سومین جلسه از دور بیست و هشتم کارگاههای آموزشی عمومی، ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰ شعبه تخت جمشید شیراز با استادی مسافر امین ، نگهبانی مسافر کنعان و دبیری مسافر مجتبی با دستور جلسه ( آداب معاشرت ، ادب و بی ادبی ) پنج شنبه ۲۱ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان امین هستم یک مسافر:
خداوند و شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم خوب در آموزشها داریم که می گوید خداوند هیچ قوم و قبیلهای را بدون بزرگتر نکند خدا را شکر در کنگره ۶۰ بزرگتری داریم به نام جناب مهندس که یکی از صحبتهایش این است که می گوید آدم عاقل اونی هست که مخالفانش یا دشمنانش رو میتواند تبدیل به دوست بکند خب آقای مهندس کار درمان اعتیاد رو شروع کردند و مقاله میخواستند به جامعه پزشکی بدن این نبود که بروند در زیرزمین بشینن و پرسشنامه بدن برای این باید یک آدابی رو رعایت میکردند با کسایی میرفتن گفتگو میکردند که اصلاً هیچ اعتقادی به درمان ندارند و همین الان هم ندارند چه برسه به اینکه یکی بلند شود و بگوید کل بیماریهای صعب العلاج از این طریق درمان شود
یا در NGO های دیگه آقای مهندس میگه که ما یعنی کنگره ۶۰ مکمل یا تکمیل شده NGO دیگر هستیم خب توی پزشکی این آدابی که مهندس رعایت کرد این تعاملی که با جامعه پزشکی برقرار کرد از مجوزهایی که برای کمیته اخلاق میگیرن گذشته و میرسن به جایی که کسی درد و رنجش بخاطر کولیت استراتیو نیست و نمیخواد روزی هشت تا ده تا مزالازین بخوره و این قطعا هم اتفاق می افتد الان دیگر سیستم پزشکی عدهای هست ولی اکثرش مخالف آقای مهندس نیستن کنار آقای مهندس هستن کنار کنگره 60هستن و یه چیز دیگه که توی کنگره دستور جلسه داره به من یادآوری میکنه چه آدابی هست که ۲۰۰ نفر سفر اولی یا سفر دومی کسی که به هر نوعی مشکلاتی داره یکی چکش برگش خورده یکی همسرش ازش جدا شده یکی کارشو از دست داده یکی ۲۰ ساله هر راهی که رفته توی مواد هر راهی که رفته نتوانسته نجات پیدا بکنه ولی وقتی تو کنگره میای اینجا در کمال صلح و آرامشی اینجا دعوایی نداریم اینجا قانون اجرا میشه ولی بحث و جدالی هم نیست اگر رهجویی قوانین و رعایت نکنه توی سفر اول طبق قانون راهنما اونو به مرزبانی میده و هیچ جر و بحثی هم نیست اگه راهنما هم قوانینو رعایت نکنه طبق قوانین ایجنت عزیز میتونه با من برخورد کنه و دعوایی هم نداریم این دستور جلسات نتیجههاش میشه این وگرنه هر نفر مصرف کننده مهندس میگه یه طایفه یه ایلو میتونه به هم بریزه و اینجا یه همچین مشکلاتی رو نداریم خوب توی کنگره چی میشه من بیام اینجا به راهنمام احترام بزارم راهنما منو سرپا نگه میداره ولی من احترام میذارم خدمتگزارم ولی ایجنت برجک منو میزنه ولی باز من احترام میذارم توی مرزبانی برم باید اجازه بگیرم توی قسمت اوتی حتی من راهنما نمیتونم وارد بشم خوب اینا نتیجهاش چیه نتیجهاش اینه که منه راهنما یاد بگیرم در اکثر مواقع وقتی میخوام توی اتاق دخترم برم در بزنم تو اتاق فرزندم بخوام برم باید در بزنم توی خانواده بخوام برم باید یا الله بگم همینجور که نمیشه من برم توی خانواده حالا چون پدر خانواده هستم کاری ندارم حالا دخترم توی چه وضعیتیه پسرم توی چه وضعیتی همینجوری برم داخل قوانین و آدابی که توی کنگره به من گوشزد میشه دلیلش اینه که من اینجا آموزش بگیرم و توی خانواده توی محل کار اونا رو بتونم اجرا بکنم اوایل که من درمان شده بودم میومدم اینجا وایجنت برجک ما رو میزد حسابی خوب منم میگفتم چشم این گردن از مو باریکتر بعدش میرفتم خونه اگر دخترم یک حرفی میزد من تحمل نداشتم خانومم یه حرفی میزد من تحمل نداشتم بعد به مرور زمان به این نتیجه رسیدم که ایجنت یا مرزبان یا راهنما به خاطر اون جایگاهی که داره من ارزش اون جایگاهشو میدونم ولی فراموش کردم که جایگاه دختر من چیه باید به دخترم احترام بزارم دیگه جایگاه همسر من چیه اگر اینجا کسیو نمیشناسم ولی شال داره خدمتگذاره بهش احترام میذارم چون ارزش جایگاهشو میدونم ولی جایگاه خانواده رو نمیدونستم و نتیجه این آموزشها مهمه یعنی اگر یه نفر یه درخت رو پیوند بزنه ولی میوهاش سمی باشه چه فایده درمان اعتیاد کرده ولی از بو و از مصرف کننده متواریه چه فایده وزن کم کرده ولی مینیکس پاش پاره شده و زانوش آب آورده مهره ۴ و ۵ کمرش بیرون زده چه فایده این آموزشهایی که اینجا هست من آموزش میگیرم و میرم تو جامعه تو خانواده اجرا کنم و اگر اجرا کنم قطعاً در صلح و آرامش خواهم بود.
تایپ: مسافر مهدی
تنظیم و ارسال:مسافر محمد جواد
- تعداد بازدید از این مطلب :
82