امروز سه شنبه ١۴٠۵/٠٣/٢۶ جلسه هشتم از دوره هشتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶٠ زاهدان با دستور جلسه "کتاب عبور از منطقه ۶٠ درجه زیر صفر و تصاویر آن" به استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر رامین و دبیری مسافر علی آغاز بکار کرد.
خلاصه سخنان استاد :
خدا را شاکرم که امروز توفیق خدمت نصیبم شد. از بنیان کنگره ۶۰، مرزبانان، ایجنت و تمامی عزیزانی که دست در دست هم میدهند تا چراغ این مکان روشن بماند، صمیمانه سپاسگزارم.
درباره دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» باید بگویم نخستین باری که این کتاب را دیدم، درک عمیقی از آن نداشتم؛ اما هرچه بیشتر مطالعه کردم، بیشتر به ارزش و عظمت آن پی بردم. این کتاب تنها روایت یک زندگی نیست، بلکه نقشه راهی برای رهایی و بازگشت به زندگی است.
یکی از صحنههایی که همیشه در ذهنم مانده، جایی است که آقا امین با ناراحتی بر روی میز میکوبد و از اتاق خارج میشود. در آن بخش، درایت و بزرگواری همسر مهندس دژاکام بهخوبی نمایان است؛ بانویی که با حفظ حرمت همسر و پدر خانواده، اجازه نمیدهد بنیان خانواده فرو بریزد. فرزندان نیز هنوز از عمق ماجرا بیخبر هستند و این خود نشاندهنده مدیریت و صبوری خانواده در سختترین شرایط است.
وقتی روش درمان مهندس را میخوانیم، بسیاری از ما بیشترین همزادپنداری را با ایشان داریم؛ زیرا تقریباً تمام مراحلی را که ایشان توصیف میکنند، به شکلی در زندگی خود تجربه کردهایم. گویی هر درد، هر سقوط و هر رنجی که در کتاب بیان شده، بخشی از تجربه مشترک ما نیز بوده است.
اگر بخواهم کتاب را در یک جمله خلاصه کنم، میگویم: «همیشه راهی برای برخاستن و دوباره آغاز کردن وجود دارد.»
بخش مورد علاقه من، تصاویر کتاب است. هر تصویر برای من مفهومی عمیق و آموزشی دارد.
تصویر نخست، شنهای ساحل و دریاست. ما مانند دانههای شن هستیم؛ در جستوجوی رسیدن به دریا و بازگشت به سرچشمه اصلی خود. این مفهوم مرا به دعای پایانی کنگره میرساند؛ جایی که میخوانیم: «ما در پی هم روان شدهایم…»؛ یعنی بازگشت به جایگاهی که به آن تعلق داریم.
در تصویر خودرو در میان یخبندان، دو نکته مهم وجود دارد؛ یکی پرتگاه و دیگری خود خودرو. اگر شتابزده حرکت نکنید و با سرعتی مطمئن، همانگونه که راهنما آموزش میدهد پیش بروید، میتوانید از این مسیر دشوار عبور کنید. اگر قرار بود چیزی به این تصویر اضافه کنم، چهارده وادی را در کنار جاده قرار میدادم؛ چراغهایی که مسیر حرکت را روشن میکنند.
تفکر و آموزش در این مسیر اهمیت فراوانی دارد. در سفر اول باید کاملاً تسلیم آموزشها و قوانین کنگره شد. اگر طبق برنامه و آموزش راهنما حرکت کنیم، مسیر هرچند سخت باشد، قابل عبور خواهد بود.
تصویر بعدی، درختی پوسیده را نشان میدهد. این تصویر برای من نماد تخریبهایی است که در دوران مصرف به خود وارد کردهایم. همه ما چیزهایی را از دست دادهایم؛ سلامتی، آرامش، روابط یا فرصتهای زندگی. اما جوانههای سبزی که در کنار آن درخت دیده میشود، پیام امید را منتقل میکنند. این جوانهها همان نشانههای حیات دوبارهاند؛ نشانههایی که پس از عبور از یخبندان اعتیاد در زندگی ما ظاهر میشوند و ما را به سمت آگاهی و رشد هدایت میکنند.
تصویر پاییز، شکوه تغییر را به نمایش میگذارد. همانگونه که طبیعت رنگ عوض میکند، انسان نیز در مسیر درمان دچار تحولی اساسی میشود. پس از طی متد DST، دیگر نشانی از آن فرد دوران مصرف باقی نمیماند.
تصویر غسل دریا برای من نماد تولدی دوباره است؛ انسانی که به تعادل رسیده، از گذشته خود عبور کرده و زندگی تازهای را آغاز کرده است.
اما یکی از تصاویر تأملبرانگیز کتاب، نوری است که از پنجره خودرو عبور میکند. برداشت من از این تصویر آن است که حتی خوبی و محبت نیز اگر از تعادل خارج شود، میتواند آسیبزننده باشد. گاهی افراد در میانه یا انتهای سفر، تحت تأثیر احساسات، مسئولیتهایی فراتر از توان خود بر عهده میگیرند. در حالی که هنوز به اندازه کافی قدرتمند نشدهاند.
اگر سه نفر مصرفکننده در اطراف شما باشند و شما تنها چند ماه از سفرتان گذشته باشد، هنوز توانایی لازم برای کمک مؤثر به آنها را ندارید. ابتدا باید خودتان به استحکام برسید و سپس دست دیگران را بگیرید. تا زمانی که قدرتمند نشدهایم، نباید بار اضافی بر دوش خود بگذاریم.
در تصاویر بعدی نیز میبینیم که گرما، نور شدید، رعدوبرق و طوفان میتوانند تخریب ایجاد کنند. این تصاویر به من یادآوری میکنند که نیروهای بازدارنده و تاریکی تا آخرین لحظه تلاش میکنند انسان را به سمت ضد ارزشها بازگردانند.
بزرگترین فشارهای زندگی من نیز در آغاز سفر دوم اتفاق افتاد. آنجا بود که فهمیدم سفر، هم سخت است و هم آسان؛ سخت برای کسی که مقاومت میکند و آسان برای کسی که آموزش میگیرد و حرکت میکند.
در تصاویر پایانی، محیطی را میبینیم که روزی عبور از آن دشوار بود اما اکنون به مکانی آرام و سرسبز تبدیل شده است. این همان زندگی متعادل است؛ جایی که انسان پس از عبور از سختیها میتواند با آرامش زندگی کند.
و در نهایت، تصویر ققنوس. ققنوسی که از خاکستر خود دوباره متولد میشود. این تصویر برای من نماد انسانی است که از ویرانههای گذشته برمیخیزد، دوباره جان میگیرد و به سوی اوج انسانیت پرواز میکند. ما نیز آمدهایم تا همچون ققنوس و سیمرغ، از آتش سختیها عبور کنیم و به شکوه واقعی خویش دست یابیم.
نگارش : مسافر مهدی (لژیون چهارم راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
54