جلسه نهم از دوره هفتم لژیون سردار نمایندگی دانیال اهواز، با استادی راهنمای محترم آقا امین، نگهبانی پهلوان میثم و دبیری اینجانب مسافر، با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن» در تاریخ ۱۴۰۵/۰۳/۲۴ ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، امین هستم، مسافر.
از آقا میثم تشکر میکنم. چند بار به من گفتند که به عنوان استاد جلسه در خدمت دوستان باشم، اما واقعیت این است که به واسطه برخی شرایط، چه به دلیل جایگاه ایجنتی و چه مسائل شخصی، هر بار به شکلی از این موضوع فاصله گرفتم. دلیلش هم این بود که سال گذشته تعهدی داده بودم که هنوز بخش زیادی از آن را نتوانستهام عملی کنم و از این بابت حس خوبی نداشتم که در جایگاه استادی بنشینم.
واقعیت این است که وقتی در لژیون سردار صحبت میکنیم، باید از چیزی بگوییم که خودمان آن را تجربه کردهایم. اینجا مانند لژیون راهنمایی نیست که فرد مسیری را طی کرده باشد و بخواهد آموزش دهد. در لژیون سردار، هر کسی که حضور دارد، به نوعی تجربه بخشش و خدمت را داشته و بر اساس تجربیات خودش صحبت میکند.
به همین دلیل در ذهنم این مسئله بود که هنوز تعهدی را که باید انجام میدادم به طور کامل انجام ندادهام و وقتی بخواهم درباره آن صحبت کنم، شاید کلامم آن قدرت لازم را نداشته باشد. با این حال از آقا میثم تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند.
دستور جلسه درباره کتاب ۶۰ درجه بود. البته همه ما که اینجا حضور داریم، یا درمان شدهایم یا در مسیر درمان هستیم و اهمیت کتاب ۶۰ درجه را به خوبی میدانیم. بنابراین قرار نیست اهمیت این کتاب را برای یکدیگر توضیح دهیم؛ بلکه موضوع اصلی چیز دیگری است.
در پیامی که آقا میثم قرائت کردند، جملهای وجود داشت که میگفت: «حال در نظر بگیرید چه پسران، دختران، زنان، مردان، پیران و جوانانی که در اثر اعتیاد در حال پرپر شدن هستند.» هدف این است که این کتاب به دست آن افراد برسد.
اگر امروز در لژیون سردار دور هم جمع میشویم، هدف ایجاد توان مالی و فراهم کردن امکاناتی است که بتوانیم این آموزشها و این کتاب را به دست افرادی برسانیم که هنوز به آن دسترسی ندارند؛ افرادی که در اهواز، شهرهای دیگر استان و حتی سراسر کشور درگیر مصرف مواد هستند و هنوز راه درمان را پیدا نکردهاند.
من و شما اهمیت کتاب ۶۰ درجه را میدانیم و میدانیم که چه تغییر بزرگی در زندگی ما ایجاد کرده است؛ اما اینجا جمع شدهایم تا با همفکری و مشارکت، شرایطی را فراهم کنیم که افراد بیشتری بتوانند از این نعمت بهرهمند شوند.
گاهی تماسهایی از سوی همسران، مادران یا خانوادههای مصرفکنندگان دریافت میکنیم. شرایطی را توضیح میدهند که واقعاً انسان را ناراحت میکند و تنها آرزویش این است که بتواند کمک کند. اما یک نفر به تنهایی نمیتواند همه مشکلات را حل کند. این یک حرکت جمعی است و اگر هر کسی بخواهد به تنهایی حرکت کند، به مقصد نخواهد رسید.
چند روز پیش آقا مهدی با من تماس گرفتند و درباره آقای پناهی صحبت شد. فکر میکنم حدود دو سال بود که ایشان را ندیده بودم. یادم آمد که این مکان در حدود سال ۱۳۹۳ با مبلغ چهل میلیون تومان در اختیار کنگره قرار گرفت. آن زمان شاید این مبلغ ارزش متفاوتی داشت، اما امروز اگر بخواهیم ارزش این ملک را حساب کنیم، با یک خانه ویلایی چند صد متری روبهرو هستیم که ارزش بسیار بالایی دارد.
وقتی از تهران تماس گرفتند و مبلغ رهن را پرسیدند، تعجب کردند که چگونه چنین مکانی با این مبلغ در اختیار کنگره قرار گرفته است. جالب اینجاست که آقای پناهی نه مصرفکننده بودهاند و نه از نزدیکانشان کسی از خدمات کنگره استفاده کرده است. یعنی هیچ منفعت شخصی مستقیمی از این موضوع نداشتهاند.
ایشان فقط دیدهاند که در این مکان خانوادههایی نجات پیدا میکنند و انسانهایی به زندگی بازمیگردند. وقتی حساب میکنم، میبینم ایشان سالانه مبلغ بسیار قابل توجهی را عملاً به کنگره هدیه میدهند، بدون اینکه انتظار دریافت چیزی داشته باشند.

این موضوع برای من بسیار تأملبرانگیز بود. منی که سالها در کنگره آموزش دیدهام، در جلسات حضور داشتهام، سیدی نوشتهام و آموزش گرفتهام، گاهی احساس میکنم کار بزرگی انجام میدهم. اما وقتی چنین افرادی را میبینم، متوجه میشوم که هنوز راه زیادی در پیش دارم.
در همین روزها پیامی از آقای مهندس به مناسبت هفته راهنما مطالعه میکردم. جملهای داشت که بسیار تأثیرگذار بود. میگفت: «آیا به یاد داری چگونه به این جایگاه رسیدهای؟ آیا به یاد داری چگونه به اینجا آمدهای؟ آیا میدانی چرا مورد احترام دیگران قرار گرفتهای؟»
گاهی واقعاً فراموش میکنم که اگر امروز در جایگاهی قرار دارم و مورد احترام هستم، نتیجه چه مسیری بوده است. فراموش میکنم چه بستری فراهم شده تا کتاب ۶۰ درجه به دست من برسد، درمان شوم و امروز بتوانم خدمت کنم.
گاهی انسان دچار این تصور میشود که کار بزرگی انجام میدهد؛ در حالی که وقتی واقعیت را نگاه میکنیم، میبینیم قبل از هر خدمتی، دریافتهای فراوانی داشتهایم. درمان شدهایم، اعتبار خانوادگی خود را باز یافتهایم، وضعیت کاری و مالی ما بهتر شده و آرامش را به زندگی خود بازگرداندهایم.
در مقابل، افرادی مانند آقای پناهی هستند که بدون هیچ منفعت شخصی، چنین خدمات بزرگی انجام میدهند. این مسئله باعث شد بار دیگر خودم را ارزیابی کنم و ببینم آیا واقعاً به اندازهای که آموزش دیدهام، در عمل نیز حرکت کردهام یا خیر.
برای من این سؤال مطرح شد که آیا اگر امروز تعهدی را به طور کامل انجام ندادهام، صرفاً به خاطر مشکلات و شرایط بوده یا اینکه در بعضی جاها میتوانستم قدمهای محکمتری بردارم و برنداشتهام.
تمام این آموزشها برای همین است که یادمان نرود از کجا آمدهایم و چه کسانی مسیر را برای ما هموار کردهاند. اگر امروز چیزی در اختیار داریم، باید تلاش کنیم آن را برای دیگران نیز فراهم کنیم.
در واقع کاری که انجام میدهیم، لطف یا بزرگواری ویژهای نیست؛ بلکه بازپرداخت بخشی از بدهی و مسئولیتی است که نسبت به این مجموعه و انسانهایی که هنوز در حال رنج کشیدن هستند، بر عهده ما قرار دارد.
امیدوارم همه ما بتوانیم تعهدات خود را به بهترین شکل انجام دهیم. شرایط کشور و شرایط شعبه باعث شده برخی از تعهدها به تعویق بیفتد، اما همچنان باید تلاش کنیم تا زمینه گسترش کنگره در اهواز و سایر شهرها فراهم شود.
واقعیت این است که اگر فضای مناسب ایجاد نشود و شعب جدید راهاندازی نشود، ظرفیت خدمترسانی محدود خواهد ماند. برای رشد و توسعه، هم به خدمتگزاران نیاز داریم، هم به راهنمایان و هم به حمایتهای مالی.
این موضوع از منِ امین آغاز میشود؛ اینکه فراموش نکنم از کجا آمدهام، چگونه به اینجا رسیدهام و چه کسانی مسیر را برای من هموار کردهاند تا امروز بتوانم سهم کوچکی در هموار کردن مسیر دیگران داشته باشم.
امیدوارم بتوانیم بدون منت، بدون احساس بزرگی و تنها از سر مسئولیت و عشق، به این مسیر ادامه دهیم و سهم خود را در رساندن پیام درمان به دیگران ایفا کنیم.متشکرم که به صحبتهای من گوش دادید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر پیروز ((لژیون دهم))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
338