جلسه دوم از دوره سیوسوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی نیمایوشیج بهشهر به استادی اسیستانت همسفر صدیقه، نگهبانی همسفر ریحانه و دبیری همسفر مریم با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» روز دوشنبه ۲۵ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از اینکه بعد از مدتها در جمع شما عزیزان هستم خوشحالم، واقعاً خدا را شکر میکنم از این بابت که قسمت و روزی من دانسته که من امروز در کنار شما باشم امیدوارم که حال شما خوب باشد. دستور جلسه امروز در مورد یکی از منابع اصلی کنگره۶۰، کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است که آنقدر روان و ساده بیان شده است؛ در عین حال واقعی است که چراغ راهی برای همه ما است و آقای مهندس آنقدر آن را با زبان شیوا بیان کردهاند و مثل کتاب قرآن از مثال و تمثیل استفاده کردهاند که ما به راحتی میتوانیم آن را درک کنیم؛ باید فکر کنیم که چرا از تمثیل استفاده کردهاند؟ چرا مثال زدهاند؟ چرا از خود اعتیاد صحبت نکردهاند؟
ما وقتی کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را میخوانیم، متوجه میشویم که یکسری از مسائل محسوس هستند و یکسری از مسائل معقول هستند، معقول بودن که عقلانی است و میتوانیم آن را درک کنیم؛ ولی یکسری از مسائل را باید حس کنیم، احساس کنیم و من که نه خماری کشیدم و نه نئشگی میدانم چه هست چهطوری میتوانم یک مسافر را درک کنم؟ به همین خاطر از مثال استفاده کردهاند. آقای مهندس هر چهقدر هم میآمدند در کتاب عبور از ۶۰ درجه زیر صفر از خماری و نئشگی اعتیاد صحبت میکردند ما نمیتوانستیم آن را متوجه شویم؛ چرا؟ چون درد آنها را نکشیده بودیم، خلأ آن را نداشتیم، آسیبها را ندیده بودیم و خماری نکشیده بودیم.
وقتی ما که از خانواده اعتیاد هستیم، نمیدانیم و درک نمیکنیم چه توقعی افراد بیرون از کنگره داریم، به همین دلیل از مثال استفاده کردند و زیباترین مثال همین است که آن را به سرما تشبیه کردند. شما فرض را بر این بگیرید که دستتان را در کاسه یخ گذاشتهاید بعد از 1 یا 2 ساعت دست شما آنقدر سرد میشود که دیگر فرمان نمیگیرد و ما نمیتوانیم حتی قلم به دست بگیریم و چیزی را با دست خود بلند کنیم، مغز و عقل فرمان میدهد که قلم را بردار بنویس؛ ولی دست ما نمیتواند فرمانبرداری کند، در واقع فرمانبرداری جسم را از دست دادهایم، این مثال زیبایی بود تا بتوانیم اعتیاد مسافران را درک کنیم. آقای مهندس در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر مسائل و مشکلات یک مصرفکننده را عنوان کردند.
برای من که ابتدا که این کتاب را در دست گرفتم خیلی جالب بود، سخنان استاد امین در آن زمان به عنوان فرزند یک مصرفکننده بودند که ما الآن میگوییم درمان اعتیاد، ما الآن میگوییم اعتیاد یک بیماری است؛ ولی در آن زمان که به عنوان ناهنجاری شناخته میشد، استاد امین پذیرفتند که پدرشان چنین کتابی را بنویسند و خودشان را با نام خودشان معرفی کنند و برای من بسیار عجیب و لذتبخش بود، از اینکه اگر من یک دختر مصرفکننده هستم و پدر مصرفکننده دارم یا اینکه یک همسر مصرفکننده دارم جای خجالت نیست؛ چون من وارد جایی شدم که قرار است از دنیای تاریک اعتیاد به سمت روشنایی بروم و به سمتی بروم که دارم میبینم یک نویسنده بسیار بزرگ خودش مصرفکننده بود، یک محقق بسیار بزرگ که الآن جهانیان از ایشان به نیکی یاد میکنند و کاشف درمان اعتیاد و دانشمند درمان اعتیاد است به سمت اعتیاد کشیده شدند؛ پس من هم میتوانم عضو این جامعه باشم و برای من بسیار قابل لمس بوده و بسیار جای امیدواری داشته و این اولین حسی است که کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر به همسفری که در دنیای سیاهی، ناامیدی و یخبندان است میدهد.
در کتاب از مشکلات یک مسافر صحبت میکند که چه مشکلاتی در سفرش دارد. در این کتاب آقای مهندس گفتند: شاید کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر همه را سیراب نکند؛ ولی خیلی از انسانها را از غرق شدن نجات میدهد، ممکن است مصرفکننده کتاب را بخواند، بیاید و شروع به درمان کند یا ممکن است بخواند و دیگر به کنگره نیاید؛ ولی قانون آن را یاد میگیرد، ما در مطالب کنگره پیشگیری، مهار و درمان داریم. مصرفکننده شاید بتواند خودش را از غرق شدن نجات دهد که بیشتر از این وارد منجلاب نشود، متوجه خواهد شد که مصرف 1 گرم تریاک با 10 گرم تریاک نئشگی آن فرقی ندارد و این باعث شود به جسم خود بیشتر از این آسیب نزند.
وقتی کسی شروع به خواندن این کتاب میکند ممکن است خیلی از مطالب برایش گیج و سردرگم کننده باشد و یکسری از مطالب را متوجه شود مثل کم کردن و ضریب ۰/۸ و یکسری مطالب برایش مشکل باشد؛ مثل صحبت کردن اساتید آقای مهندس مانند استاد رعد و سردار، ممکن است اینها برایش سنگین باشد؛ اما اصلاً جای نگرانی نیست به این خاطر که آقای مهندس فرمودند: من باورم نمیشود اگر فردی بیاید و بگوید من همه مطالب کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را به صورت واضح متوجه شدم.
اینجا هست که میگویم این کتاب یک کتاب زنده است، برای اولین بار که خوانده میشود شاید یک درصد کتاب را متوجه شویم، هربار که میخوانیم طبق آن دانایی که هست، طبق آموزشهایی که در کنگره میبینیم هر بار یک روزنه جدیدی از این کتاب برای من باز میشود و این قشنگی کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است. ما وقتی کتابی را 1 الی 2 بار میخوانیم دیگر رمق نداریم برویم سراغ آن میگوییم خواندیم؛ ولی کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر را هر بار که باز میکنی انگار چیز جدیدی از آن متوجه میشوی و اینجا هست که کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر برای ما بسیار ارزشمند است که گره کور اعتیاد را برای جهانیان باز میکند، به همین دلیل آقای مهندس میگوید که هم در کتابخانه همه خانهها و هم کتابخانه دانشگاههای تخصصی باید باشد؛ چرا که گره اعتیاد را باز میکند.
در این کتاب از صورت مسئله اعتیاد صحبت کردند، ۱۴ قانون، ۱۴ تصویر و ۱۴ موسیقی قرار دارد که استاد امین نتهای موسیقی آن را میسازد، این 14 تصویر که شما هم در کتاب و هم بر روی تابلوی روی دیوار میبینید دوباره به سه قسمت تقسیم میشود، یک قسمت مربوط به مسیری است که ما قرار است طی کنیم و چه یخبندانهایی را بگذرانیم تا به سر منزل مقصود برسیم و یک قسمت هم مربوط به جسم است که میبینید از یک تنه پوسیده درخت تبدیل به یک درختی میشویم که جوانه میدهد و میوه دوباره رشد میکند، دوباره ما جان تازه میگیریم، قطعاً همه ما همسفرها چنین حسی داشتیم و فقط برای مسافران نیست و یک قسمت هم مربوط به صحرای سوزان است و آن جمجمه اجداد ما است، اجسادی که از قبل مانده که وقتی ما اینها را نگاه میکنیم باید از آن بگذریم و مقاومت کنیم تا این سفر را به سلامت بگذرانیم.
اگر مسافر و همسفری در ابتدای کار توان خواندن و درک کردن بعضی از موضوعات را نداشته باشد با دیدن این تصاویر متوجه میشود که به کجا آمده و قرار است از چه چیزی تبدیل به چه شود. در جلد کتاب شما رودخانه را میبینید، در کنار رودخانه باید آبادانی باشد، سرسبزی باشد؛ ولی یک انسان هم میتواند آبادانی را داشته باشد هم خشکی را و این از عجایب انسانها است و اینجا است که ما از خشکی به طرف آبادانی میرویم، از آن سیاهی که گذراندیم، میآییم تبدیل به روشنایی و آبادانی میشویم؛ پس جای بسیار مهمی قدم گذاشتهایم و کتاب بسیار ارزشمندی داریم که هر بار خواندن آن نور امیدی در دل ما ایجاد میشود.
درباره تجلیل همسفر فیروزه که انشاءالله 4 سال خدمتشان گوارای وجودشان باشد هر آنچه که باید برداشته باشند، برداشت کرده باشند و در ادامه ما ایشان را در کنگره ببینیم و خدمتگزار باشند و نور امید و موفقیت را در زندگی خودشان و فرزندانشان شاهد باشند. تبریک و خداقوت به ایشان میگوییم به راهنما و به رهجویانی که داشتند تبریک میگویم.

تجلیل از راهنما همسفر فیروزه
«پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است»
در سرزمین خاطرهها آنان که خوبند همیشه سبز هستند و آنان که به زندگی دیگران نور میبخشند، روزی صاحب خورشید میشوند. وقتی انسان ظرفی از محبت میشود مثل خورشید به همهجا و همهچیز میتابد و برایش تفاوتی ندارد خودش نور و انرژی خود را به همه میدهد. وقتی انسان هم سرشار از محبت شد انرژی، جان و مالش را میبخشد برایش خوب و بد فرقی ندارد.


مرزبانان کشیک: همسفر صدیقه و مسافر مجتبی
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سکینه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر صدیقه مرزبان خبری
همسفران نمایندگی نیمایوشیج بهشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
276