English Version
This Site Is Available In English

کتاب ۶۰ درجه فقط منوط به اعضای کنگره نیست

کتاب ۶۰ درجه فقط منوط به اعضای کنگره نیست

اولین جلسه از دوره چهل ونهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ به نمایندگی شعبه حر به استادی راهنمای محترم مسافر صادق و نگهبانی مسافر سعید و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه " کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و تصاویر آن روز شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود‌.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان صادق هستم یک مسافر، خدا را شکر می کنم به خاطر توفیق حضور در جلسه امروز و از همه شما تشکر می کنم. از ایجنت، مرزبان های عزیز، از راهنمای خودم احمد آقا جعفری و همچنین از بنیان کنگره‌، آقای مهندس و استاد امین که برای ما راهگشا بودند و با از خودگذشتگی هایی که داشتند باعث شدند بتوانیم از آموزش های کنگره در زندگیمان بهره ببریم و شاید آنجایی که نیاز داریم این آموزش ها به دادمان برسند و بتوانیم از تیرگی‌ها و تاریکی ها و منجلابی که ممکن است دچارش شویم خارج گردیم.

دستور جلسه امروز کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر و تصاویر آن هست و همچنین تولد یک سال رهایی حسن عزیز و همسفر گرامیشان است. تشکر می کنم از آقا اقبال عزیز، امروز این اجازه رو به من دادند که در این جلسه استاد جلسه باشم و آموزش بگیرم، اگر کوتاه راجع به دستور جلسه و همچنین تولد حسن عزیز بخواهم صحبت کنم، در واقع برداشتی که از کتاب شصت درجه داشتم را می‌توانم بگویم‌، که همه ما می‌دانیم این کتاب راه‌گشا‌ست‌، مثل سایر متون هایی که در طول تاریخ مسیر را به ما نشان دادند، که در راس آنها قرآن کریم است.  کتاب شصت درجه درمقایسه با کتابهای نویسندگان بزرگ جزو پرفروش‌ترین کتابها است‌و واقعا کتاب شصت درجه کتاب پر تیراژی است که فقط منوط به بچه های کنگره نمی شود. کسانی که  اهل مطالعه هستند و این کتاب را خواندند کلی برای ایشان مفید واقع شده است. این کتاب خیلی پر محتوا است و مطالب بسیاری دارد، دو تا از تصاویر این کتاب همیشه خیلی برایم جالب بود یکی از آنها تصویر شماره هفت است،  آنجایی که مسافر با یک ماشین سفر می کند  و آن نوری که در شیشه ماشینش تابیده و باعث شده که جلویش را خوب نبیند و مربوط به چهار یا پنج ماه سفر می‌باشد ممکن است شخص دچار این اتفاق شود، یعنی آن تابش ممکن است باعث شود که جلویش را خوب نبیند مگر زمانی که بخواهد از عینک استفاده کند تا از آن مسیر عبور کند‌. حالا تابش نور چه مفهومی دارد؟ تابش نور برای یک سفر اولی  که پنج یا شش ماه  سفر خوبی رو انجام می دهد طبعا یک سری از حس هایش باز می شود و باز شدن این حس ها باعث می شود که اشتباهاتی که قبلا کرده و الان می‌خواهد جبران  کند. وقتی که شما آن عینک رو بزنی می توانی از این مسیر عبور کنی‌. حالا عینک چه مفهومی دارد؟ عینک در واقع گذشتن از آن مرحله است یعنی گذشتن از خواسته ای که حالا به صورت معقول یا نامعقول ممکن است برای یک مسافر به وجود می آید و بعد باید از این مسیر عبور کند حالا سفر اولی می تواند یک برداشتی داشته باشد سفر دومی هم می‌تواند برداشت دیگری داشته باشد.

قسمت دوم دستور جلسه تولد حسن عزیز است، حسن تقریبا بیش از دوسال پیش وارد لژِیون چهارم شد و حالا یه سری از بچه هایی که در شعبه حضور دارند با حسن خاطراتی دارند که خودشان مشارکت می کنند، حسن رهجوی خیلی وسواسی است و خیلی دوست دارد که راجع به همه مسائل کنکاش کند و ریزبینانه مسائل را دریافت کند. از اینکه به صحبت های من گوش دادید از همه تشکر میکنم.

خلاصه سخنان مسافر حسن :

سلام دوستان حسن هستم یک مسافر ، قبل از هر چیز از خدای خودم تشکر می‌کنم از آقای مهندس و خانواده محترمشان واز اساتید آقای مهندس تشکر می‌کنم از آقا صادق راهنمای سفر اولم و ازآقا اقبال که الان در خدمت ایشان هستم ، از راهنمای نیکوتینم آقای شیرمحمدی و از آقا سعید سخی تشکر می‌کنم ، از آقای صفری راهنمای جونزم تشکر می‌کنم، از آقا محمدرضا راهنمای تازه‌واردین تشکر می‌کنم‌، از راهنمای همسفرم و از ایجنت و گروه مرزبانی شعبه حر تشکر می‌کنم.

باتوجه به اینکه اوایل به صورت تفننی مصرف می‌کردم ولی در ادامه اجبار به مصرف شدم ولی همیشه از خدا می‌خواستم که یک راهی برای نجات من پیدا شود و پیشنهادی که که اطرافیان می‌دادند روش ترک با قرص‌های مختلف به طور مثال متادون بود که چند روز استفاده می‌کردم و دوباره به مصرف قبلی برمی‌گشتم و من فقط به فکر ترک بودم چیزی به عنوان درمان نمی‌شناختم‌.

پارک ولایت را خیلی دوست دارم برای اینکه شروع خارج شدن از تاریکی من از آنجا بود‌، یک روز جمعه همراه پسرم و همسرم برای ورزش کردن به پارک ولایت رفته بودم که توجه من را لباس‌های ورزشی که یک عده زیادی با رنگهای متنوع به تن کرده بودند‌ جلب کرد‌، همسر و فرزندم را به منزل رساندم و دومرتبه به پارک برگشتم ولی از آن جمعیت فقط سه نفر آنجا بودند که با هم صحبت شدن با آنها کنگره به من معرفی شد و امروز بابت آشنای‌ام با کنگره شکرگزار خداوند هستم و درپایان امیدوارم در کنگره ماندگار باشم و خدمتگزار شوم و از خدا می‌خواهم این اتفاق برای همه رقم بخورد‌، از این که به صحبت‌های من گوش کردید متشکرم.

 

عکس و تایپ : مسافر مهدی لژیون یکم 

بارگزاری و ویرایش : مسافر بهروز لژیون هشتم 

مرزبان خبری : مسافر حامد  گروه مرزبانی

مرزبان کشیک: مسافر مهدی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .