ششمین جلسه از دوره بیست و یکم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ویژه مسافران و همسفران نمایندگی دکتر احمد به استادی: مسافر راهنما غلامرضا، نگهبانی: مسافر علیرضا و دبیری: مسافر احمد با دستور جلسه «تعادل و بیتعادلی ،ادب و بیادبی، آداب ومعاشرت » پنجشنبه ۱۴۰۵/۳/۲۱ساعت۱۷شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام
خدا رو شکر میکنم که دراین جایگاه هستم واز لژیون سوم که دقیقه نود به من امرنمودند که استاد بشینم قبول کردم و گفتم چشم
من با چندسال تخریب که داشتم خسته شدم و ازدواج کردم وتنشها شروع شدکه به فکر ترک افتادم
چند سری اقدام کردم و نتیجه نگرفتم ویه بار آخری که ترک کردم و مواد مخدر مصرف نکردم سیگار نکشیدم اما یه چیزی گیر داشتم اون گیر من این بود که من همیشه یه با زیادی رو با خودم میکشیدم یکی میل به مصرف یکی وسوسه دوتا کلمه
وهرروز که بیدار میشدم باافکارواندیشه خودم انراحمل میکردم واین منو ول نمیکرد
چیه فشار زیادی روی من داشت که با مصرف دوباره و برگشت به مصرف حل میشد
وقتی با کنگره آشنا شدم و به روش دی اس تی درمان شدموالان نزدیک ۸ سال هست که من درمان شدم وخداروشکر میکنم دیگه اون بار سنگین رو ندارم وازجناب مهندس و اساتید خودم آقای مسعود که جاشون سبزه تشکر میکنم حالا من سریع بگم آداب و معاشرت ما من همیشه بابام می گه خوش به حال زندگی کردن هنره هرکی بلد باشه برنده است هیچ ربطی هم به شرایط مالی نداره بابام می گه هفتاد سال من تجربه رو تو چهار تا کلمه بهت می گم بلد باشیم هنر زندگی یاد گرفته باشی برو دیگه یه قدم جلو خب آداب معاشرت من وقتی که با خانمم بلد نباشم رابطه مون خراب می شه با بچه رابطه خراب می شه با خواهر و برادر با پدر و مادر با فامیل رابطه خراب می شه دیگه بلد نیستم آداب و معاشرت
بعد دیگه تو کارم آداب معاشرت بلد نباشم به جای اینکه تلقی کنم یه پله می آم عقب کارمند باشی رابطت خوب نباشه آداب معاشرت اون اداره رو بلد نباشی درجا می زنی همون کارمند صفری. ولی یه سری ها میان الان دنیا دنیای روابط اونایی که روابطشون بالاست همیشه پیشرفت می کنن به جاهای بالاتری می رسن
حالا یه قسمت ،قسمت بعدیش می شه ادب و بی ادبی
آقا من احترام خودمو خودم باید حفظ کنم
بابا وارد یه جایی می شیم یه اصولی داره حالا چه طرف کوچیکتره چه بزرگتره من وارد شدم من باید سلام بدم من با رفتارم می تونم یه کاری کنم که جامعه به من احترام بذارن من جایی که دارم زندگی می کنم با رفتارم می تونم یه کاری کنم که تمام همسایه ها به من احترام بذارن با رفتارم می تونم توی محل کارم یه کاری کنم که همه منو ببینن از یک کیلومتری به من سلام بعدن
همه جا با رفتار کردار
موقعی من بی ادبی ام شروع می شه موقعی که پام رو می زارم رو حق دیگران زمان دیگران رو هدر می دم وایمیستم دیگران رو مسخره کردن وایمیستم پشت این و اون صحبت کردمن وایمیستم غیبت کردن می شه بی ادبی و بی ادبی هم چجوریه می چرخه دوباره می آد برای خودم.
کره زمین در حال چرخش زندگی هم در حال چرخشه از این دست به اون دست برمی گرده سمت خودم.
تعادلم به نظر من یعنی دیدن واقعیت تعادل یعنی هر چیزی سر جای خودش قرار گرفتن من بعضی موقع ها خودم با خودم می شینم شبا فکر می کنم من روزایی که حالم خوبه شب که می خوام راحت بخوابم اون روز کارم رو درست انجام دادم.
هر کس تو هر شرایطی که هست هر شغلی که داره هر مسئولیتی که داره فقط کار خودش رو درست انجام بده به نظر من بعد فردا یه روز خوبی داره اونایی که امروز الان می گن آقا ما یه تعادل نسبی داریم شک نکنید دیروز کارشون رو درست انجام دادن 
حالا من یه مثالی بزنم: ما تو سفر اول که بودیم گفتم که با همون همه تنش ها به موقع می اومدم سی دی می نوشتم پارک می رفتم صندلی جابجا می کردم سبد کمک می کردم و تمام این کارها انجام می دادم همینا باعث می شد که آقا یه تعادلی انجام بشه تعادل داشتم با اون همه مشکلات حالا کسی می آد این کار رو انجام نمی ده وظیفه خودش انجام نمی ده هر جا دیدی تعادلت ریخت به هم بدون که یه کاری رو درست انجام نده بدون که ناحق کرد ما دو تا سهم داریم به نظر من یکی سهم خودم یکی سهم خداوند من کاری به سهم خداوند ندارم کاری هم به نتیجه کارایی که می کنم هم ندارم من فقط اومدم اینجا آقا سهم خودمو انجام بدم یه وظیفه دارم در مقابل خانواده ام یه وظیفه دارم در مقابل کارم اگرم دستم می رسه آقا کار کنم .کشتی داره می ره کنگره که خانواده است هدفش هم کمک به انسان هاست خوش به حال سعادت کسی که تو این مسیرها می تونه یه گوشه کار رو بگیره و در آخر می گم خدا کنه همیشه مفید باشم خدا کنه تا روزی که هستم حالا تو کنگره تو جامعه بتونم مفید باشم برای خودم برای دیگران و اینم برای شما آرزومندم

تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری )
نمایندگی مسافران و همسفران دکتر احمد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
96