«به نام قدرت مطلق الله»
سلام و عرض ادب خدمت شما همسفران و همراهان گرانقدر:
در آموزشهای کنگره۶۰ آموختهایم که درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. در کنگره۶۰ میآموزیم که هر تغییری در رفتار ما، بازتابی از تعادل درونی ماست؛ اما این «تعادل»، لباسی است که از تار و پود «آداب معاشرت» بافته میشود؛ وقتی از «ادب و بیادبی» سخن میگوییم، درواقع داریم از میزان پالایش درون خویش حرف میزنیم؛ چرا که ادب، تجلی احترامی است که انسان برای خود و دیگران قائل است و بیادبی، ریشه در بیتعادلی و ناآگاهی دارد.
امروز در کنار راهنمای تازهواردین همسفر فرنگیس هستیم تا در مورد دستور جلسه «آداب معاشرت، تعادل، بیتعادلی، ادب و بیادبی» گفتگو کنیم. با ما همراه باشید تا از نگاه آموزشهای کنگره۶۰، به این نظم زیبا در معاشرت بپردازیم.

چه ارتباطی میان «آداب معاشرت و ادب» با «تعادل» وجود دارد؟ چگونه میتوان نشانههای افراد متعادل را در تعاملشان با دیگران تشخیص داد؟
آداب، مانند خطکشیهای جاده است که به من میگوید که در چه لاینی حرکت کن. اگر من ادب داشته باشم، ولی آداب را ندانم ممکن است نیت خیرخواهانه داشته باشم؛ اما به دلیل عدم آگاهی و دانایی باعث رنجش خود و دیگران میشوم و اگر آداب را بدانم ولی ادب نداشته باشم رفتار ماشینی و مصنوعی خواهم داشت که دیگران به سرعت آن را تشخیص میدهند. رابطه مستقیم و عمیقی بین آداب معاشرت و ادب وجود دارد و اگر من آداب معاشرت را بلد باشم، ادب هم داشته باشم به تعادل درونی و بیرونی میرسم. نشانه افراد متعادل، درون و بیرون آرامی دارند، در هر جمعی باشند باعث آرامش میشوند، به دیگران کمک میکنند تا به آرامش برسند و کمترین درگیری را با افراد خانواده و جامعه دارند.
چگونه «نقطه تحمل» افراد بر میزان ادب و تعادل رفتاری آنها تأثیر میگذارد؟
نقطه تحمل یا آستانه تحمل یعنی حدی که یک فرد میتواند فشار، اختلاف نظر و بینظمی را تحمل کند. نقطه تحمل، تأثیر مهم و مستقیمی بر ادب و تعادل رفتاری دارد، هرچقدر نقطه تحمل بالاتر باشد به رفتار متعادلتر کمک میکند. نقطه تحمل پایین، ادب ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
به نظر شما خدمت کردن چه تأثیری بر تعادل فردی اشخاص دارد؟
خدمت کردن یکی از بهترین ابزارهای رسیدن به تعادل فردی است خصوصاً اگر خدمت بلاعوض و خیرخواهانه باشد. ما با خدمت کردن در حال آموزش گرفتن هستیم و اگر بخواهیم فقط به خود و مشکلات خود فکر کنیم آنها را بزرگتر میکنیم و به نشخوار فکری تبدیل میشود و روی تعادل ما تأثیرگذار است؛ اما با خدمت کردن با مشاهده چالش دیگران، راه حل برای حل مشکلات من هم پیدا میشود و باعث میشود درون من حس خوب پیدا شود وقتی حس خوب شد راه حل مشکلاتم پیدا میشود. خدمت کردن باعث میشود من توانایی خود را ببینم و احساس مفید بودن کنم این مسئله باعث میشود خلقوخوی من خوب شود. خدمت کردن یک معامله برد برد است با بخشیدن بخشی از توان، زمان و انرژی خود برای دیگران چیزی به دست میآورم که با هیچ ثروت مادی قابل قیاس نیست.
رفتار اعضای کنگره۶۰ در اولین برخورد با افراد تازهوارد چه پیامی را به آنها منتقل میکند؟
اولین برخورد با یک تازهوارد از اهمیت ویژهای برخوردار است تازهوارد با کوهی از ناامیدی، ترس، کینه و ناراحتی وارد کنگره۶۰ میشود و بسیار تا بسیار حساس و شکننده است ما بهعنوان یکی از اعضاء کنگره۶۰ یک الگو هستیم که به تازهوارد امید و قوت قلب میبخشد و این در پیرو رعایت قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ میباشد. پیام برخورد من با یک تازهوارد این است که این یک مکان امن است و بدون هیچ قضاوتی پذیرش میشود. امید به درمان قطعی، رعایت قوانین، حرمتها و نظم و انضباط راه نجات است. این مکان رایگان، افراد را درمان میکند و هیچ منت و چشمداشتی ندارد و این برخوردها ترس درونی تازهوارد را از بین میبرد و راه را برای آموزشها باز میکند.

اگر قرار بود با خود پیش از پیوستن به کنگره۶۰ روبرو شوید بارزترین تفاوتی که در خود مشاهده میکردید چه بود؟
اگر بخواهم به قبل از ورود به کنگره۶۰ نگاه کنم در دنیایی از حس ترس و ناامیدی زندگی میکردم و نقطه تحمل در برابر مشکلات به حد صفر شاید زیر صفر رسیده بود که با کوچکترین تلنگر تمام حصارهای حرمت و احترام را میشکستم به فردی تبدیل شده بودم که ترس داشتم با خودم روبرو شوم؛ ولی با ورود به کنگره۶۰ و گرفتن آموزشها گرههای درونی خود را تا در حد کم شناختم و با عملی کردن آموزشها توانستم از ترسها، ناامیدی و حسهای منفی خارج شوم و ظرفیت خود را بالا ببرم. بارزترین تفاوت قبل از ورود به کنگره۶۰ و بعد از گرفتن آموزشهای کنگره۶۰ این بود که توانستم حدوحدود خود را بشناسم و نقطه تعادل بین خود و دیگران را ببینم و مرز مسئولیت خودم و اعضای خانواده را بشناسم.
پیام اصلی این دستور جلسه برای کاربرد در زندگی روزمره چیست؟
این دستور جلسه یکی از دستور جلسات بسیار کلیدی و حساس در حفظ سلامت گروه و سلامت فرد دارد. ادب به معنای رعایت قوانین جلسه، گوش دادن، فعال بودن، خدمتگزار بودن و رعایت حریم خصوصی دیگران است. ادب ابزاری است برای ایجاد فضای امن که در آن فرد بتواند بدون ترس از مسخره شدن حقیقت خود را بیان کند. بیادبی به معنای قضاوت دیگران، ایجاد حاشیه، عدم رعایت قوانین و حرمت هاست. تعادل؛ یعنی فرد بتواند بین صداقت و انضباط توازن برقرار کند و بتواند نیاز خود را بیان کند و در کنگره۶۰ نقش مؤثری داشته باشد.
کلام آخر
آموختیم که ادب و رعایت آداب معاشرت تنها مجموعهای از قوانین خشک و بیروح نیستند؛ بلکه ابزاری قدرتمند برای حفظ تعادل در روابط و جلوگیری از افتادن در دام بیتعادلی و بیادبی هستند.
ما همسفران به یاد داشته باشیم که هر تعامل فرصتی است برای نمایش ادب و شخصیت واقعی ما. با درک این مفاهیم و به کارگیری آنها در زندگی روزمره، میتوانیم فضایی سرشار از احترام، درک متقابل و صمیمیت خلق کنیم. این سفر، سفری است به سوی آگاهی و شناخت خود و شناخت بهتر دیگران و نتیجه آن جامعهای سالمتر و روابطی پایدارتر خواهد بود. امیدوارم این آموختهها چراغ راه زندگیمان باشد.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
تنظیم و ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
138