English Version
This Site Is Available In English

قاعده و قانون

قاعده و قانون

جلسه یازدهم از دوره‌ پنجم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی بوئین‌زهرا با استادی مسافر راهنما عبدالله ، نگهبانی همسفر امیر حسین و دبیری همسفر محمد، با دستور جلسه "آداب معاشرت؛ ادب و بی ادبی و تعادل و بی تعادلی" پنجشنبه 21  خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌ کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

ما در هستی هیچ چیزی را نداریم که آداب نداشته باشد.
مانند خورد و خوراک، رانندگی، زندگی شهری، آپارتمان نشینی، مراودات کاری و ... همه این‌ها دارای آداب و راه و روش می‌باشند. هر چقدر ما این آداب را رعایت کنیم، به ادب نزدیک‌تر می‌شویم.
برای بیماری اعتیاد اوایل کلمه ترک مطرح بود، بعد آقای مهندس درمان را کشف کردند و پس از آن در کنگره تعادل مطرح گردید، که فوق درمان است.
رسیدن به تعادل در گرو جهان‌بینی است، این که ما آداب را رعایت کنیم.
این دستور جلسه به من می‌گوید، به هر جایی که وارد شوم قاعده و قانونی دارد.
اگر قوانین و قاعده را رعایت کردم من انسان با ادبی هستم.
کنگره هم قانون و قواعدی دارد، مثل رعایت نظم، احترام به پیشکسوتان، پوشیدن پیراهن سفید و ...
اگر من در کنگره قوانین را رعایت کنم در بیرون از کنگره نیز این کار را خواهم کرد.
کسی که در کنگره قوانین را اجرا می‌کند اما در بیرون احترامی به قوانین نمی‌گذارد به تعادل نرسیده است.
تعادل زمانی اتفاق می‌افتد که صور آشکار و پنهان با یکدیگر منطبق شوند.
یعنی اگر اینجا متشخص و با نظم هستم در بیرون از اینجا نیز همین گونه باشم.
جهان‌بینی کنگره ۶۰ است که مرا به تعادل می‌رساند و مرا با آداب معاشرت آشنا می‌کند.

در قسمت دوم تولد مسافر بقیه الله را داریم، به خودشان همسفرشان، راهنمای همسفرشان و نیز تک تک خدمتگزاران کنگره ۶۰ و نمایندگی بوئین زهرا این تولد را تبریک می‌گویم.
بقیه الله از کسانی بود که در کلینیک سفر اوتی انجام داده بود، یک بار که فرصت پیش آمده بود و نزد جناب مهندس رفته بودیم، بقیه الله با من مطرح کرد با اینکه دو سال ست دیگر شربت نیز استفاده نمی‌کند اما حال خوبی ندارد. من هم به او گفتم خب می‌توانی دوباره سفر کنی،
به صورت سقوط آزاد سفر خود را آغاز کرد.
بقیه الله دارای خصوصیاتی است که با این دستور جلسه هماهنگی دارد.
مثل ادب، آداب معاشرت و تعادل.
بقیه الله سفر مرتب و منظمی داشت، هرچه که گفتم گوش داد، به درمان رسید و اکنون نیز خدمتگزار است.
امیدوارم در ادامه خودش و همسفرش در آزمون قبول شده و شال راهنمایی را نیز دریافت کنند.
پیام تولد او نیز در همین مضمون است، قله و فتح آن چندان اهمیتی ندارد، اما نشانی از خویش در آن مکان گذاشتن مهم است.
رهایی و رها شدن مهم است اما اینکه من با رها شدنم قرار است چه اثری در هستی بگذارم مهمتر است.
انشالله که امسال در آزمون قبول شود و در مسیر خدمت باقی بماند.

در ادامه جلسه تولد یک سال رهایی مسافر بقیة الله را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم...

آرزوی مسافر:

انشالله که همچنان خدمتگزار باقی بمانم و لیاقت راهنما شدن را داشته باشم.

سخنان مسافر:
خدا را شکر می‌کنم که در جمع شما و در مسیر روشنایی هستم.
از راهنمای خوبم آقا عبدالله تشکر می‌کنم که باعث شدند من این جایگاه را تجربه کنم.
در این مدت خیلی چیزها به من یاد دادند و امیدوارم که من این موارد را در زندگی خودم کاربردی کنم.
از آقای مهندس نیز تشکر می‌کنم که برای من و امثال من و نیز همسرم این بستر را فراهم کردند.
از همسفرم نیز تشکر می‌کنم که بال پرواز من شدند.
از راهنمای همسفرم، ایجنت وخدمتگزاران قسمت همسفران تشکر می‌کنم.
انشالله که همچنان در مسیر کنگره باشیم و بتوانیم آموزش‌های اینجا را در زندگی خویش کاربردی کنیم که هم برای خودمان اثرگذار باشیم و هم در زندگی دیگران.
متشکرم که در این جشن حضور پیدا کردید و به صحبت‌هایم گوش دادید.

صحبت های راهنمای همسفر:
سلام دوستان محبوبه هستم همسفر.
خدا را شکر می‌کنم که بار دیگر در شعبه بوئین زهرا یک مراسم تولد داریم.
این روز را به همسفر معصومه، مسافرشان و راهنمای مسافرشان تبریک می‌گویم.
هر کسی که در مسیر کنگره قرار بگیرد و وارد بازی کنگره شود، بی برو برگرد به رهایی می‌رسد.
خانم معصومه در سفر دوم شان وارد لژیون من شدند.
من در طول سفر اول ایشان، در جایگاه مرزبانی خدمت می‌کردم و ایشان را زیر نظر داشتم. ایشان در طول سفر اولشان نیز بسیار منظم بودند و همچنین فرمانبردار.
خانم معصومه در ابتدا قصد حضور مستمر در کنگره ۶۰ را نداشتند.
و در ابتدای حضورشان در فرم پذیرش مشخصاتشان را اشتباه گفته بودند.
چون آمده بودند که فقط ببینند اینجا چه خبر است.
اما دو ماه پس از حضورشان پیش من آمدند و گفتند مشخصاتم را اشتباه گفتم و می‌خواهم در کنگره بمانم.
امیدوارم در ادامه نیز در کنگره بماند و خدمتگزار شوند چون لایق گرفتن شال نیز هستند.

صبحت های همسفر:

سلام دوستان معصومه هستم همسفر.
در ابتدا از همه شما که در این جشن حضور پیدا کردید متشکرم.
راستش باورم نمی‌شود که در این جایگاه قرار گرفته‌ایم.
چون در ابتدا من با حضور مسافرم در کنگره به شدت مخالف بودم.
چون ایشان نزدیک به دو سال بود که دیگر مواد مصرف نمی‌کردند.
چون با کنگره ۶۰ آشنایی نداشتم با ایشان مخالفت می‌کردم،
اما به هر حال ایشان سفرشان را آغاز کردند.
با گذشت زمان و دیدن تغییرات در روان و رفتار مسافرم من نیز به کنگره و راهکارهای آن علاقمند شدم.
مشتاق بودم که من نیز از این آموزش‌ها بهره‌مند شوم اما چون در ابتدا با رفتنشان مخالفت کرده بودم، منتظر بودم تا پیشنهاد رفتن به کنگره از سوی خودشان به من داده شود.
به یاد دارم جشن گلریزان سال ۱۴۰۳ بود، که به من گفتند امروز جشن است و با من بیا به کنگره برویم.
وقتی که به مراسم آمدم توجه شدم تا سه جلسه می‌توانم به صورت مهمان به کنگره بیایم. با خودم گفتم خب تا سه جلسه می‌آیم و دیگر حضور پیدا نمی‌کنم.
اما خودم هم نمی‌دانم چطور شد که تا به امروز به صورت مستمر در کنگره حضور دارم.
در اینجا جا دارد که از آقای مهندس، خانواده محترمشان، ایجنت مسافران، ایجنت همسفران، راهنمای سفر اولم خانم آمنه و راهنمای سفر دومم خانم محبوبه و همینطور تمام خدمتگزاران کنگره و این شعبه نهایت تشکر و قدردانی را دارم.

تهیه و تنظیم: مسافر حامد

عکس: مسافر محمد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .