English Version
This Site Is Available In English

ادب، انتقال دهنده حس خوب است

ادب، انتقال دهنده حس خوب است

جلسه دهم از دوره چهلم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخ‌بهایی اصفهان‌ با استادی دیده‌بان محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی و اهدای شال مرزبانان همسفران آقا» در روز پنجشنبه ۲۲ خرداماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

به نام نامی عشق 

سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر

خداوند را شاکرم که امروز مجدداً این فرصت به من داده شد تا در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. از این بابت بسیار خوشحالم که بار دیگر توفیق پیدا کردم چهره تک‌تک شما عزیزان را از نزدیک زیارت کنم. دکتر امین دستور دادند که حتماً امروز در شعبه شما حضور داشته باشم تا پیمان مرزبانان همسفران آقا را در جلسه عمومی ببندیم. ان‌شاءالله در ادامه، جلسه خوبی داشته باشیم و بتوانیم در کنار یکدیگر از این فضا لذت ببریم. 

دستور جلسه اول را دبیر عزیز به‌خوبی بیان کردند و درباره آن در طول یک هفته صحبت شده است. دستور جلسه هفتگی از چهارشنبه‌های جناب مهندس حسین دژاکام مطرح می‌شود و در جلسات، کارگاه‌های آموزشی و کارگاه‌های خصوصی درباره آن صحبت می‌شود. در پایان هفته نیز ما باید آن آموزشی را که از دستور جلسه برداشت کرده‌ایم، ان‌شاءالله به‌ صورت عملی اجرا کنیم. دستور جلسه این هفته واقعاً یکی از دستور جلساتی است که اگر هر انسانی بتواند آن را کاملاً درک کند و به مرحله اجرا برساند، بیش از پنجاه درصد از آموزشی را که برای شناخت خود و طی کردن مسیر زندگی به آن نیاز دارد، فرا گرفته است. 

ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که انسان‌های مودب همیشه دوست‌داشتنی هستند. وقتی با شخصی مودب صحبت می‌کنی، از او حس خوبی می‌گیری و ادب ایشان حال خوشی به انسان منتقل می‌کند. دقیقاً برعکس آن، وقتی با انسانی صحبت می‌کنی که ادب لازم و نزاکت کافی را ندارد، حس بدی می‌گیری و دافعه ایجاد می‌شود. جمله‌ای را جایی خوانده بودم که خیلی زیبا بود و الان یادم افتاد. نوشته بود: انسان‌هایی که ادب دارند و مودب هستند، مثل یک ادکلن‌اند؛ وقتی آن را به خودت می‌زنی، هم خودت از بوی آن لذت می‌بری و هم دیگرانی که کنار تو هستند از بوی آن لذت می‌برند. واقعا این جمله چقدر با دستور جلسه امروز ما همخوانی دارد. 

ادب و داشتن ادب، یعنی مقدمه پیشرفت هر انسانی که می‌خواهد در زندگی به خواسته‌ها و آرزوهایش برسد. به نظر من، اولین قدم، بلد بودن آداب معاشرت است. اگر ما این‌ نکات را بلد نباشیم و نداشته باشیم، هیچ حرکت موثری نمی‌توانیم، انجام بدهیم و مطمئن باشید که درجا می‌زنیم. شاید کسی که ادب ندارد یا آداب معاشرت بلد نیست، خودش متوجه نشود؛ ولی هیچ‌گاه نمی‌تواند سطح زندگی‌اش را تغییر دهد و به مرحله بالاتری ترقی کند، چون نه آداب معاشرت بلد است و نه ادبیات درست ارتباط را می‌داند. کسانی هم که بی‌ادب هستند، اکثراً بی‌تعادل هستند. من در زندگی‌ام انسانی ندیده‌ام که بی‌ادب باشد و در عین حال دارای تعادل هم باشد. این افراد خیلی زود به‌ هم می‌ریزند، خیلی زود گُر می‌گیرند و اصلاً طاقت اینکه بخواهی با آن‌ها صحبت کنی یا وارد گفت‌وگو شوی را ندارند. 

برای رسیدن به نقطه‌ای که ما انسان‌ها بتوانیم آداب معاشرت را یاد بگیریم، باید یک آموزش و یک مسیر را طی کنیم. جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، در تمام مسائل یک میانبر هزاران ساله را به ما آموزش می‌دهد. شاید اگر من مهدی می‌خواستم فقط همین یک دستور جلسه آداب معاشرت را بدون کنگره۶۰، یاد بگیرم سالیان سال طول می‌کشید. یاد گرفتن آداب معاشرت و ادب، پیشینه می‌خواهد، زمینه می‌خواهد، جامعه می‌خواهد، بستر می‌خواهد و خانواده می‌خواهد. همه این‌ها باید در کنار هم قرار بگیرد تا من بتوانم در آن بستر قرار بگیرم و آن آموزش را بگیرم. حالا شاید نتیجه بگیرم و شاید هم نتیجه نگیرم؛ ولی واقعیت این است که اکثر ما که یک زمانی مصرف‌کننده بودیم و وارد کنگره۶۰، شدیم، در گذشته با آدم‌های بی‌هدف سروکار داشتیم؛ با آدم‌هایی که آداب معاشرت بلد نبودند؛ اما در کنگره۶۰، این دستور جلسه به من آموزش می‌دهد و جهان‌بینی کنگره۶۰، به من یاد می‌دهد که از این آموزش‌ها استفاده کنم؛ نه برای کنگره۶۰؛ چون کنگره۶۰، نیازی به هیچ‌کدام از ما ندارد، بلکه برای زندگی خودمان. برای اینکه یاد بگیرم با قوانین کنگره۶۰، می‌توانم زندگی خودم را راحت‌تر جلو ببرم و می‌توانم از یک پله به پله بالاتر ترقی کنم. تمام این‌ها برای شخص من است؛ کنگره۶۰، به اندازه کافی نیرو، توان، علم و امکانات دارد. پس من باید از این‌ها استفاده کنم و اگر استفاده نکنم، مطمئن هستم که باخت خیلی بزرگی خواهم داشت، چون همیشه این‌طور نیست که مسیر مشخص باشد و بستر مناسب در اختیار من قرار بگیرد تا بتوانم در آن آموزش بگیرم. پس باید از این فرصت استفاده کنیم و نه فقط از این دستور جلسه، بلکه از تمامی دستور جلسات هفتگی، جزوات و فایل‌های صو تی بهره ببریم. 

جناب آقای مهندس همیشه در مورد آداب و معاشرت بسیار توضیح می‌دهند و می‌فرمایند که چگونه باید صحبت کنیم، چگونه باید راه برویم و چگونه باید لباس بپوشیم. همه این موضوعات به همین دستور جلسه برمی‌گردد. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها در آداب و معاشرت، داشتن حسن خلق است. انسانی که دارای حسن خلق باشد، جاذبه بسیار زیادی دارد. شما دوست دارید با انسانی که همیشه خوش‌اخلاق و مودب است، هم‌صحبت شوید. چرا این اتفاق می‌افتد؟ چون آن‌ها انسان‌های خوش‌خلق هستند. برای رسیدن به خوش‌خلقی و خوش‌اخلاقی، هر یک از ما به تزکیه و پالایش زیادی نیاز داریم. اگر ما تزکیه و پالایش نشده باشیم، رسیدن به خوش‌خلقی کار آسانی نیست. 

انسان باید کردار و رفتارش را تغییر دهد تا به فردی خوش‌خلق تبدیل شود. انسانی که منیت دارد، اصلاً به خوش‌خلقی نمی‌رسد. انسانی که کبر دارد نیز نمی‌تواند به خوش‌خلقی برسد. مثلاً وقتی شما در یک جمع می‌نشینید و منیت دارید، همان صفت منیت اصلاً به شما اجازه خوش‌خلقی نمی‌دهد و مدام باعث می‌شود خودتان را بالاتر از همه ببینید. خیلی باید روی دستور جلسات کنگره۶۰، کار کنیم تا بتوانیم تزکیه و پالایش انجام بدهیم و به صفت‌های مورد نیاز و هدف‌هایی که در ذهن داریم، برسیم. 

دستور جلسه دوم:

اهدای سال مرزبانی همسفران آقا؛ این بخش در اصفهان از سال‌ها پیش شروع شد. یادم هست که در شعبه سلمان برای اولین بار استارت خورد و آقای کردگاری، صالح، من و مابقی بچه‌ها کم‌کم به آن اضافه شدیم. همسفر رحمان که حالا ایجنت اینجا است، از همان بچه‌هایی بود که اضافه شد. چند سال پیش استارت این شعبه زده شد. من با دکتر امین صحبت کردم و با کمک بچه‌ها رسیدیم به این نقطه که الان خودشان استقلال کامل دارند و آموزش‌هایشان همان آموزش‌هایی است که شما همسفران خانم می‌گیرید و هیچ فرقی با همسفران آقا ندارد. جهان‌بینی‌ای که همه ما، چه مسافر و چه همسفر، می‌خوانیم، همسفران آقا هم همان را می‌خوانند و چقدر خوب است که همسفران آقا هم به سمت کنگره۶۰، هدایت می‌شوند. 

من خیلی تلاش می‌کنم که در بخشی که هستم با راهنمایی دکتر امین، بتوانیم بخش همسفران را به یکی از قدرتمندترین بخش‌های کنگره۶۰، تبدیل کنیم و روزی برسد که این اتفاق بیفتد و این بخش به یکی از بخش‌های بزرگ تبدیل شود. درباره همسفران، بعضی وقت‌ها این تفکر در ذهن ما بوده که وقتی می‌گوییم همسفر، فقط منظور همسفران خانم هستند در صورتی که اصلاً اینطور نیست. وقتی می‌گویند همسفر، یعنی کل خانواده؛ خواهر، مادر، همسر، برادر، پدر، پسر همه همسفر هستند و همه باید به استقبال این آموزش‌ها بیاییم. شاید من مسافر خودم نسبت به این موضوع آگاه نباشم؛ ولی در مسیری که در زندگی انتخاب کرده‌ام و قرار است از یک گذرگاه عبور کنم، اگر خانواده‌ای دارم، چه آقا و چه خانم، موظف هستم خانواده خودم را با کنگره۶۰، آشنا کنم تا آن‌ها هم بتوانند از این آموزش‌ها استفاده کنند. این آموزش‌ها فقط برای من مسافر درست نشده است، بلکه برای کل اعضای خانواده است. 

اگر همسفر خانمی داخل جلسه نشسته است و پسری دارد، برادری دارد یا همسری دارد و به کنگره۶۰ می‌آید، حتماً امروز با خودش فکر کند که وقتی به خانه می‌رود و از او می‌پرسند کجا بودی و چه آموزشی گرفتی، باید بداند که آنها هم باید حضور داشته باشند و از این آموزش‌ها استفاده کنند. مسیری را که یک نفر از ما سالیان سال به عنوان مسافر و مصرف‌کننده رفته است، من خودم رفته‌ام و از خودم مثال می‌زنم، باید این آموزش و این بستر را در اختیار فرزندم، پدرم، همسرم و دخترم به عنوان همسفر بگذارم تا آنها دیگر این مسیر را نروند. من سیزده سال این مسیر تخریبی را رفتم؛ دیگر پسر من نباید این مسیر را برود. اگر من سیزده سال این مسیر را رفتم، فرزند من شاید سی سال برود؛ فرزند شما شاید سی سال برود، شاید بیست سال برود؛ ولی وقتی کنگره۶۰ باشد و آموزش کنگره۶۰ باشد، آن‌وقت ترمز کشیده می‌شود و آگاهی به وجود می‌آید. تخریب‌هایی که ممکن است در این سیستم برای شخصی که به سمت دنیای تاریکی و اعتیاد می‌رود به وجود بیاید، در کنگره۶۰ به او آموزش داده می‌شود. همان‌طور که به من آموزش دادند و من به عنوان یک مسافر توانستم از اعتیاد خارج شوم و از گذرگاه سخت اعتیاد عبور کنم، این آموزش‌ها برای همه ما است. 

وظیفه داریم که این بچه‌ها را حمایت کنیم. تک‌تک ما وظیفه داریم. این‌ها جدای از ما نیستند، این‌ها از ما هستند، حتی خیلی وقت‌ها از ما واجب‌ترند، چون من از آن مرحله عبور کرده‌ام و به یک نقطه امن رسیده‌ام؛ ولی این‌ها تازه در ابتدای زندگی هستند، مخصوصاً جوانان؛ البته این‌طور نیست که فقط جوانان نیاز داشته باشند. کسی هم که پنجاه یا شصت سال دارد باز هم نیاز دارد. هیچ فرقی نمی‌کند، همه ما به آموزش کنگره۶۰ نیاز داریم. 

همه ما باید حمایت کنیم تا این بستر و این حلقه روزبه‌روز گسترش پیدا کند. خدا را شکر در اصفهان بچه‌ها خیلی خوب کار کردند و نزدیک به هشت یا نه ماه است  دو شعبه فعال شده است. یکی شعبه‌ خواجو است که همسفران آقا، بخشی از اینجا رفتند و آنجا را استارت زدند و خیلی خوب و قدرتمند مشغول فعالیت هستند و یکی هم شعبه مادر، یعنی شعبه شیخ بهایی است که چند سالی است روزهای شنبه جلساتشان برگزار می‌شود و مشغول فعالیت هستند و آموزشی را که می‌گیرند به دیگرانی که نیازمند این آموزش هستند انتقال می‌دهند. ان‌شاءالله که ثابت‌قدم و استوار باشند. 

همه ما وظیفه داریم که حتماً به همسفران آقا کمک کنیم تا بتوانند شعبه خوبی داشته باشند. روزهای شنبه هر کدام از شما مسافران آقا که در جایگاه راهنمایی هستید یا شال دارید، فرقی نمی‌کند در چه جایگاهی باشید، اگر آموزشی دیده‌اید و می‌توانید با ایجنت و مرزبان‌های همسفران آقا هماهنگ کنید، حتماً از آن‌ها حمایت کنید و در شعبه شرکت کنید؛ چه به عنوان استاد و چه به عنوان مهمان فرقی نمی‌کند. اگر همسفر آقایی دارید، اگر مسافر هستید و در یکی از شعب ایران حضور دارید، هر جا که هستید، حتماً از همسفران آقا حمایت کنید. هر قدر که می‌توانید در روزهای شنبه به این بچه‌ها توجه کنید تا ان‌شاءالله بتوانند رشد کنند.

ما در سه بخش مشغول کار هستیم و در بخش پیشگیری، همسفران آقا نقش بسیار مهمی دارند. من چیزهایی از این همسفران آقا دیده‌ام که واقعا بر خودم واجب دانستم که حتماً از آن‌ها حمایت کنم. آموزشی را که خودشان گرفته‌اند و جامعه ما تشنه آن است، توانسته‌اند به افراد، دوستان و آشنایان خودشان منتقل کنند و امیدوارم جذب کنگره۶۰، شوند. آن‌هایی که در پرتگاه بودند، آمدند و برای من تعریف کردند. بچه‌هایی که می‌آیند برای من تعریف می‌کنند که دوستی داشتند که در آستانه سقوط بوده و او را با خودشان به کنگره۶۰، آورده‌اند و کنگره۶۰، او را نجات داده است. چگونه نجاتش داده است؟ با آموزشی که در کنگره۶۰، وجود دارد، با جهان‌بینی‌ای که در کنگره۶۰، وجود دارد، توانسته آن شخص را نجات بدهد. پس واجب است که تلاش کنیم و کمک کنیم تا ان‌شاءالله این بچه‌های ما رشد کنند و از این هم قوی‌تر شوند. همان‌طور که توانستیم در اصفهان یک شعبه را به دو شعبه تبدیل کنیم، ان‌شاءالله بتوانیم آن را به سه یا چهار شعبه هم برسانیم و به روزی برسیم که هر شعبه‌ای، جدای از همسفران خانم، یک شعبه همسفران آقا هم داشته باشد.

 

تایپ: مسافر احمدرضا (لژیون۱۲)، مسافر محمد (لژیون۸)، همسفر کسری، مسافر محمد (لژیون۲۱)، مسافر محمد (لژیون۲۵)

ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)، مسافر سعید (لژیون۱۴) 

صوتی و دیتاشو: مسافر حجت (لژیون۱۹)

تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیرسایت 

مرزبان خبری: مسافر رسول

تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون۱)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .