English Version
This Site Is Available In English

از ذره تا اقیانوس

از ذره تا اقیانوس

هشتمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی اردبیل، به استادی دیده‌بان محترم مسافر اصغر ، نگهبانی راهنما مسافر ابراهیم  و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «معاشرت،ادب بی ادبی،تعادل و بی تعادلی» روز سه‌شنبه 19 خرداد ماه 1405 راس ساعت ۱7:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان اصغر هستم مسافر.

. ما در کنگره ۶۰ خدا را شاکریم که از آموزش‌های جناب آقای مهندس، بهره‌مند هستیم.
امروز مهمانان عزیز و ارجمندی در جمع ما حضور دارند؛
جناب آقای مهندس شهرام جوادزاده، شهردار محترم منطقه 1،
و همچنین جناب آقای علیرضا عبدی، ریاست محترم دفتر ایشان.
حضور این عزیزان را گرامی می‌داریم و از ایشان صمیمانه تشکر می‌کنیم.
اما همان‌گونه که خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
«هر کس انسانی را احیا کند، گویی همه انسان‌ها را احیا کرده است.»
می‌خواهم عرض کنم که شما نیز بی‌تردید در احیای نفس‌های بسیاری شریک هستید؛ صددرصد شریک هستید.
زیرا هر حمایتی که از کنگره ۶۰ صورت می‌گیرد،  و چه معنوی، در درمان و رهایی انسان‌های زیادی نقش مستقیم دارد.
امروز کنگره ۶۰ در سراسر ایران ۱۵۴ نمایندگی دارد.
تمام این حرکت عظیم، با پشتیبانی، محبت و همراهی انسان‌های دلسوز امکان‌پذیر شده است.
شما مطمئن باشید در رهایی تک‌تک این عزیزان سهیم هستید.
تا امروز، در کنگره ۶۰ بیش از ۱۱۰ هزار نفر به درمان قطعی اعتیاد رسیده‌اند.
اکنون اجازه بدهید توضیحی کوتاه درباره خودم و نوع مصرفم خدمتتان ارائه کنم تا بهتر با کنگره ۶۰ و مسیر درمان آشنا شوید.
من اهل اصفهان هستم و البته لهجه‌ام هم این موضوع را کاملاً مشخص می‌کند.
جناب آقای شهردار، بنده روزانه ۴۰ گرم تریاک مصرف می‌کردم.
در سن ۱۵ سالگی در جبهه حضور داشتم و در اثر یک موج‌گرفتگی خفیف، ابتدا به قرص وابسته شدم، سپس به شیره و بعد هم به شیشه رسیدم.
در طول دوران مصرف، ۱۲ بار ترک کردم؛ هر روشی که شما نام ببرید، چه در ایران و چه حتی در بعضی کشورهای دیگر، من تجربه کردم ، اما نتیجه همه آن‌ها چیزی نبود جز یک روز، دو روز یا چند ماه پرهیز، آن هم با تخریب بیشتر.
چرا تخریب بیشتر؟
زیرا امروز می‌توانیم با اطمینان بگوییم که بخش بزرگی از ترک‌هایی که انجام می‌شود، ناقص و غیراصولی است و همین مسئله موجب می‌شود مصرف‌کننده به سمت مواد مخدر قوی‌تر، به‌ویژه مواد سفید، سوق پیدا کند. دیگر از
همه ما می‌دانیم که در گذشته بسیاری از افراد سال‌ها تریاک مصرف می‌کردند، اما کمتر به موادی مانند شیشه می‌رسیدند.
البته نمی‌خواهم بگویم همیشه شرایط به یک شکل بوده است؛ خیلی‌ها هم از ابتدا سراغ شیشه و مواد محرک می‌رفتند، چون از نظر ظاهری، اثرات فوری‌تری برایشان داشت.
اما بنده از روی تجربه خودم عرض می‌کنم که از تریاک به شیشه رسیدم.
حدود ۱۷ سال پیش، در اصفهان با جمعی آشنا شدم که نامش کنگره ۶۰ بود.
به من گفتند در کنگره ۶۰، درمان با روش خاصی انجام می‌شود.
اما من که ۱۲ بار شکست خورده بودم، اصلاً باور نمی‌کردم. حتی صادقانه بگویم، در ذهنم می‌گفتم:
«اینجا هم حتماً مثل بقیه جاهاست؛ شاید فقط می‌خواهند از مردم پول بگیرند.»

چون قبل از آن، بارها فریب خورده بودم.
یادم هست یک بار فقط برای یک آمپول، مبلغ بسیار زیادی پرداخت کردم؛ در زمانی که ارزش پول کاملاً متفاوت بود.
اما نتیجه چه شد؟ نه تنها درمان نشدم، بلکه حالم بدتر هم شد.
خلاصه، وقتی وارد
کنگره ۶۰ شدم، برای اولین بار برای من توضیح داده شد که اصلاً اعتیاد چیست.
در آن زمان ما چیزی از ماهیت واقعی اعتیاد نمی‌دانستیم و متأسفانه هنوز هم در بسیاری از موارد، درک درستی از اعتیاد وجود ندارد.
کنگره ۶۰ تعریفی علمی و دقیق از اعتیاد ارائه داد:
اعتیاد، جایگزینی مواد مخدر بیرونی به جای مواد شبه‌افیونی درونی بدن انسان است.
برای مثال، گفته می‌شود قدرت یکی از این مواد در کاهش درد، صدها برابر بیشتر از مورفین است.
انسانی که سیستم شبه‌افیونی بدنش سالم و متعادل کار می‌کند، در شرایط طبیعی مشکل خاصی در تحمل درد، آرامش و تعادل ندارد.
اما در فرد مصرف‌کننده، مواد مخدر بیرونی به‌تدریج جایگزین این سیستم طبیعی می‌شود و بدن دیگر تولید طبیعی خود را از دست می‌دهد.


این همان تعریف واقعی اعتیاد است:
جایگزین شدن مواد مخدر بیرونی به جای مواد درونی بدن.
وقتی این موضوع را در کنگره ۶۰ آموختیم، تازه متوجه شدیم که برای درمان، باید این جایگزینی به‌درستی اصلاح شود.
یعنی اگر قرار است درمانی صورت بگیرد، باید مصرف‌کننده به‌گونه‌ای حرکت کند که سیستم‌های ازکارافتاده جسم او فرصت بازسازی پیدا کنند، نه اینکه فقط مصرف را ناگهانی قطع کند و با تخریب بیشتر روبه‌رو می شود
این همان موضوعی بود که جناب آقای مهندس آن را کشف و تبیین کردند.

درباره همسفران نیز همین مسئله صدق می‌کند.
به ما گفته شد که مواد مخدر مانند یک نارنجک است؛ وقتی منفجر می‌شود، فقط مصرف‌کننده را نابود نمی‌کند، بلکه خانواده، همسر، فرزند و اطرافیان او را نیز دچار آسیب می‌کند.
بسیاری از ما مصرف می‌کردیم، اما خانواده‌هایمان نیز سال‌ها رنج آن را می‌کشیدند.
پس طبیعی است که آن‌ها هم نیاز به آموزش، بازسازی و درمان داشته باشند.
وقتی همسفران وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، آن‌ها نیز یاد می‌گیرند که چگونه با این مسئله برخورد کنند، چگونه خود را بازسازی کنند و چگونه از آسیب‌های گذشته عبور کنند.
در کنگره ۶۰ فقط درمان اعتیاد آموزش داده نمی‌شود؛
بلکه قوانین زندگی کردن نیز آموزش داده می‌شود.
برای مثال، هر هفته در سراسر ایران، در تمام نمایندگی‌ها، یک دستور جلسه مشترک برگزار می‌شود.
همه نمایندگی‌ها رأس ساعت مشخصی جلسه را آغاز می‌کنند و درباره موضوعی واحد آموزش می‌بینند.
موضوعات این دستور جلسات بسیار کاربردی و اساسی هستند؛
مانند:
آداب معاشرت،
ادب و بی‌ادبی،
تعادل و بی‌تعادلی،
و بسیاری مفاهیم دیگر که برای ساختن یک زندگی سالم و درست ضروری‌اند.
برای مثال، وقتی از آداب معاشرت صحبت می‌شود، در واقع آموزش داده می‌شود که انسان چگونه باید با دیگران ارتباط برقرار کند، چگونه رفتار کند، چگونه حرمت‌ها را نگه دارد و چگونه در مسیر تعادل حرکت کند.
این‌ها همه بخش‌هایی از درمان واقعی هستند؛
زیرا درمان در کنگره ۶۰ فقط قطع مصرف نیست، بلکه ساختن دوباره انسان است.
ببینید؛ مسئله اصلی این است که فرد مصرف‌کننده، اختیارِ شهر وجودیِ خودش را از دست داده است.
فردی که در دام اعتیاد است، حتی اگر بخواهد در یک مراسم خانوادگیِ مهم شرکت کند، نمی‌تواند؛ چون بدنش به او اجازه نمی‌دهد. او خمار می‌شود، درد می‌کشد و اختیارش دستِ «نفس اماره» است. این یعنی همان بی‌تعادلیِ جسم و روان.
اول باید جسم سالم شود تا بتوان در مسیر تعالی و ادب و اخلاق حرکت کرد. ما در کنگره ۶۰، در کنارِ درمانِ جسم، «قوانین زندگی»
جناب مهندس دژاکام، هر هفته در سی‌دی‌های آموزشی‌شان، این مفاهیم را برای ما باز می‌کنند. نوشتنِ این سی‌دی‌ها، برای همه ما اعضا واجب است؛ چرا که تا ننویسیم، مطالب در ذهن و وجودمان ملکه نمی‌شود.
ما در کنگره ۶۰، بر اساس «حرمت‌ها» عمل می‌کنیم.
ما در اینجا به هیچ وجه وارد مباحث سیاسی نمی‌شویم؛ هیچ گرایشی به احزاب نداریم. اینجا یک «بیمارستانِ آموزشی» است. ما اینجا هستیم تا به انسانی که بیمار است، کمک کنیم تا درمان شود و راه و رسم زندگی را بیاموزد.
در کنگره ۶۰، کسی از تازه‌وارد نمی‌پرسد کجایی هستی، چه شغلی داری یا به چه حزب و جناحی گرایش داری؛ هر کس از در وارد شود، با آغوش باز پذیرفته می‌شود.
تمامِ خدماتِ کنگره ۶۰ برای افرادِ رهاشده و سفر اولی‌ها، کاملاً رایگان است.
حتی یک ریال هم بابت درمان دریافت نمی‌شود. هیچ‌کدام از خدمتگزارانِ کنگره حقوق‌بگیر نیستند؛ همه با عشق و برایِ بازپرداختِ بدهی‌شان به هستی خدمت می‌کنند.
چرا من امروز این‌جا ایستاده‌ام؟
چون ۱۲ بار در روش‌هایِ غلطِ قبلی شکست خورده بودم و حالم بدتر می‌شد، اما اینجا به «حالِ خوش» رسیدم. من در کنگره ۶۰، علاوه بر رهایی از مواد، «زندگی کردن» را یاد گرفتم.
کسی به من یاد نداده بود که چگونه لذت ببرم؛ همه‌چیز در ترس خلاصه می‌شد.
اما کنگره به من آموخت که صفتِ گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است. انسان اختیار دارد؛ می‌توانی بلند شوی و تغییر کنی.
همه آموزش‌های جهان‌بینیِ ما برای همین است که راه را به انسان‌ها نشان دهیم.
اما وظیفه ما اطلاع‌رسانی است.
ما به دنبال تبلیغاتِ بیهوده یا فروشِ کالا نیستیم؛ کالا و داراییِ ما «سلامتی» است.
در کنگره ۶۰، همه‌چیز متعلق به خودِ اعضاست. زمین‌ها را خودِ بچه‌ها می‌خرند و هزینه‌ها را خودمان تأمین می‌کنیم. تمامِ اموال تحتِ نظارتِ جمعیت احیای انسانی کنگره ۶۰ و وزارت کشور است.

حتی در زمینه علمی، متدهای درمانِ ما (روش DST) در معتبرترین دانشگاه‌های دنیا نظیر دانشگاه‌های آمریکا چاپ و ارائه شده است.
علاوه بر درمانِ اعتیاد، در زمینه «کاهش وزن» نیز جناب مهندس متدی را ابداع کرده‌اند که بسیار ساده و مؤثر است. خودِ بنده از وزن ۱۴۱ کیلوگرم به این‌جا رسیدم و بسیاری از دوستان در حالِ کاهشِ وزن‌های چشمگیر هستند، بدون اینکه ممنوعیتِ غذاییِ خاصی داشته باشند؛ فقط با یادگیریِ «درست غذا خوردن»..
باید یاد بگیریم چرا نباید دروغ بگوییم، چرا غیبت نباید کنیم و چرا باید در مسیرِ ارزش‌ها حرکت کنیم؛ چون هر عملی که برخلافِ قوانینِ هستی باشد، مستقیماً به سیستمِ بیوشیمیِ بدنِ خودمان آسیب می‌زند.
ما در کنگره ۶۰ یاد می‌گیریم که آداب معاشرت داشته باشیم، درست رفتار کنیم و بدانیم هر عملی که انجام می‌دهیم، نتیجه‌اش در درجه اول به خودِ ما بازمی‌گردد.
وقتی من به شما سلام می‌کنم و می‌گویم: سلام علیکم، این سلام و این انرژیِ مثبت، پیش از هر چیز به خودِ من برمی‌گردد. این‌ها مفاهیمی است که همه‌اش در کنگره ۶۰ به ما آموزش داده می‌شود.
اگر در صحبت‌هایم پراکنده عرض کردم، عذرخواهی می‌کنم، اما خواستم از صمیم قلب عرض کنم که ما در کنگره ۶۰، همه این آموزش‌ها را به‌صورت عملی یاد می‌گیریم و در زندگی‌مان به کار می‌بندیم.
باز هم از حضور شما بسیار تشکر می‌کنم.
همین که شما بزرگواران تشریف می‌آورید
همین که مجموعه شهرداری نگاه حمایتی به کنگره ۶۰ داشته باشد و در مسیر خدمت، کنار این جمعیت بایستد، خودش یک کمک بسیار بزرگ است.
شاید در ظاهر، فقط یک دروازه ورزشی باز شود، یا یک فضا در اختیار این مجموعه قرار بگیرد، اما همین اقدام به ظاهر ساده، می‌تواند منشأ خیر بسیار بزرگی باشد؛ چون پشت آن، درمانِ انسان‌ها، آرامش خانواده‌ها و بازگشت افراد به زندگی سالم قرار دارد.
پس باز هم از محبت و حضور شما سپاسگزارم و امیدوارم این ارتباط و همراهی، همچنان ادامه‌دار باشد

از این که به صحبت های من گوش کردید از همه شما متشکرم

سخنان شهرام جوادزاده شهردار منطقه 1 :

از حضوری که در این جلسه داشتم، واقعاً لذت بردم. تا به حال چنین تجربه‌ای نداشتم. ما معمولاً درگیر مسائل شهری مثل آسفالت و جدول هستیم، اما باور من این است که فضایل انسانی باید اولویت زندگی ما باشد.

به عنوان معاون خدمات شهری، از مرکز نگهداری و بازتوانی معتادان در تبریز بازدید کردیم. آنجا کارخانه‌ای متروکه را بازسازی کرده بودند و فرایند غربالگری، درمان و توانمندسازی افراد را به‌خوبی انجام می‌دادند. بخش‌های تولیدی هم برای اشتغال افراد بهبودیافته راه‌اندازی شده بود؛ مثلاً وسایلی مانند نردبان پرده یا قالی در آنجا تولید می‌شد.

افراد پس از بهبودی، به دلیل وجود کار و اشتغال، تمایلی به ترک مرکز نداشتند. حتی کارگاه‌دارها هم جذب شده بودند و با اجاره کم، کارگاه دایر می‌کردند. این تجربه‌ای بسیار ارزشمند بود که نشان داد باید از تجربیات دیگران الگوبرداری کنیم.
واقعیت این است که دغدغه ما فقط مسائل عمرانی نیست. امروز که اینجا حضور داریم، در پارک معلم و خیابان معلم ـ که می‌توان گفت از نقاط خوب شهر هستند ـ در حال نصب دستگاه‌های بازی و تجهیزات بدنسازی هستیم و تلاش می‌کنیم زمینه‌های ورزشی را در همه پارک‌ها فراهم کنیم.

اعتقاد ما، و به‌ویژه تأکید همیشگی آقای شهردار اردبیل، این است که وظایف شهرداری مانند گذشته فقط به صدور پروانه ساختمان، ماده ۱۰۰، جریمه و امور مشابه محدود نمی‌شود. امروز شهرداری علاوه بر وظایف عمرانی، یک وظیفه فرهنگی و اجتماعی هم بر عهده دارد و باید در مقابله با آسیب‌های اجتماعی نیز نقش‌آفرین باشد.

من خودم این افتخار را داشتم که در شهرداری منطقه چهار، با کمک همکاران، یک پارک شش‌هکتاری را ساماندهی کنیم؛ پارکی که در آن دستگاه‌های بدنسازی، فضای مناسب برای استفاده شهروندان، زمین والیبال ساحلی برای نخستین‌بار، و زمین چمن مصنوعی ایجاد شد. همه این اقدامات را می‌توان نوعی فضاسازی دانست؛ یعنی هر کسی در حوزه تخصصی خود می‌تواند در بهبود شرایط نقش مؤثری داشته باشد.

ما توانستیم در آن مجموعه، فضای محیطی آرام و سالمی ایجاد کنیم. البته مسائل حاشیه‌ای و مشکلات اجتماعی نیز جای خود را دارد، اما به نظر من، همین اقدامات می‌تواند مانع از گرایش حتی یک نفر به سمت آسیب‌هایی مانند اعتیاد شود. و همین، یکی از کارهای مهم ماست.

در ادامه هم، من نمی‌توانم در حضور اساتید و عزیزانی که سوابق فراوانی دارند، سخن زیادی بگویم؛ اما این قول را می‌دهم که از طرف خودم و از طرف آقای شهردار، هر امکانی که برای کمک به این موضوع وجود داشته باشد، دریغ نخواهیم کرد. از امروز، من را هم یکی از اعضای مجموعه خودتان بدانید. هر کاری از دستم بر بیاید، چه در حوزه اشتغال و چه در زمینه ایجاد فضای بهتر برای توسعه این موضوع، آماده همکاری هستم.

من فکر می‌کنم در شهر ما افراد بسیاری با موضوع اعتیاد درگیر هستند و من به‌صورت مستقیم با آن‌ها مواجه بوده‌ام. ما گاهی برای نصب یک تابلو یا چراغ، هزینه‌های زیادی می‌کنیم؛ مثلاً من خودم از شرکت گلنور اصفهان هزار چراغ پارکی خریدم و به اینجا آوردم. اما در عین حال، جاهایی هم هست که باید به آن‌ها توجه ویژه داشت. به قولی، شهرداری پل می‌سازد و زیرگذر ایجاد می‌کند، اما همان زیر پل می‌تواند محل تجمع افراد آسیب‌دیده شود. بنابراین باید برای آن فضاها هم فکر و برنامه داشت.

به همین دلیل، این قول را می‌دهم که هر کاری از دست ما بر بیاید، در حوزه شهرداری منطقه یک انجام خواهیم داد. جهت اطلاع عزیزان عرض می‌کنم که محدوده ما در بزرگراه شهدا و کمربندی اول اردبیل قرار دارد و شهرداری منطقه یک در این محدوده مستقر است. اینجا مرکز شهر اردبیل است و بافت تاریخی، اقتصادی، بازار، بافت مذهبی و همچنین مراکز گردشگری مانند بقعه شیخ صفی‌الدین و رودخانه بالیقلو در حوزه ما قرار دارند.

با این حال، گاهی صبح که از خواب بیدار می‌شویم، می‌بینیم برخی چراغ‌ها شکسته یا سرقت شده‌اند. دوباره باید برای جایگزینی آن‌ها اقدام کنیم و درگیر دوربین، گزارش، دادگاه، شهادت و گاهی هم رضایت‌نامه شویم. به همین دلیل، این موضوع فقط یک هزینه نیست؛ بلکه نوعی سرمایه‌گذاری اجتماعی است و هر کسی که در این مسیر قدم بردارد، در واقع به بهبود وضعیت جامعه کمک کرده است.

تهیه و ارسال گزارش: مرزبان خبری مسافر یاشار

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .