English Version
This Site Is Available In English

جشن تولد اولین سال رهایی مسافر مرتضی

جشن تولد اولین سال رهایی مسافر مرتضی

سیزدهمین جلسه از دور ششم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی بروجن ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر سجاد و نگهبانی مسافر محمد و دبیری  مسافر محمد با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی» روز پنج‌شنبه 21 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر.


خداوند را شاکر و سپاسگزارم که توفیق داد در این جایگاه  قرار بگیرم وآموزش ببینم. به آقا محمد عزیز، جایگاه اسیستانتِ دیده‌بان را خیلی‌خیلی تبریک می‌گویم.خب، امروز با دو تا دستور جلسه در خدمتتان هستیم. دستور جلسه (آداب و معشلرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی) است، من خودم معمولاً بعضی از دستور جلسات را این‌طور نگاه می‌کنم که چه اثری در درمان اعتیاد دارد؟ چه ربطی به اعتیاد و درمان اعتیاد می‌تواند داشته باشد؟ یکی از دستور جلسات هم همین «آداب معاشرت» است. در سی‌دی «چشم سر»، آقای مهندس با استادشان صحبت می‌کنند و من عین مطلب را نوشته‌ام و برایتان می‌خوانم؛ ایشان می‌گویند: «آموزش‌هایی که از شما گرفتم بر روی مخرب‌ترین و غیرقابل‌اصلاح‌ترین افراد جامعه به اجرا درآوردند و بهترین جواب را گرفتم.» این دیالوگی است که بعد از ۷ سال بین مهندس و استادشان مطرح می‌شود. آقای مهندس می‌گوید: «این را روی افرادی اجرا کردم که غیرقابل‌اصلاح بودند؛ خدمت شما عارض شوم که هر کدام از آن‌ها برای ریختنِ به‌همِ یک محل و یک خانواده کافی بودند.» امروز این افراد بعد از ۷ سال آمدند و تحت آموزش‌های کنگره قرار گرفتند و نه ‌تنها به درمان اعتیاد رسیدند، بلکه به تعادل نسبی رسیدند و روش درمان و علم کنگره، بهترین علم است.آقای مهندس می‌گوید ما در کنگره معتاد ترک نمی‌دهیم، استاد پرورش می‌دهیم. وقتی آقای مهندس صحبت از درمان اعتیاد می‌کنند، برای کمک به این قضیه فقط با حرف نیست، بلکه با نمونه و مدل نشان می‌دهند. شما ۴۰۰ یا ۵۰۰ نفر را یک‌جا ببینید کنار خانواده‌ها در یک مکان، افرادی که یک زمانی جزو مخرب‌ترین و واقعاً از دید جامعه غیرقابل‌اصلاح‌ترین بودند؛ به‌خاطر این است که علم کنگره، آموزش نابی است که ما فقط این را در کنگره می‌توانیم ببینیم. من خودم واقعاً برای «ترک» آمدم و جایی نرفته بودم. وقتی وارد کنگره شدم گفتند چیزی به‌نام ترک نداریم، درمان است؛ ولی به‌هرحال آرام‌آرام گفتند آقای مهندس که درمان فوقِ ترک و تعادل فوقِ درمان است. آقای مهندس تمام آموزش‌هایشان بر مبنای همین آموزش‌ها و کلاً بر این مبنا است. ولی وقتی دستور جلسه را بخواهم روی خودم پیاده کنم، می‌رسم به اینکه آیا از تعادل برخوردار هستم یا نیستم؟ چون معمولاً آموزش‌های جهان‌بینی مال این است که ببینی، دقیقاً یک‌زمانی دوربین روی دیگران بود و بقیه را با آن چک می‌کردم؛ امروز دیگر آن اتفاق نیفتد. این دستور جلسه و مطالب آموزشی که در کنگره وجود دارد، نگاه نکنم که طبق این تعریف این تعادل دارد و آن یکی ندارد و فلان است. دقیقاً دوربینی که تا الان روی دیگران بود، باید برگردد روی خودم و ببینم که واقعاً کجای این دستور جلسه هستم؟ آیا از تعادل نسبی برخوردار هستم یا نیستم؟
من فکر می‌کنم آنجایی که به‌قول آقای مهندس محک می‌خورد، شخص خودش را در همین دستور جلسه نشان می‌دهد. اینکه آموزش‌هایی که گرفته‌ای را آیا بیرون می‌توانی رعایت کنی؟ از یک تعادل نسبی برخوردار شدی که با هر چیزی به‌هم نریزی؟ به‌هرحال همه ما در این جامعه زندگی و کسب‌وکار می‌کنیم و با افراد مختلف سروکار داریم و معاشرت می‌کنیم. این معاشرت باید با یک‌سری آداب باشد و من به‌عنوان نمونه‌ی درمان‌شدۀ کنگره و به تعادل رسیدۀ کنگره، آیا این فرد هستم؟ ما در کنگره خدا را شکر به شکلی هستیم که همه‌چیز با آمار و ارقام و سند بدون نقص داریم صحبت می‌کنیم. اینکه من بگویم کنگره بهترین مکان است، خب به‌قول جناب مهندس: «این‌قدر چریدی، کو دنبه‌ات؟» اگر آموزش گرفتی، کو محصول؟ درخت را از میوه‌اش می‌شناسند. من به‌نظرم نشانه‌ی اینکه آیا به تعادل دارم نزدیک می‌شوم یا نمی‌شوم را در آداب معاشرت هم باید دنبالش بگردم.
خب برویم سراغ دستور جلسه دوم؛ اولین سال رهایی مرتضی عزیز هست. مرتضی همیشه در راه است، اولین سال رهایی مرتضی عزیز را خیلی تبریک می‌گویم به این خانواده. راهنماها معمولاً در تولد رهجوها از شیطنت‌ها و بالا و پایین شدن و زدن و نزدن آن‌ها صحبت می‌کنند. من نمی‌دانم درمورد مرتضی چه بگویم چون از روزی که وارد کنگره شد به تمام معنا مطیع بود و خیلی خوب و عالی سفر کرد؛ بدون هیچ حاشیه و نق ‌زدن، و در اولین فرصت همسفرش را همراه خود آورد. جزو خدمت‌گزاران خوب کنگره بود؛ یعنی هر جا نیاز بود مرتضی حضور داشت. خیلی به مرتضی تبریک می‌گویم و ان‌شاءالله بسنده نکند به این‌جایی که هست. هم خودش و هم همسفر محترم، آزمون راهنمایی را در پیش دارند؛ ان‌شاءالله اگر خواسته‌اش باشد، شال راهنمایی مرتضی را ببینیم. به آقا مرتضی خیلی‌خیلی تبریک می‌گویم، به خانم زهره (راهنمای همسفرش) خیلی‌خیلی تبریک می‌گویم، به دو آقا پسر گلش تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. ان‌شاءالله که بمانند در کنگره و خدمت‌گزار باشند. خودتان و مرتضی و همسفرش را تشویق کنید.

سلام دوستان، مرتضی هستم یک مسافر.
قبل از هر چیز، خدا را شاکرم که در کنگره حضور دارم و در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم آموزش ببینم. به جناب مهندس تبریک عرض می‌کنم که در حقیقت بستر خوبی مهیا کردند تا ما بتوانیم در این مکان مقدس دور هم جمع شویم. یک مطلب برای من روشن شده است که خیلی از آدم‌ها می‌خواستند یک‌باره به یک نحوی صور پنهان خود را آشکار کنند، ولی آقای مهندس با روش خاص خود، صور پنهان و صور آشکار را با هم پیش بردند. دستور جلسه قبل در مورد سیگار بود؛ ماده‌ای که به ‌راحتی در دسترس انسان‌ها قرار می‌گیرد، ولی آقای مهندس راه را به ما نشان داد. اولین روزی که وارد کنگره شدم، جلسه عمومی روز پنجشنبه بود که آمدم و مشاوره شدم؛ روز انتخاب لژیون، لژیون آقا محمد بسته بود و یکی از دوستان، آقا وحید را به من پیشنهاد کردند، اما بعداً متوجه شدم در کنگره باید بر اساس حس، راهنما را انتخاب کنیم و این‌جوری قرعه ما به لژیون سوم و راهنمای عزیزم آقا سجاد گره خورد که انصافاً از همان اول هم حس خوبی به ایشان داشتم. از تمامی راهنمایان تشکر می‌کنم و من به‌نوعی از همه آن‌ها درس یاد گرفتم؛ امیدوارم بتوانم در کنگره تداوم داشته باشم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.از راهنمای همسفرم در سفر اول، خانم زهره تشکر می‌کنم؛ همچنین از راهنمای همسفرم در سفر دوم، خانم زینب تشکر می‌کنم. از راهنمای خودم، آقا سجاد، خیلی تشکر می‌کنم به‌خاطر زحماتی که به ایشان دادم.
صحبت‌های خانم زینب، راهنمای همسفر مرتضی:سلام دوستان، زینب هستم یک همسفر. شاکر و سپاسگزار خداوندی هستم که به‌واسطه این تولدها، من هم در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم آموزش بگیرم. از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر می‌کنم؛ همچنین به خانم مرجان و آقا کامران تبریک ویژه عرض می‌کنم. تبریک دیگرم به آقا سجاد بابت پرورش چنین رهجویی؛ همچنین به خانم زهره تبریک عرض می‌کنم بابت زحماتی که در سفر اول متحمل شدند. آرزو می‌کنم همسفر مریم و مسافرشان در این راه استوار بمانند و خدمتگزار باشند. به بچه‌های گل این خانواده تبریک ویژه عرض می‌کنم؛ تولدها نوید زندگی دوباره را می‌دهند که یک انسان با تلاش خودش به جایگاه بهتری دست پیدا می‌کند. خیلی ممنونم بابت وقت مشارکت.صحبت‌های همسفر مریم:خداوند را شاکرم که این فرصت را به من داد تا در این جایگاه قرار بگیرم و از این بابت خیلی خوشحالم که در جمع دوستانی هستم که نماد محبت و تغییر و تحول هستند. تشکر ویژه دارم از خانم زهره بابت درس‌هایی که از ایشان یاد گرفتم که به‌نوعی در جمیع عمرم نمی‌توانستم حتی یک خط از آن‌ها را جای دیگر یاد بگیرم؛ ان‌شاءالله خداوند به من فرصت جبران بدهد و امیدوارم برکت عمر ایشان بشود. از مسافرم تشکر می‌کنم به‌خاطر پایداری در مسیر و اینکه باعث شد من با کنگره آشنا بشوم تا بتوانم آموزش بگیرم. از راهنمای مسافرم، آقا سجاد، تشکر ویژه دارم و امیدوارم برکت زندگی ایشان بشود. از راهنمای خودم، خانم زینب، تشکر می‌کنم و خسته نباشید و خدا قوت عرض می‌کنم به همه خدمتگزاران شعبه بروجن؛ امیدوارم تولد همه مسافران را با هم جشن بگیریم.

تایپیست ها: مسافر مسلام (لژیون دوم) مسافر روح الله(لژیون یکم)
عکاس: مسافر ابوذر (لژیون یکم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت (مسئول سایت)

مرزبان خبری: مسافر مصطفی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .