English Version
This Site Is Available In English

تعادل فوق درمان است

تعادل فوق درمان است

یازدهمین جلسه از دوره سی و یکم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره شصت نمایندگی عطار نیشابوری ویژه مسافران و همسفران در روزهای پنجشنبه با استادی :راهنمای محترم مسافر یوسف و  نگهبانی : مسافر مرتضی و دبیری : مسافر علی با دستور جلسه (آداب،معاشرت و ادب،بی‌ادبی و تعادل،بی‌تعادلی و در ادامه تولد پنج سال رهایی راهنمای محترم مسافر حسن) در تاریخ 21خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰آغاز به کارکرد .

خلاصه سخنان استاد :
سلام دوستان یوسف هستم مسافر
جلسه امروز از دو بخش تشکیل می‌شود: یک بخش دستور جلسه هفتگی آداب و معاشرت ادب، بی‌ادبی و تعادل، بی‌تعادلی است و بخش دوم تولد آزادمردی راهنمای محترم مسافر حسن است.
از این واژه در کنگره ۶۰ زیاد استفاده می‌شود که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان است ترک چیز بدی نیست، کسی که چندین بار در روز تزریق می‌کرده و به خانواده و  اطرافیان خود تخریب وارد می‌کرده است  اکنون ترک کرده و آن‌ها در آرامش هستند، ترک عوارض دارد درد، خماری و حال بد، به‌هم‌ریختگی شخصیت که در صور آشکار است و در صور پنهان هم تخریب‌هایی برای شخص ایجاد می‌کند که سال‌ها همراه فرد است مانند افسردگی، میل به خودکشی و...برای همین می‌گوییم درمان فوق ترک است چون درمان این عوارض را ندارد، کنگره ۶۰ به این مورد بسنده نمی‌کند و روی تعادل کار می‌کند و می‌گوید کسی که در کنگره ۶۰ به درمان می‌رسد باید به‌مرور به تعادل و پایداری هم برسد وگرنه درمان درستی شکل نگرفته است.
کلیه حالات روحی روانی ما مانند غم، شادی، افسردگی و هیجان همگی این‌ها تحت تأثیر سیستم ایکس بدن است و همین‌طور رفتار کردار و منش ما روی این سیستم اثرگذار است به همین دلیل سفر اول را می‌گوییم سفری است از مصرف مواد تا قطع آن‌که تا اینجای کار عملی انجام‌نشده است و در سفر دوم قرار است پله‌پله به این تعادل و پایداری برسیم و من باید یاد بگیرم که اگر سیستم ایکس من راه‌اندازی شده است چگونه آن را به تعادل و پایداری برسانم اگر من در اجتماع روی حرکت نابجای دیگران توانستم عکس‌العملی انجام ندهم و از آن عبور کنم به این تعادل نزدیک شده‌ام زیرا ممکن است در اجتماع روی یک سری مسائل واکنش‌های اشتباهی انجام دهم.
در اینجا یاد می‌گیریم که غیبت نکنیم حسادت نکنیم به زندگی شخصی دیگران کاری نداشته باشیم و دوربین را روی خودمان زوم کنیم زیرا در زمان قضاوت مطمئناً مغز من به من دوپامین پاداش نمی‌دهد وقتی‌که بذر کینه را درون خودم پرورش می‌دهم مغز من پاداش دوپامین و اندورفین به من نمی‌دهد و یک ماده سمی به نام کورتیزول ترشح می‌کند تحت عنوان استرس که این‌ها به خودمان آسیب می‌زند.
به همین دلیل در کنگره ۶۰ یکی از متون مهم آموزشی جهان‌بینی است که توسط استاد امین به ما انتقال داده می‌شود تا بتوانیم اگر به تعادل رسیده‌ایم و حال خوشی نصیب ما شده است از آن محافظت کنیم.
کنگره ۶۰  یک مرکز درمانی و احیای انسانی تعریف‌شده است، یعنی یک شخص مصرف‌کننده که هم ازنظر جسمی به‌هم‌ریخته است و هم ازنظر روحی و روانی تعادلی ندارد در اینجا به او کمک می‌شود که هم درمان شود و هم به تعادل برسد. اگر من در اینجا خدمت می‌کنم مقداری از آن برای این است که افرادی بودند که به من خدمت کردند تا من به درمان برسم و الآن نوبت من است تا کمک کنم دیگران به درمان برسند و مقدار بیشتر آن برای این است که بتوانم به تعادل و پایداری بیشتری برسم. حال خوش زحمت می‌خواهد برای رسیدن به حال خوش و پایداری باید تلاش کرد و آموزش دید ممنونم که سکوت کردید و به صحبت‌های من گوش کردید.
در ادامه جلسه جشن تولد آزادمردی راهنمای محترم مسافر حسن برگزار شد:


اعلام سفر:


سلام دوستان حسن هستم مسافر، تخریب بیش از بیست سال آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک،شیره و قرص خواب،مدت ده ماه و بیست روز سفر کردم به روش دی اس تی داروی درمان: شربت اوتی، راهنما :آقای یوسف عابدی، ورزش باستانی و شنا  رهایی به لطف خدا پنج سال و یک ماه


خواسته مسافر:
آرزوی موفقیت می‌کنم برای تمامی سفر اولی‌ها که در کنگره حضور دارند و خواسته قلبی آن‌ها درمان و رهایی از اعتیاد است.


سخنان راهنمای مسافر:
سلام دوستان یوسف هستم یک مسافر،خداوند را شکر و سپاس یک‌بار دیگر توفیق داد تا در جشن آزادمردی مسافر حسن در کنار شما دوستان باشم،در ابتدا جشن آزادمردی مسافر حسن رو به خودش و خانواده محترمش به‌خصوص به همسفر محترمش و راهنمای همسفرش سرکار خانم مهدیه تبریک عرض می‌کنم،من همیشه برای تولدها کتاب ۶۰ درجه را باز می‌کنم هرچه آمد برای  پیام تولد می‌نویسم برای حسن آقا این پیام بود،همه ما برای آموزش و خدمت قدم به حیات نهاده‌ایم ابتدا آموزش و خدمت درست انجام بدهیم ،در این راه وقت بسیار وقت لازم است، یکی از خدمت‌های کلیدی و آموزشی در کنگره ۶۰ خدمت راهنمایی است که حسن آقا با تلاش و پشتکار به این جایگاه رسیده‌اند،حسن آقا از رهجوهای دوره اول هستند که خود من راهنما شده‌ام،حسن آقا از رهجویای بسیار منظم و مرتبی بود از اول سفرش خواسته قوی داشت و با تلاش خودش و پشتکار خدمت‌های زیادی انجام داد و درنهایت به آرزوی خودش خدمت راهنمایی رسید  این پیام تولد برای حسن آقا بی‌حکمت نیست همین‌طور تا حالا در مسیر کنگره درست قدم برداشته‌ است ادامه پیدا کند امیدوارم شاگردهای زیادی به استاد تبدیل کنید و بهترین‌ها را برایتان در این مسیر آرزو می‌کنم.

سخنان مسافر:
سلام دوستان حسن هستم یک مسافر،خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان در زیر سقف کنگره قرارگرفته‌ام،امروز بابت این جشن آزادمردی خیلی خوشحالم  از شما دوستان تشکر می‌کنم که امروز حضور پیداکرده‌اید. اگر خواسته باشم از گذشته خودم بگویم به خاطر مصرف مواد و اعتیاد خیلی زندگی آشفته و بی‌نظمی داشتم همه فکرم این بود از کجا جنس بگیرم کجا مصرف کنم همه‌اش در فکر خوش‌گذرانی بودم و برای خودم توسط مواد یک جهنم و تاریکی مطلق درست کرده بودم خدا را شکر خداوند کنگره را سر راه من قرارداد.
اوایل برای ثبت‌نام باید چند ماه در نوبت می‌بودی  بعد ثبت‌نام می‌شدی خدا را شکر بعد از دو ماه ثبت‌نام شدم و وارد کنگره ۶۰ شدم. جا دارد از راهنمای تازه واردین خودم آقای محمد تشکر کنم و بعد از راهنمای خودم آقای یوسف عابدی که در این چند سال آموزش‌های زیادی در کنار ایشان آموختم ممنون که از اینکه سکوت کردید و به حرف‌های بنده گوش کردید.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان مهدیه هستم یک همسفر
خداوند را شکر و سپاس که یک‌بار دیگر به بهانه تولد یکی از ره‌جوها در این جایگاه قرار گرفتم از تمامی خدمتگزاران شعبه عطار تشکر می‌کنم ۵ سال رهایی آقای حسن را به خودشان خانواده عزیزشان، راهنمای محترمشان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک عرض می‌کنم،  امیدوارم در ادامه مسیر بهترین‌ها برایشان رقم بخورد.
در سال ۱۳۹۹ تشکیل لژیون دادم و خانم عصمت جز اولین نفرات لژیون من بودند، و اولین رهایی من در لژیون با ایشان شکل گرفت و الآن هم اولین تولد آزادمردی است که من در این جایگاه قرار گرفتم.
خانم عصمت در سفر اول بسیار سرسپرده بودند و طی ده ماه تمامی سی‌دی‌هایشان را نوشتند و وارد سفر دوم شدند، در سفر دوم به خاطر مشکلات و مشغله‌های کاری زندگی حضورشان در لژیون کمرنگ شد امروز به خانم عصمت می‌گویم که:  اگر مسافر حسن در این جایگاه قرارگرفته‌اند و شال راهنمایی دور گردن ایشان است به خاطر صبر و پایداری است که در ادامه مسیر داشته‌اند و این جایگاه بسیار جایگاه باارزش و پر از آموزشی است و اگر خانم عصمت دیر بجنبد از مسافرش عقب می‌ماند، در مورد دستور جلسه این بار زاویه دید خودم را تغییر دادم و سی دی را از آخر به اول برای خودم یادآوری کردم و متوجه شدم که اگر می‌خواهم آداب و معاشرت یاد بگیرم ابتدا باید انسانی متعادل باشم در اینجا اغلب همسفران بعد از درمان مسافر دیگر حضورشان در کنگره کمرنگ می‌شود و این اشتباه بزرگی است برای به تعادل رسیدن راهی طولانی و مسیری پر از آموزش لازم است قطعاً کسانی که خدمت می‌کنند در این مسیر آموزشی برای این است که به تعادل برسند زمان حکم طلا را دارد و باید از این موقعیتی که خداوند به ما داده است نهایت استفاده را ببریم اینکه امروز مسافر حسن تولد آزادمردی خود را جشن گرفته است قطعاً دوست دارد که همسفرش در ادامه مسیر بیاید و آموزش بگیرد و این حال خوش را تجربه کند از همسفر عصمت می‌خواهم که قطعاً بیاید و این مسیر آموزشی را رها نکند و مانند سفر اول کنار مسافرشان باشد و از آموزش‌ها عقب نمانند و انشا الله در ادامه مسیر بهترین‌ها برایشان رقم بخورد.


خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان عصمت هستم همسفر حسن
تشکر ویژه‌ای از جناب آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان دارم برای این حال خوشی که امروز به ما داده است از راهنماهای کنگره ۶۰ بسیار تشکر می‌کنم که تمام تلاش خودشان را برای مسافران و همسفران انجام می‌دهند.
از راهنمای مسافرم آقای یوسف و راهنمای خوب خودم خانم مهدیه بسیار تشکر می‌کنم که با آموزش‌ها ما را از دنیای تاریکی نجات دادند در ابتدای ورودم به کنگره خیلی متوجه آموزش‌ها نمی‌شدم زمانی که آقای مهندس می‌گفتند: که هرکسی هر بلایی بر سرش می‌آید مقصر اصلی خود شخص است من این را نمی‌پذیرفتم و می‌گفتم این بلای اعتیاد از سر حسادت و دشمنی بر سر ما آمده است یک روز راهنمای خودم از من سؤال کرد که آیا مسافرت گوش‌به‌فرمان راهنمای خودش است و سی‌دی‌هایش را می‌نویسد من گفتم آن‌قدر سرسپرده است که هرچه راهنما بگوید باجان و دل می‌پذیرد و انجام می‌دهد به من گفت: اگر به حرف راهنما گوش می‌دهد مطمئناً به حال خوش و درمان می‌رسد ولی من این را نمی‌پذیرفتم و می‌گفتم چرا انسان با گوش دادن به حرف راهنما به حال خوش و درمان باید برسد گذشت و جشن یک سال رهایی ما فرارسید و من هنوز به حرف آقای مهندس نرسیده بودم که چرا هر بلایی سر انسان می‌آید مقصر خود اوست ولی امروز بعد از گذشت چندین سال به این حرف ایمان‌دارم که هر بلایی که انسان بر سرخود می‌آورد از روی جهل و نادانی است و مقصر خود اوست.
در اینجا از مسافرم تشکر می‌کنم که این مسیر آموزشی را ادامه داد و صلح و آرامش را به خانواده ما هدیه کرد سعی می‌کنم که در ادامه مسیر در کنارشان قرار بگیرم یک پیام برای سفر اولی‌ها دارم که برای درمان به بهترین جا آمده‌اید قدر این موقعیت را که خداوند به شما داده است بدانید قطعاً درمان در همین مکان شکل می‌گیرد به شرطی که خواسته قلبی داشته باشید از اینکه سکوت کردید و به حرف‌های من گوش کردید از همه شما ممنون و سپاسگزارم .

مرزبان کشیک: مسافر علی
ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش : مسافر عباس(لژیون دوازدهم)و مسافر علی (لژیون دوم)
عکاس : مسافر اشکان(لژیون دوم)
بارگذاری : مسافر علی نگهبان سایت (لژیون دوم)


.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .