چهارمین جلسه از دوره ششم سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی سنایی نیشابور، با استادی مسافر ناصر، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه «کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه و تصاویر آن » در روز یکشنبه 1405/03/24 رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، ناصر هستم، یک مسافر.الان که در این جایگاه نشستهام، یاد حرف یکی از بچهها افتادم که میگفت: «ناصر آمد بالا نشست و گفت ناصر هستم، یک استاد!» راستش همین کلمه «استاد» که اینجا نوشته میشود، برای من خیلی معنا داشت. روز اولی که وارد کنگره شدم، مثل خیلیها با تردید آمده بودم. با خودم گفتم چند جلسه میآیم، نگاه میکنم، اگر خوب بود میمانم. یکی از چیزهایی که باعث شد اعتماد کنم و بمانم، همین جایگاه و عنوان استاد بود. با خودم میگفتم حتماً اینجا کارشان درست است که چنین افرادی را تربیت کردهاند.واقعیت این است که وقتی سفر میکنیم، آموزش میگیریم و به درمان میرسیم، در زمینه اعتیاد به دانشی دست پیدا میکنیم که میتوان تا حدی ما را صاحبنظر دانست. من الآن دقیقاً دو سال است که وارد کنگره شدهام و یک سال از رهاییام میگذرد. احساس میکنم در زمینه اعتیاد چیزهایی یاد گرفتهام که قبلاً نمیدانستم. البته راهنماها و مسئولان کنگره در جایگاههای بالاتری قرار دارند و تجربه و دانش بیشتری دارند.
در مورد کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» باید بگویم که مهندس دژاکام در سال ۱۳۷۶ با روش ابداعی خود، یعنی DST، درمان اعتیاد را آغاز کردند. پس از رسیدن به نتیجه، استادانشان به ایشان پیشنهاد کردند که تجربیات خود را در قالب کتاب بنویسند تا برای آیندگان باقی بماند. مهندس ابتدا مخالفت میکنند و میگویند: «من نویسنده نیستم و بلد نیستم کتاب بنویسم.» اما به ایشان گفته میشود که این تجربیات ارزشمند است و میتواند به دیگران کمک کند؛ بنابراین شروع به نگارش این کتاب میکنند.محتوای کتاب در حقیقت شرح همین مسیر درمان است. مهندس در کتاب توضیح میدهند که سرما، تاریکی و نادانی در واقع از نبود چیزی به وجود میآیند. همانطور که ناآگاهی از نبود آگاهی شکل میگیرد، سرما نیز از نبود گرما و انرژی به وجود میآید.ایشان در این کتاب، فرد مصرفکننده را به انسانی تشبیه میکنند که در سرمای شدیدی گرفتار شده و احساسات و عواطفش یخ زده است. بعضی از مسائل را نمیتوان فقط با کلمات توضیح داد؛ همانطور که نمیتوان بوی یک عطر را دقیقاً توصیف کرد و باید آن را تجربه کرد. اعتیاد و خماری نیز همینگونهاند؛ کسی که مصرفکننده نبوده، بهسختی میتواند عمق آن را درک کند.به همین دلیل مهندس، مصرفکننده را به انسانی تشبیه میکنند که در منطقهای با دمای ۶۰ درجه زیر صفر قرار گرفته است. البته نه آنقدر سرد که تمام احساساتش از بین رفته باشد؛ زیرا هنوز محبت، عشق و عواطفی در وجود او باقی مانده است. اگر همه چیز کاملاً منجمد شده بود، دیگر هیچ احساسی وجود نداشت.
در ادامه، مهندس از «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» سخن میگویند. ایشان جسم انسان را به خودرویی تشبیه میکنند که باید از جادهای کوهستانی، پرپیچوخم، پوشیده از برف و یخبندان عبور کند. راننده این خودرو روح انسان است. در این مسیر باید با احتیاط حرکت کرد؛ نه با عجله و نه با شتابزدگی.
همانطور که در جاده یخزده نمیتوان ناگهان گاز داد یا ترمز کرد، در سفر درمان نیز نباید عجله داشت. اگر شتاب کنیم، ممکن است تعادل خود را از دست بدهیم و آسیب ببینیم. بعضی از افراد میخواهند مسیر درمان را خیلی سریع طی کنند و مدام از این و آن نظر میگیرند. یکی میگوید مقدار دارو را کم کن، دیگری میگوید زیاد کن؛ در نتیجه فرد دچار سردرگمی میشود.
اما مهندس تأکید میکنند که باید آهسته و پیوسته حرکت کرد. اگر بهدرستی پیش برویم، کمکم از سرمای شدید فاصله میگیریم و به هوایی معتدل میرسیم؛ جایی که احساسات، عواطف و تواناییهای انسان دوباره زنده میشوند.
مهندس همچنین میفرمایند که این مسیر، صراط مستقیم است؛ اما به این معنا نیست که راهی بدون پیچوخم باشد. برعکس، این مسیر پر از فراز و نشیب است و باید با صبر، توکل و آموزش از آن عبور کرد. نیروهای بازدارنده همیشه حضور دارند و ممکن است افراد مختلف پیشنهادها و راههای میانبر ارائه دهند، اما بهترین کار این است که به راهنما و آموزشهای کنگره اعتماد کنیم.
موضوع دیگری که در کتاب بسیار مورد تأکید قرار گرفته، معنویت است. مهندس میفرمایند اگر بار معنوی انسان افزایش پیدا کند، برکات مادی نیز بهتدریج وارد زندگی او خواهد شد. من خودم این موضوع را در زندگیام تجربه کردهام. در سفر اول مشکلات زیادی داشتم؛ اما با صبر، توکل و ادامه مسیر، بسیاری از آنها حل شد.
یکی از تغییرات مهمی که در زندگی من به وجود آمد، توجه بیشتر به حقالناس بود. قبل از ورود به کنگره، گاهی نسبت به برخی مسائل مالی بیتفاوت بودم؛ اما بعد از آموزشهای کنگره متوجه شدم که حتی کوچکترین حق دیگران نیز اهمیت دارد. وقتی سعی کردم حقوق مردم را رعایت کنم، دیدم زندگیام در همه زمینهها تغییر کرد.
امروز، بعد از یک سال رهایی، به جرئت میتوانم بگویم که زندگی من کاملاً متحول شده است. کسانی که مرا از قبل میشناسند، این تغییرات را بهخوبی مشاهده کردهاند.از توجه و محبت شما سپاسگزارم.

(15)(10).gif)
ضبط صدا مسافر مهدی
عکس مسافر روح الله
تایپ مسافر علی
ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
85