چهارمین جلسه از دوره پنجم لژیون سردار ویژه همسفران آقا، نمایندگی ستارخان به استادی ایجنت محترم همسفر محسن ، نگهبانی همسفر علی ،دبیری همسفر کاظم و خزانه داری همسفر فرید با دستور جلسه"آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" راس ساعت ۱۲:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
دیشب سه چهار نفر زنگ زدند؛ تماس گرفته بودند که بگویند نمیتوانند در جلسه امروز شرکت کنند. اگر بقیه به مرزبانی زنگ نزده باشند، به نظر من عین بیادبی، بیاحترامی و بی تعادلی است. اگر کسی بخواهد دیر بیاید عین بی احترامی به بقیه است. ما وقتی مسئولیتی را قبول میکنیم، باید تهاش را ببینیم. وقتی دبیر میشویم، باید تهاش را ببینیم. نگهبان میشویم، باید بدانیم که مسئولیت ها و وظایفی داریم که باید انجام دهیم. ایجنت میشویم، باید تهاش را ببینیم. وقتی راهنما می شوم هم باید آخرش را ببینیم و از خودمان بپرسیم که میتوانم یا نمیتوانم؟ یا اینکه قرار است همهاش با این و آن قهر و آشتی کنم؟ این کار مقداری به به خودمان ضربه میزند و بعدا ممکن است به دیگران ضربه بزند. نیامدن به جلسه بدون اطلاع قبلی یا دیر آمدن میشود بیاحترامی به همه؛ نه فقط به من یا مرزبان. البته اگر کسی زنگ بزند، کار دارد و مشکل دارد، مسئلهاش جداست.
من همیشه میگویم ارزش انسان به سواد و دانش اوست و ارزش سواد و دانش، به ادب، اخلاق، آداب معاشرت و تعادل و بیتعادلی اوست. شما وکیل باش، مهندس باش، ده تا برج داشته باش و سوادت به نهایت زیاد باشد، اما اگر ادب نداشته باشی، هیچ فایدهای ندارد و روی نقطه صفر هستی. از دو سه هفته قبل اعلام میشود که آقا، لژیون سردار است، لژیون راهنماهاست یا لژیون خدمتگزاران است. این اعلامِ قبلی شما را آماده میکند. من همیشه از راهنمایم یاد می کنم. یادم است یکدفعه شمال بودم. چهارشنبه شب زنگ زدم به آقای حبیبالله و گفتم: «من فردا نمیتوانم بیایم.» او گفت باید بیایی. دیگر اصلاً به ایشان هم نگفتم که کجا هستم. صبحِ زود بلند شدم و خودم را رساندم به آکادمی. این احترامی است که من برای راهنمایم قائل بودم. وقتی سرِ کاری هستی و به تو از قبل اعلام شده که آقا امروز لژیون سردار است و امروز خدمتگزاری، این خیلی در آداب و معاشرت مهم است که به موقع حضور داشته باشم.
این آداب و معاشرت تنها مختص به اینجا نیست؛ بلکه در خانواده هم خیلی مهم است. هر جور که اینجا هستیم، باید ده برابرش را در خانواده باشیم. اگر نباشیم، یعنی هیچچیزی یاد نگرفتهایم و اصلاً نباید به کنگره برویم. چرا؟ چون اعضای خانواده که کنگرهای نیستند، به کنگره فحش میدهند. میگویند تو رفتی آنجا، این اخلاقت است؟ فرض کن علی آقا که اینجا احترام میگذارد، ولی در خانواده با همه برزخ است و منیت دارد؛ این هیچ فایدهای ندارد. این نظر من است و دارم تجربه هفده هجده سالهام را میگویم. من هر چقدر اینجا احترام گذاشتم، به خانوادهام بیشتر احترام گذاشتم.
ما مثلثی داریم به نام «مثلث آرامش» که یک ضلعِ آن بخشش است. بخشش در کنگره یعنی چه؟ یعنی کمکِ داوطلبانه. شما در کنگره بخشش میکنید. این کمکِ داوطلبانه است؛ نه زور است و نه راهنما میگوید برو جلو و بده. نگاه میکنی به جیبت، نگاه میکنی به تواناییات و داوطلبانه میبخشی. ضلعِ دیگرش گذشت است که در زندگی خیلی اهمیت دارد. گذشت یعنی نسبت به کسی که به تو بدی کرده، گذشت کنی. پولت را خورده و نتوانستی بگیری؟ گذشت کن. عمویت، داییات، خالهات، پدر و مادر، نسبت به آنها گذشت کن. آقا، یکی ده بار به تو سلام نداده است؛ تو تلافی نکن. نگو او به من ده بار سلام نداده چون کوچکتر یا بزرگتر بوده است. در زندگی گذشت کن. به خدا هرچه گذشتات کمتر باشد، انرژی مثبت میرود در این موضوع و انرژی مثبت ذهن را کم می کند. هرچه منِ از مصطفی گلهمند باشم و هر موقع او را میبینم ناراحت شوم و پشتم را به او کنم، این حالِ آدم را خراب میکند و وقتی از کنگره بیرون میآیم، حالم خراب است. گذشت خیلی خوب است؛ چه در زندگی، چه در کنگره، چه کوچک باشی و چه بزرگ، فرقی ندارد.
یک ضلعِ دیگر این مثلث، انفاق است. هر سه ضلع تقریباً یک مفهوم دارد، ولی معنیهای جداگانهای دارد. انفاق یعنی کمک به نیازمندان. میدانی همسایهات نیازمند است، یا میشناسی که فامیلت نیازمند و درمانده است. طرف را در خیابان میبینی و به تو میگوید یک کمکی به من بکن. حتی اگر او را نمیشناسی، ده هزار تومان بهش بده، وقتی انفاق می کنی راحت میشوی. در خیابان میروی و میبینی کلهی آشغال جمعکن تا کمر در سطل آشغال است؛ برو تشکر کن و یک پنجاه هزار تومانی هم به او بده. اینها دیگر کمکِ داوطلبانه نیست؛ اینها انفاق است، یعنی کمک به نیازمندان.
این خیلی مهم است که سعی کنیم این جلسهها را از دست ندهیم. حیف است. اگر نمیتوانید بیایید، اطلاع بدهید. اگر اطلاع ندهید، عین بیادبی است.
.jpg)
مسئول سایت همسفران آقا شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
89