دهمین جلسه از دوره نوزدهم از سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی دلیجان، با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر امید، با دستور جلسه: "کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن"درروز دوشنبه 25خردادماه ۱۴۰۵، ساعت۱۷ آغاز به کار نمود..jpg)
سخنان استاد:
ابتدا از دوستانی که زحمت کشیدند و نوشتهها را مطالعه کردند تشکر میکنم و همچنین از دبیر محترم جلسه که با گزارش خوبی که ارائه فرمودند، سپاسگزارم.من محمد هستم، یک مسافر.خدا را شکر و سپاسگزارم که توفیق حضور در کنگره برایم فراهم شد و توانستم آموزش ببینم.همچنین تشکر میکنم از راهنمای خوبم آقا ابوذر، از همه راهنمایان کنگره، بهویژه ازراهنمایان نمایندگی دلیجان، ایجنت شعبه، گروه، خدمتگزاران و همه عزیزانی که در شعبه خدمت میکنند.
موضوع جلسه: کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن
موضوع این جلسه درباره کتاب ۶۰ درجه و تصاویر آن است.همانطور که مستحضرید، کتاب ۶۰ درجه حاصل تجربههای استاد بزرگ کنگره ۶۰، آقای دژاکام است که پس از 17 سال درگیری با اعتیاد، تجربیات ارزشمند خود را در قالب این کتاب به رشته تحریر درآوردند و در اختیار ما قرار دادند تا از آن بهرهمند شویم.این کتاب را میتوان یک سند کامل و بینقص دانست؛ زیرا هر موضوع و هر گرهای که به اعتیاد مربوط میشود، در آن بهدقت بررسی شده است.در این کتاب، نقطه کوری دیده نمیشود و مطالب آن با زبانی ساده، روشن و قابل فهم بیان شدهاند.در مورد تصاویر کتاب نیز باید عرض کنم که در این کتاب ۱۴ تصویر وجود دارد.
تصویر اول که روی جلد کتاب قرار دارد، یک منظره طبیعی و سرسبز را نشان میدهد؛ اما در حقیقت، این تصویر به همین شکل در طبیعت وجود ندارد، بلکه حاصل کنار هم قرار گرفتن دو تصویر است.این مسئله نشان میدهد که انسان با فکر خود میتواند مسیرش را انتخاب کند؛ یعنی این خود انسان است که تصمیم میگیرد در مسیر روشنایی باشد یا در مسیر تاریکی.به بیان دیگر، این ما هستیم که با اندیشه و انتخاب خود، تعیین میکنیم در چه راهی قدم بگذاریم.تصویر آخر جلد کتاب نیز عقابی سفید در حال پرواز را نشان میدهد که نمادی از رهایی و آزادی از بند اعتیاد است.
۱۲ تصویر دیگر کتاب را میتوان به سه بخش تقسیم کرد:
1. بخش اول: مربوط به جسم یک فرد مصرفکننده است.
2. بخش دوم: مربوط به درگیریهای ذهنی و فکری است.
3. بخش سوم: مربوط به مسیر درمان و رهایی است.
.jpg)
نکته زیبایی که مهندس مطرح کردند این بود که وقتی میخواهیم تحقیق انجام دهیم، مثلاً اگر بگوییم «مولانا چه گفت؟»، باید از خود بپرسیم: «خودت چه میگویی؟»من از این فرمایش فهمیدم که باید از تجربه و نگاه خودم بنویسم، نه اینکه صرفاً مانند نویسندهای که حرف دیگران را تکرار میکند، مطالب را بازگو کنم.اگر بخواهم درباره مسیر ورود خودم به کنگره صحبت کنم، ممکن است زمانبر باشد؛ اما بهطور خلاصه عرض میکنم:من حدود ۲۰ تا ۲۵ سال قرصهای اعصاب و روان مصرف میکردم.از حدود ۱۷ یا ۱۸ سالگی مصرف قرص سردرد را شروع کردم و به مرور، تعداد مصرفم در روز به ۷، ۸، ۹، ۱۰ و حتی گاهی ۱۵ قرص میرسید.
این سردرد همیشه همراه من بود و برایم به یک حالت عادی تبدیل شده بود. اگر قرص نمیخوردم، احساس خوبی نداشتم.همیشه این داروها را همراه خود داشتم و هر جا میرفتم، با خودم میبردم.حتی پزشک به من گفته بود که باید تا پایان عمر دارو مصرف کنم.چند سال پیش، در چکاپها و آزمایشهایی که انجام میدادم، به دلیل مصرف مداوم داروها و بههمریختگی آنزیمهای بدن، نتایج آزمایشها دقیق و طبیعی نبود.پزشکان هم گاهی نمیتوانستند علت اصلی را بهدرستی تشخیص دهند، زیرا وضعیت بدن من تحت تأثیر مصرف داروها قرار گرفته بود.بعدها با پزشکی آشنا شدم که خدا خیرش بدهد؛ واقعاً از ایشان سپاسگزارم.ایشان خودشان نیز تجربه مصرف داشتند و به من گفتند:«قرصهایت را نصف کن.»من هم قرصهایم را نصف کردم و حدود یک سال به همان صورت ادامه دادم.
پس از آن به من گفتند که دیگر امکان کاهش بیشتر نیست و فرمودند:«قرصها را قطع کن و تریاک مصرف کن.»من نیز مدتی به سمت تریاک رفتم، اما چون بهواسطه شرایط شغلی و روحی، واقعاً تمایلی به مصرفکننده بودن نداشتم، شروع به جستوجو در اینترنت کردم و در همین مسیر با کنگره ۶۰ آشنا شدم.پس از آشنایی با کنگره، وارد شعبه دلیجان شدم.خدا را شکر میکنم که این مسیر را پیدا کردم و توانستم به رهایی برسم.اکنون فکر میکنم از بهمن ۱۴۰۳ دیگر هیچ قرصی مصرف نکردهام.واقعاً بابت این نعمت بزرگ خدا را شکر میکنم و خوشحالم که امروز توانستم این مطالب را در جمع دوستان بیان کنم.
عکس : مسافر حسین- لژیون چهارم
تایپ و ارسال خبر:مسافر محمد لژیون یک
نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
75