English Version
This Site Is Available In English

از مطالعه تا رهایی؛ مسیر روشن کتاب ۶۰ درجه

از مطالعه تا رهایی؛ مسیر روشن کتاب ۶۰ درجه

جلسه یازدهم از دوره چهل و ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ به نمایندگی شعبه دانیال اهواز، با استادی راهنمای محترم مسافر شارود ،نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه ((کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن ))در تاریخ ۱۴۰۵/۳/24 ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد.

سلام دوستان، شارود هستم یک مسافر.

از همه عزیزانی که نوشتارها را قرائت کردند تشکر می‌کنم. به نگهبان و دبیر عزیز خداقوت می‌گویم و از زحماتشان سپاسگزارم. همچنین از نگهبان لژیون سردار، ایجنت محترم آقا حسن، راهنمایان مسافران و همه عزیزان حاضر در جلسه تشکر می‌کنم. به تازه‌واردین نیز خیرمقدم می‌گویم و خوشحالم که در این جایگاه حضور دارم.

 

موضوعی که در کنگره ۶۰ بسیار پررنگ است، مسئله «حس» می‌باشد. امروز زمانی که می‌خواستم به جلسه لژیون سردار بیایم، ابتدا تصمیم نداشتم کیفم را همراه بیاورم؛ اما بعد با خودم گفتم چون شالم همیشه داخل کیفم است، شاید شرایطی پیش بیاید و از من بخواهند در جایگاه استاد بنشینم، پس بهتر است کیف را همراه داشته باشم. از طرفی دیروز که فکر می‌کردم، متوجه شدم مدت زیادی از آخرین باری که در شعبه دانیال استاد جلسه بوده‌ام گذشته است و حتی زمان آن را به یاد نمی‌آوردم. همه این‌ها در واقع همان حسی بود که مرا به اینجا هدایت کرد و سپس آقا میثم محبت کردند و دعوت نمودند و من نیز این دعوت را پذیرفتم.

 

در اصل همه ما خداوند را شکر می‌کنیم که در کنگره حضور داریم. از آقای مهندس، استاد امین، خانواده محترم ایشان و دیده‌بانان سپاسگزاریم که این فرصت و این بستر را برای ما فراهم کرده‌اند تا بتوانیم در این مکان حضور داشته باشیم. آموزش‌هایی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، به ما کمک می‌کند بهتر زندگی کردن را بیاموزیم و از زندگی لذت ببریم.

 

چند روز پیش در دانشگاه یک دوره کارورزی داشتیم. برای تکمیل فرم‌های مربوطه مراجعه کردم. پرسش‌ها عمدتاً درباره وضعیت خواب، اشتها، روابط اجتماعی و احساسات فرد بود. این آزمون که به تست MMPI یا مینه‌سوتا معروف است، پس از تکمیل، نتیجه‌ای برای من صادر کرد که نشان می‌داد دچار افسردگی شدید، اضطراب و موارد مشابه هستم؛ در حالی که تقریباً همه پاسخ‌هایم مثبت بود. همان‌جا متوجه شدم که بسیاری از ساختارهای رایج روان‌شناسی، نگاه متفاوتی به انسان دارند.

 

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند که فرد بدون جلسات طولانی روانکاوی و مشاوره‌های متعدد، تنها با آموزش‌های صحیح کنگره می‌تواند به درمان برسد. برای مثال اگر شما به یک روان‌شناس مراجعه کنید و بگویید یک روز حالتان خوب است و روز دیگر حالتان بد، ممکن است برچسب‌هایی مانند اختلال دوقطبی یا مشکلات دیگر دریافت کنید؛ در حالی که بسیاری از این حالات ریشه در شرایط مصرف و ساختار جسم و روان دارند. خدا را شکر ما در جایی حضور داریم که بهترین آموزش‌ها را دریافت می‌کنیم و پایه و اساس این آموزش‌ها کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است.

من معتقدم چه در سفر اول باشیم و چه در سفر دوم، یکی از کتاب‌هایی که باید به طور مستمر مطالعه شود همین کتاب است. خودم سال‌هاست این کار را انجام می‌دهم. هر روز صبح پس از بیدار شدن سه صفحه از کتاب ۶۰ درجه را مطالعه می‌کنم. زمانی که کتاب به پایان می‌رسد، کتاب بعدی را شروع می‌کنم و دوباره به سراغ آن بازمی‌گردم. این روند همیشگی من است.

 

در لژیون نیز همین روش را اجرا می‌کنم. رهجوها هر روز سه صفحه مطالعه می‌کنند و فایل آن را ارسال می‌نمایند. آقا میثم هم این کار را انجام می‌دادند. طبیعی است کسی که صبح زود بیدار می‌شود و کتاب می‌خواند، ممکن است هنگام مطالعه چند بار خمیازه بکشد. یک روز آقا میثم فایل مطالعه خود را فرستاده بودند و در میان خواندن کتاب چند بار خمیازه کشیده بودند. بعد یکی از بچه‌ها تماس گرفت و گفت: «من صدای آقا میثم را شنیدم و خمار شدم!» از او پرسیدم: «خودت کتاب می‌خوانی؟» گفت: «نه.» به او گفتم: «پس دلیلش همین است.» متأسفانه آن شخص هیچ‌گاه به درمان نرسید.

 

زمانی که در سفر اول بودم، به محض دریافت کتاب ۶۰ درجه، آن را با جدیت مطالعه کردم. یادم هست یکشنبه کتاب را تحویل گرفتم و تا جلسه بعدی کل کتاب را به پایان رسانده بودم. همیشه با خودم تکرار می‌کنم که حالم خوب است و واقعاً هم حالم خوب است؛ اما دلیل این حال خوب چیست؟

 

اول اینکه بدون استثنا روزانه ده دقیقه سی‌دی می‌نویسم. دوم اینکه خدمت می‌کنم. سوم اینکه کتاب ۶۰ درجه را به صورت مستمر مطالعه می‌کنم. چهارم اینکه محبت جاری در کنگره را درک می‌کنم، آن را می‌بینم و تلاش می‌کنم محبت و احترام را به دیگران منتقل کنم.

 

تمام این‌ها را در کنگره ۶۰ آموخته‌ام. زمانی که این آموزش‌ها را به مرحله اجرا رساندم، دیگر آن تاریکی‌ها و سختی‌هایی که در تصاویر کتاب از آن‌ها صحبت می‌شود، نتوانستند مرا آزار دهند. اما اگر منِ مسافر، چه در سفر اول و چه در سفر دوم، حرمت‌ها و قوانین را رعایت نکنم، همان رفتارها به مرور تبدیل به «حفره‌های ناپیدا» می‌شوند.

 

گاهی اوقات انسان کاسه داغ‌تر از آش می‌شود یا به قول آقای مهندس «کاتولیک‌تر از پاپ». این اتفاق دقیقاً زمانی رخ می‌دهد که تصور می‌کنیم نیازی به رعایت برخی قوانین و حرمت‌ها نداریم. درست از همان نقطه است که حفره‌های ناپیدا شکل می‌گیرند و آرام‌آرام مسیر انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

 

در پایان بار دیگر از آقای مهندس، استاد امین، خانواده محترم ایشان و همه عزیزانی که برای رشد و آموزش ما تلاش می‌کنند تشکر می‌کنم.

ممنونم که به صحبت‌های من گوش دادید.

سایت نمایندگی دانیال اهواز

عکس و تایپ: مسافر عادل ((لژیون سوم))

تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .