اولین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی آذر تبریز با استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر امیر و دبیری مسافر نیما با دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز سهشنبه ۱۹خرداد ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ برگزار گردید.

سخنان استاد:
همیشه در مورد این دستور جلسه به یاد اوایل سفرم میافتم که حتی نمیتوانستم در کنار راهنمای تازه واردین صحبت کنم! ایشان سوال میکردند و من فقط به صورت بله و خیر جوابشان را میدادم و نمیتوانستم حرف دیگری بزنم؛ بخشی از این موضوع مربوط به بی تعادلی بنده بود و بخش دیگر آن نیز به خاطر منیت و غروری بود که داشتم و تصور میکردم که بیشتر از همه میدانم؛ اما رفته رفته " ندانی را بدان تا بدانی را بدانی" را آموختم.
هرگز تصور نمیکردم روزی فرا برسد که در این جایگاه قرار بگیرم و به عنوان استاد جلسه خدمت کنم. آن روزها حسم نسبت به لژیون طوری بود که گویی در جلسه دادگاه در مقابل قاضی، به عنوان متهم نشستهام و اگر حرفی بزنم قضاوت میشوم و بقیه به من خواهند خندید؛ چرا که با محیط کنگره آشنا نبودم و نمیدانستم که کنگره اصلاً چنین جایی نیست. بنابراین فراگیری آداب معاشرت را از کنگره و راهنمایم شروع کردم تا بتوانم درست و به جا صحبت کنم؛ برای مثال الفاظی که قبل از کنگره استفاده میکردم را در کنگره به زبان نمیآوردم و کم کم در بیرون از کنگره هم چنین شد. من اینگونه یاد گرفتم که برای آداب و معاشرت باید ادب داشته باشم و اگر ادب داشته باشم میتوانم به درمان و تعادل برسم، چون هیچ درمانی بدون تعادل ماندگار و پایدار نیست؛ البته هیچگاه نمیتوانم بگویم که به تعادل کامل رسیدهام ولی تا جایی که میتوانم سعی میکنم، بدون ماسک و نقاب، متعادل رفتار کنم؛ برای نمونه به قول دیدبان محترم آقای خدامی، وقتی هنگام رانندگی کسی بوق میزند دیگر دنبال او راه نمیافتم که تلافی کنم و سعی میکنم به مرور ادب را در خودم افزایش دهم تا به تعادل نسبی دست پیدا کنم.
همیشه سپاسگزار و قدردان راهنمای عزیزم هستم که دست مرا گرفت و از ظلمت به سمت روشنایی کشاند. قطعاً اگر کنگره نبود من هرگز به تعادل نمیرسیدم و هیچ وقت نمیتوانستم آداب معاشرت قبل از کنگره را کنار بگذارم.
تهیه گزارش و تایپ متن: مسافر سعید
ارسال مطلب: مسافر سعید
.
- تعداد بازدید از این مطلب :
74