English Version
This Site Is Available In English

مطالب کتاب ۶۰ درجه صادقانه و قابل فهم است

مطالب کتاب ۶۰ درجه صادقانه و قابل فهم است

کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر خودآموز راهنمای درمان اعتیاد به زبان ساده است و در عین حال مطالب را علمی بیان می‌کند.

راهنما همسفر نفیسه همراه مسافرشان با آنتی ایکس الکل وارد کنگره شدند، روش درمان DST داروی درمان OT سفر خودشان را شروع کردند با راهنمایی مسافر احسان پورپشنگ و راهنمایی همسفر فاطمه و در ادامه سفر دوم راهنما همسفر زهرا رشته ورزشی مسافر دارت و رشته ورزشی همسفر دارت، هم اکنون ۳ سال و ۱۰ ماه است که آزاد و رها هستند.

چرا نام کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است و این تمثیل از چیست؟

نام کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر تمثیلی است از سخت‌ترین شرایط از فردی که مصرف‌کننده مواد مخدر است. در دمای ۶۰ درجه زیر صفر در شرایط معمولی احتمال زنده ماندن بسیار کم است. دمای طبیعی بدن ۳۷ درجه است و در دمای منفی ۶۰ درجه دمای بدن به سرعت پایین می‌آید، یعنی هیپوتر می‌شود و درون انسان یخ می‌زند که این شامل از دست دادن حس‌ها و عدم حرکت می‌باشد. در اعتیاد فرد مصرف‌کننده در جهان تاریکی وارد بیماری و مشکلات جسمی و روانی و به دنبال آن جهان‌بینی می‌شود و در این وضعیت ممکن است جایگاه اجتماعی خودش را هم از دست بدهد. حالا برای عبور از این منطقه یخ‌ زده که عدم حرکت و عدم حس داریم نمی‌توان عجله کرد. عبور از این منطقه نیازمند نقشه راه، آگاهی، زمان و حرکت تدریجی است، احتمال سقوط در دره وجود دارد؛ چون مسیر یخ زده و لغزنده است؛ پس با نور آگاهی حاصل از آموزش‌ها می‌توان به سلامتی این سفر را پشت سر گذاشت.

کتاب ۶۰ درجه سخنی است که از دل برآمده و به دل می‌نشیند علتش چیست و چرا می‌توانیم با خواندن این کتاب همزاد پنداری کنیم؟

مطالب کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر صرفاً مطالب علمی و نظری نیستند، بلکه این مطالب حاصل تجربه واقعی نویسنده می‌باشد. علمی که تجربه شده باشد، سندی بدون نقص خواهد بود. آقای مهندس خود سال‌ها درگیر مسئله اعتیاد بودند؛ پس تک‌تک جملات کتاب از تجربیات شخصی ایشان حاصل شده است به همین دلیل صداقت و حقیقت در کلام ایشان حس می‌شود و به عمق وجود انسان می‌نشیند. دلیل همزاد پنداری با این کتاب از دیدگاه من این است که احساسات و جملات مطرح شده در این کتاب برای من آشناست. احساس تنهایی، ترس و گم کردن راه و در مقابل امید به رهایی و تلاش برای بازسازی است. عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر تنها مخصوص مصرف‌کنندگان نیست، من هم به عنوان یک همسفر به نوعی مسافر این منطقه یخ‌ زده هستم. مطالب کتاب ۶۰ درجه ساده، صادقانه و قابل فهم هستند و مسیر طی شده در این کتاب مسیر رشد و تغییر انسان است. هر کدام از ما تجربه سقوط در تاریکی و تلاش برای بیرون آمدن از آن را داریم و به همین دلیل با این کتاب همزاد پنداری می‌کنیم.

