مشارکت همسفر لیلی از لژیون هشتم:
یکی از موضوعات خیلی مهم که برای هر شخصی در زندگی پیش میآید، موضوع عشق یا گره عشق است؛ که در زمان گذشته بیشتر در داستانها و فیلمها بوده و اکنون کنار گذاشته شده و جای آن را هفت تیر گرفته است. در وادی چهاردهم صخرهها مانند قلب انسان هستند که عشق آن را میشکافد و راه را باز میکند. زمانیکه تجربه عشق، برای انسان اتفاق افتاده باشد به سان این میماند که در یک کوه انفجارهای مکرری صورت گرفته باشد و تونلها و مسیرهای دیگری برایش باز می گردد. با انفجار باروتها، ساختارها را میتوان گسترش داد و یا اینکه نابود کرد. برای آنکه انسان چیزی را احساس کند، تنها وجود یک گیرنده کافی نیست؛ باید بخش دیگری هم باشد که آن را تفسیر و معنا کند.
آقای مهندس عشق را مثلثی نامیدهاند که ضلعهای آن را سایه، حس و جاذبه تشکیل میدهد. به چیزی که موجودیت ببخشد سایه میگویند؛ مانند یک شخص. به آنچه انسان از خود منتشر میکند، جاذبه گفته میشود؛ مانند بوی عطری که در هوا پخش میشود و به کسی که آن را دریافت کند و در او احساسی خاص شکل بگیرد و معنا پیدا کند، حس میگویند. مجموع این سه ضلع، مثلث عشق را بهوجود میآورد. عشق قامتها را استوار و انسان را برای یادگیری تمام علوم و فنون آماده میکند و در انسان توانمندی ایجاد مینماید. هستی با عشق آفریده شده؛ نیروی عشق نیروی ساختن و نیروی رشد است. امواج عشق از طریق آب،غذا و هوا به انسانها میرسد؛ عشق را مانند یک شمشیری معرفی کردهاند که بر فرق تاریکی ها فرود میآید. از سخنان استاد امین آموختم که نباید کالبد فیزیکی خودمان را تغییر دهیم تا جذاب شویم و این جذابیت باید از درون باشد.

مشارکت همسفر مرضیه از لژیون هشتم:
زمانیکه از نیمه دوم خمار عشق عبور میکنی، دیگر در ابتدای مسیر نیستی؛ آن کنجکاوی اولیه جای خود را به تسلیمی عمیق میدهد. در این دقایق، موسیقی دیگر چیزی نیست که تو گوش بدهی؛ بلکه چیزی است که تو در آن زندگی میکنی. مثل آنکه با یک سایه مهربان روبرو میشوی؛ حالتی که آدم را وادار میکند چشمانش را ببندد و اجازه دهد آن جریان بیصدا از میان وجودش عبور کند.
در این بخش حس تنهایی دیگر تلخ نیست؛ بلکه به یک نوع رفاقت با خود تبدیل شده است. گویی استاد امین در این دقایق، دست تو را میگیرد تا با تمام خستگیها و بیقرارهایت آشتی کنی؛ این موسیقی مثل یک آغوش نامرئی است که به تو میگوید: اینجا امن است. در نهایت هر چه به دقایق پایانی نزدیک میشوی، با یک نوع تغییر حال از آنجا بیرون میآیی؛ به گونهای که کمی سبکتر، کمی پاکتر و کمی بیشتر با خودت روبرو شدهای. خمار عشق، در نهایت نه یک بنبست؛ بلکه دروازهای به سوی تولدی دوباره، آرامشی عمیق و هوشیاری ابدی است.
منبع: سی دی خمار عشق
رابط خبری: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مژگان (لژیون هشتم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر امیره (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
0