جلسه نهم از دوره هشتم جلسات لژیون سردار نمایندگی شفا مشهد، با استادی مسافر مصطفی، نگهبانی پهلوان مسافر جواد، خزانهداری مسافر عطا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "تصاویر کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر" یکشنبه 24 خرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۳۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مصطفی هستم یک مسافر
این دستور جلسه قطعاً به من مربوط میشود و میخواهد یادآوری کند که نقطه اتصال من به کنگره ۶۰ از چه طریقی بوده است. کتاب ۶۰ درجه را همه شما، اساتید محترم و دوستان عزیز، میشناسید. هر بار که با هر سطحی از آگاهی این کتاب را مطالعه کنید، نکته جدیدی از آن درک خواهید کرد. به همین دلیل، در ابتدای کتاب ۶۰ درجه توضیح داده شده است که در یک بخش متوقف نشوید؛ قسمتهایی را که متوجه نمیشوید، بخوانید و از آن عبور کنید. خود من نیز اکنون بخشهایی از کتاب را میخوانم که کاملاً متوجه نمیشوم، اما اشکالی ندارد؛ باید مطالعه کنیم و عبور کنیم. قطعاً اگر آگاهی، دانایی، تجربه و هر آنچه به مثلث دانایی مربوط میشود افزایش یابد، فهم ما از این کتاب نیز بیشتر خواهد شد.
کتاب ۶۰ درجه، منبع مادر کنگره ۶۰ است و کتاب ۱۴ وادی نیز تا حد زیادی قوانین و اصول مطرحشده در کتاب ۶۰ درجه را در خود دارد. همچنین اساتیدی که در کتاب ۶۰ درجه از آنان نام برده شده است، رنگ و بوی خاصی به این اثر دادهاند.
تیراژ این کتاب بسیار بالاست و فکر میکنم یکی از پرتیراژترین کتابها در حوزه اعتیاد در سطح جهان باشد. نمیدانم تاکنون دقیقاً چند هزار جلد چاپ شده است، اما گمان میکنم بیش از هفتاد بار تجدید چاپ شده باشد. آقای نجمی فرمودند که تاکنون حدود پانصد هزار جلد از کتاب ۶۰ درجه به چاپ رسیده است. این کتاب به زبانهای انگلیسی و فرانسوی نیز ترجمه شده و مورد استقبال قرار گرفته است.
اما در مورد لژیون سردار؛ اگرچه کمتر در آن شرکت کردهام، اما چند بار حضور داشتهام. یکبار در شعبه رضوی مشهد، یکی از دوستان میگفت: «ما به لژیون سردار میآییم تا پولدار شویم.» به نظر من این سخن درستی است؛ زیرا زمانی میتوانی به جایی کمک کنی و هزینهای را تقبل کنی که خودت توان مالی داشته باشی.
به اعتقاد من، یکی از کارهایی که باید در لژیون سردار انجام دهیم این است که کمک کنیم افرادی که در آن حضور دارند، وضعیت مالی خود را بهبود ببخشند و متوجه شوند که علت پیشرفت نکردنشان چه بوده است. من قبل از جلسه چند عامل را یادداشت کرده بودم که موجب میشود افراد از نظر مالی در وضعیت مطلوبی قرار نگیرند.
یکی از این عوامل، باورهایی است که در ذهن ما شکل گرفته است؛ برای مثال، برخی تصور میکنند هرچه وضعیت مالی ضعیفتری داشته باشند، به خدا نزدیکتر هستند یا زندگی درویشمسلکانه ارزش بیشتری دارد. در حالی که این باورها لزوماً درست نیستند.
عامل دیگری که نقش بسیار مهمی دارد، تنبلی و حرکت نکردن است. اعتیاد نیز در بسیاری از موارد این مسئله را تشدید میکند. در کنگره دائماً آموزش داده میشود که حرکت کنیم؛ زیرا حرکت، امید میآورد و امید نیز انگیزه حرکت را افزایش میدهد.
موضوع بعدی، مدیریت هزینههاست. بسیاری از ما در دوران اعتیاد بخش بزرگی از درآمد خود را صرف مصرف مواد میکردیم تا فقط روز را به شب برسانیم و از خماری رها شویم. بنابراین، مدیریت هزینه اهمیت زیادی دارد. اگر درآمد متوسطی داشته باشیم اما بخواهیم وسایلی فراتر از توان مالی خود تهیه کنیم، تعادل مالی ما از بین میرود و نهتنها پیشرفت نمیکنیم، بلکه ممکن است عقبتر هم برویم.
عامل بعدی، نداشتن مهارت کافی است. هر کاری نیازمند مهارت است و بدون کسب مهارت، پیشرفت دشوار خواهد بود. همچنین آیندهنگری نیز اهمیت زیادی دارد. باید ببینیم جامعه در سالهای آینده به چه چیزهایی نیاز دارد و بر اساس آن برنامهریزی کنیم.
از سوی دیگر، عمل نکردن به قوانین الهی و قوانین هستی، یا همان نقض فرمان، میتواند تأثیر منفی بر وضعیت مالی انسان داشته باشد. مواردی مانند ربا و نزول، بدون تردید به زندگی مالی افراد آسیب میزنند.
یکی از مهمترین موضوعات، باورهای اشتباه و سمی است. این باورها باید شناسایی، اصلاح و جایگزین شوند. در وادی اول نیز درباره تصویرسازی، باور و نگرش صحبت شده است. تصویر ذهنی و باورهای ما، نگرش ما را شکل میدهند؛ نگرش، احساس را میسازد؛ احساس، عملکرد را به وجود میآورد و عملکرد، نتیجه را رقم میزند. بنابراین اگر باورهای ما نادرست باشد، نتیجه مطلوبی نیز به دست نخواهیم آورد.
برای مثال، برخی میگویند: «پول چرک کف دست است.» این باور باید اصلاح شود. آیا ما هر روز صبح برای به دست آوردن چرک کف دست تلاش میکنیم؟ قطعاً چنین نیست. یا این باور که «هرکس پولدار است، دزد است.» آیا واقعاً همه افراد ثروتمند دزد هستند؟ مسلماً خیر.باور دیگری که زیاد شنیده میشود این است که «در ایران نمیشود پولدار شد.» اگر چنین است، پس این همه افراد موفق
و ثروتمند چگونه به موفقیت رسیدهاند؟ البته منکر مشکلات اقتصادی، تورم و دشواریهای موجود نیستیم، اما این موضوع به معنای غیرممکن بودن موفقیت مالی نیست.
این باورهای نادرست مانند ترمز دستی هستند؛ هرچقدر هم تلاش کنیم، مانع حرکت ما میشوند. بنابراین ابتدا باید این باورها اصلاح شوند و جای خود را به باورهای صحیح بدهند.
در فرهنگ دینی ما نیز بر اهمیت کسب روزی حلال تأکید فراوان شده است. گفتهاند اگر عبادت ده جزء باشد، نه جزء آن کسب روزی حلال است. توجه کنید که نگفتهاند روزی کم، بلکه گفتهاند روزی حلال.
همچنین باید بدانیم هدف ما از به دست آوردن پول چیست. پول ابزاری است که میتواند در مسیر خدمت، رشد و کمک به دیگران مورد استفاده قرار گیرد. یکی از مهمترین عواملی که به رشد مالی کمک میکند، بخشندگی است.
در کتابهای مختلف، از جمله آثار جو ویتالی، به این موضوع اشاره شده که یکی از رازهای مهم ثروتمند شدن، بخشندگی است. در فرهنگ دینی ما نیز آمده است که اگر در تنگنای مالی هستید، به دیگران کمک کنید و اطعام نمایید. این نگاه نشان میدهد که بخشش و سخاوت، نهتنها موجب فقر نمیشود، بلکه زمینه رشد و برکت را فراهم میکند.
گفت: «هر مقدار که میتوانی.» این کار باعث میشود وضعیت مالی تو بهبود پیدا کند. البته بحث ما بخشش در حوزه مالی است، اما اگر بخواهیم آن را به دستور جلسه و کتاب ۶۰ درجه مرتبط کنیم، باید بگوییم که بخششِ امور ارزشمند، بهطور کلی دستاوردهای شگفتانگیزی به همراه دارد.
ما در اینجا درباره مسائل مالی صحبت کردیم و طبیعی است که انسان باید ابتدا وضعیت مالی مناسبی داشته باشد تا بتواند ببخشد. به همین دلیل، من معتقدم اگر در لژیون سردار حضور دارم، یکی از وظایفم این است که به دنبال راههایی باشم که وضعیت مالی خود را بهبود ببخشم تا بتوانم در لژیون سردار خدمت کنم، سردار شوم، پهلوان شوم و به اهدافی که در خارج از کنگره نیز دارم، دست پیدا کنم.
اما بخشش فقط مالی نیست. گاهی بخشش از جنس زمان است؛ از جنس ساعاتی که راهنمایان، خدمتگزاران کنگره و همه شما عزیزان در اختیار دیگران قرار میدهید. گاهی نیز بخشش از جنس آبرو و موقعیت اجتماعی است.

آقای مهندس، اگر اشتباه نکنم، در بهمنماه سال ۱۳۷۵ نگارش کتاب ۶۰ درجه را آغاز کردند. زمانی که تصمیم گرفتند از طریق نوشتن این کتاب، یک موضوع ارزشمند را در اختیار جامعه قرار دهند، در واقع بخشی از آبرو و موقعیت اجتماعی خود را نیز به میان آوردند. این کار سادهای نبود. اینکه فردی درباره اعتیاد خود سخن بگوید و آن را منتشر کند، در آن دوران بسیار دشوار بود؛ زیرا ممکن بود مورد قضاوت قرار گیرد، از سوی اطرافیان طرد شود و با مشکلات فراوانی روبهرو گردد. اما ایشان هدف داشتند و این مسیر را ادامه دادند.
نتیجه آن بخشش را امروز مشاهده میکنیم؛ در شعبات متعدد کنگره، در دستاوردهایی که طی بیش از بیستوپنج یا سی سال گذشته حاصل شده و در تأثیر عمیقی که این حرکت بر زندگی انسانهای بسیاری گذاشته است. به اعتقاد من، بخش مهمی از این خیر و برکت، حاصل همان بخشش آبرو و جایگاه اجتماعی بوده است.
حتی اگر پیشگفتار کتاب را مطالعه کرده باشید، به آن بخش میرسید که خانم مهندس، خانم آنی، از استاد امین سؤال میکنند که آیا آقای مهندس قصد انتشار این کتاب را دارند؟ و زمانی که پاسخ مثبت میشنوند، میگویند: «پس آبروی ما چه میشود؟» این جمله نشان میدهد که انتشار کتاب تا چه اندازه با گذشتن از آبرو و پذیرش سختیها همراه بوده است. اما همین بخشش، خیر و برکت فراوانی را به همراه آورد.
امیدوارم همه ما بتوانیم این موضوع را بهدرستی درک کنیم. پیش از جلسه، با آقا مرتضی روحانی درباره این مسئله صحبت میکردیم و مثالهایی را مطرح کردیم که چرا بخشیدن میتواند موجب رشد و ثروت انسان شود. در پایان گفتگو به این نتیجه رسیدیم که درک این موضوع آسان نیست، اما حقیقت همین است.
امیدوارم همه ما به این درک برسیم که بخشیدن، انسان را فقیر نمیکند؛ بلکه میتواند زمینه بهبود شرایط، افزایش برکت و رشد مالی و معنوی را فراهم سازد و ما را در انجام وظایفی که بر عهده داریم، یاری کند.

سخنانم را به پایان میرسانم و مشتاقم در مشارکتهای شما بشنوم که چه باورهایی را نادرست میدانید، چه باورهایی را صحیح میدانید و به نظر شما چه عواملی باعث پیشرفت یا عدم پیشرفت مالی انسان میشود تا من نیز از تجربیات و دیدگاههای شما آموزش بگیرم.
از اینکه به سخنان من گوش کردید، از همه شما سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر رضا ل۳
عکاس: مسافر احمد ل 11 و مسافر رضا ل1
تایپ و ویرایش: مسافر کوروش ل17
ارسال خبر: مسافر جلیل ل18
ا
- تعداد بازدید از این مطلب :
162