موسیقی درون این کتاب به چه مفهوم است و شما در جایگاه راهنمایی چه حسی از موسیقی تصویر اسکی بازان دارید؟

توصیه استاد به آقای مهندس پس از پایان سفر سه مقوله قرآن، علم و موسیقی بوده است. جسم به تعادل رسیده است و اکنون نوبت روان و جهان‌بینی است. موسیقی یعنی نظم و هارمونی و جهان هستی بر پایه نظم حرکت می‌کند، وقتی انسان از تعادل خارج می‌شود از هارمونی فاصله می‌گیرد و در اعتیاد انسان از کوک خارج می‌شود، درست مثل ابزار موسیقی که گاهی کوک نیستند و خارج می‌زنند. در سفر اول به قول استاد ساز جسم دوباره کوک می‌شود و اما در سفر دوم هم انسان به هارمونی لازم بایستی نزدیک شود به وسیله آموزش و رشد در جهان‌بینی و به تعادل رسیدن مثلث درمان و مسئله دیگر مثلث نور، صوت و حس است که پایه و اساس جهان آفرینش و ارتباط است. موسیقی و صوت خوب انسان را میزان کرده و در جهت ارتقاء و پیشرفت قرار خواهد داد و اما تصویر اسکی‌بازان که مربوط به زمان بعد از رهایی است. زمانی که مسافر پس از عبور از شرایط بسیار سخت به مرحله شناخت خود رسیده است، تابش نور در این تصویر به نظر من نماد آگاهی و دانایی است و اسکی‌بازان که با لباس گرم هستند و تجهیزات آن‌ها کامل است نشان می‌دهد، برای حرکت و عبور از این مرحله بایستی آمادگی لازم برای آموزش و ابزار مناسب را داشته باشیم و بدون این امکانات عبور از این مرحله میسر نمی‌باشد و این را می‌توان برداشت کرد که با کسب آگاهی، دانش و حرکت در مسیر درست می‌‌شود به خویش خویشتن یا خود واقعی دست پیدا کرد.

لطفا برایمان از ۲ تمثیل درخت پوسیده و نبرد درون توضیح دهید؟

تمثیل درخت پوسیده در کتاب ۶۰ درجه اشاره به وضعیت انسان در دوران مصرف مواد مخدر دارد. درختی که شاید در ظاهر ایستاده است؛ ولی از درون خالی شده است و عصاره حیات دیگر در درونش جاری نیست. ورود مواد مخدر به طور مرتب و در طول زمان تولید‌ کننده‌های اصلی را از کار می‌اندازد و سیستم ایکس از رده خارج می‌شود و این تخریب یعنی انواع و اقسام بیماری و خرابی سیستم ایمنی بدن اتفاق می‌افتد. جسم انسان مصرف‌کننده مانند درختی می‌شود که توسط موریانه از داخل خورده و پوک شده است و با ضعیف‌ترین طوفان‌ها خواهد شکست. مشکل ظاهری نیست که با یک هرس معمولی یا قطع مصرف بتوان آن را برطرف کرد، مشکل از ریشه و بنیاد درخت است که باید سیستم ایکس بازسازی شود تا بتواند به چرخه حیات معمولی بازگردد. در کنگره۶۰ با متد DST و داروی اپیوم تینکچر و رعایت فاصله زمانی حداقل ۱۰ ماه این بازسازی انجام می‌شود و از درختان پوسیده نهال‌های جدید متولد می‌شوند. تمثیل نبرد درون نمادی است از یک مقابله همیشگی در درون انسان میان خیر و شر، خواسته‌های نفس در برابر عقل که در مصرف‌کنندگان این نفس است که پیروز می‌شود. جادوگر خفته در این تصویر نماد ساختار منفی اعتیاد است که متأسفانه بسیار رشد کرده و استحکام دارد که برای بقا و توسعه باید انسان را به سمت مصرف سوق دهد. حرارت و گرمای شدید مواد مخدر و الکل زندگی روشن و سرسبز انسان را به کویری بی آب و علف تبدیل کرده است. در سطح این برهوت می‌توان بقایای شکست‌های پی‌در‌پی را بر اثر تصمیمات غلط مشاهده کرد. انسان بر پایه اضداد است و اگر آموزش صحیح نبیند در تاریکی جهل خودش در انتخاب‌هایش همیشه شکست خواهد خورد. با آموزش صحیح و بالا رفتن ظرفیت حتما به مرور زمان به فرمان عقل نزدیک خواهد شد.

تصویر روی جلد نمادی از قدرت خداوند است و کویر و دریا را کنار هم قرارداده که تمثیل از طبیعت انسان است، یک همسفر چطور می‌تواند از این تصویر الهام بگیرد و چه تأثیراتی در زندگی او دارد؟

در تصویر روی جلد به غیر از تصویر ویرانی و آبادی، خشکی و دریا در دل همدیگر در آن بالا گوشه سمت راست تصویر کلمه الله مشاهده می‌شود. همسفر با دیدن سر چشمه تمام روشنایی‌ها در می‌یابد که‌ هیچ تاریکی همیشگی نیست، در مرداب وقتی ریشه نیلوفر را جستجو می‌کنی آن را در گل‌ولای کف مرداب پیدا می‌کنی. یک دانه گندم در ابتدا در زیر خاک و در دل تاریکی پنهان می‌شود و انرژی کسب می‌کند تا بتواند تغییر کند و از دل خاک بیرون بیاید و به روشنایی برسد. همسفر در‌ می‌یابد که نگرانی و ناامیدی معنا ندارد؛ باید صبر کرد. الهام از این تصویر امید را در دل آن‌ها زنده می‌‌کند و با ایمانی که به وجود می‌آید همسفر می‌تواند بپذیرد که بالاخره تغییر انجام می‌پذیرد و روشنایی دیده می‌شود؛ اما این را هم می‌داند که مسیر هموار نیست و فراز و نشیب بسیار دارد؛ پس باید صبر کند و محکم در کنار مسافر حرکت کند در پایان این سفر آبادانی است، یعنی سلامتی، صلح، آرامش و آسایش در انتظار آن‌ها است.

در پایان از درک و برداشت خود در جایگاه راهنمایی نسبت با این کتاب زنده و جاری را بیان کنید؟

به نظر من این کتاب به عنوان مرجع تنها یک متن آموزشی نیست، بلکه تجربه‌ای است واقعی از دل تاریکی‌ها که هربار کتاب را از نو شروع به خواندن می‌کنم، همان مطالب قبل با زبان دیگری با من صحبت می‌کند و دریافت من به گونه دیگر است. در این کتاب تنها راه خروج از اعتیاد آموزش داده نشده است، بلکه مفاهیمی آورده شده که من همسفر را به تفکر در مورد جایگاه خودم در این لحظه و مسیری که باید پس از این طی کنم می‌اندازد. این کتاب راه‌گشا هر بار کدهایی را برای رهائی از سوالات نقش بسته شده در ذهنم در اختیار من قرار می‌دهد. هر پیام از هر کدام از اساتید که باشد با یک سی‌دی آموزشی گره خورده که حلال بسیاری از مشکلات در مسیر حرکت هستند. این کتاب ارزشمند مدت‌ زمانی است که در مسیر من قرار گرفته است. این کتاب مرجعی است که جاری و در هر دوره و در هر جا می‌تواند پاسخگوی سوالات من باشد. در پایان من این کتاب را نقشه راهی می‌دانم برای سفر از دل تاریکی‌ها به روشنایی‌ها و از جهل به طرف دانایی و این کتاب بزرگ می‌تواند الهام‌بخش انسان‌هایی باشد که در جستجوی تغییر و تبدیل هستند و راهی تا به حال نیافته‌اند.

طراح سؤال و مصاحبه کننده: همسفر خاطره رهجو راهنما همسفر فرزانه (لژیون دهم)
عکاس: همسفر منیره رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون نهم)
ویراستاری: همسفر فاطمه رهجو راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) نگهبان سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجو راهنما همسفر سمیرا (لژیون بیست و چهارم) دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی میرداماد اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .