‌ای فهمیدید که پدرتان فقط در حال قطع مصرف نیست، بلکه در حال تغییر کردن است؟
- زمانی فهمیدم پدرم فقط در حال قطع مصرف نیست که دیدم نگاهش به زندگی تغییر کرده است. او صبورتر شد، بیشتر به حرف‌هایم گوش می‌داد و حضورش در خانواده رنگ و بوی دیگری پیدا کرد.

3. اگر بخواهید تفاوت «پدر قبل از کنگره» و «پدر امروز» را در سه کلمه توصیف کنید، آن سه کلمه چیست؟
- آرام، مسئولیت‌پذیر، افتخارآفرین.

4. وقتی پدرتان برای اولین بار در جایگاه خدمت قرار گرفت، چه احساسی داشتید؟
- وقتی پدرم را برای اولین بار در جایگاه خدمت دیدم، احساس غرور و خوشحالی عجیبی داشتم. آن لحظه برای من یادآور تمام مسیر سختی بود که با تلاش و آموزش طی کرده بود و حالا به جایی رسیده بود که می‌توانست به دیگران خدمت کند.

5. اگر بتوانید یک خاطره از دوران کنگره را برای همیشه نگه دارید، کدام خاطره را انتخاب می‌کنید؟
- اگر قرار باشد یک خاطره را برای همیشه نگه دارم، روز رهایی پدرم را انتخاب می‌کنم؛ روزی که لبخند واقعی را هم روی چهره او و هم در دل خانواده‌مان دیدم.

6. کدام ویژگی پدرتان بعد از درمان بیشتر از همه شما را تحت تأثیر قرار داده است؟
- چیزی که بیشتر از همه مرا تحت تأثیر قرار داده، پشتکار و تعهد اوست؛ اینکه هیچ‌وقت از تلاش برای بهتر شدن دست نکشید.

7. اگر قرار باشد داستان زندگی پدرتان را در یک فیلم ببینید، نام آن فیلم را چه می‌گذارید؟
- «سفر به روشنایی»

8. چه چیزی را از خدمت کردن پدرتان یاد گرفته‌اید که در زندگی خودتان به کار می‌برید؟
-  از خدمت کردن پدرم یاد گرفتم که موفقیت فقط به دست آوردن نیست؛ گاهی در بخشیدن، کمک کردن و خدمت کردن معنا پیدا می‌کند.

9. اگر بخواهید یکی از آموزش‌های کنگره را به نسل خودتان منتقل کنید، آن آموزش چیست؟
- مهم‌ترین آموزشی که دوست دارم به نسل خودم منتقل کنم این است که هیچ تغییری غیرممکن نیست؛ اگر آموزش، صبر و عمل در کنار هم باشند.

10. اگر قرار باشد یک نامه کوتاه به پدرتان بنویسید و او آن را روی جایگاه بخواند، اولین جمله آن چه خواهد بود؟
- پدر عزیزم، همیشه به تو افتخار می‌کنم؛ چون به من نشان دادی که انسان می‌تواند از سخت‌ترین روزهای زندگی عبور کند و به الگویی برای دیگران تبدیل شود. من همیشه به داشتن چنین پدری افتخار میکنم.


تنظیم و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .