( ادامه جبر اختیار )
ما همیشه فکر میکنیم که باید، آن پیش آید که ما میگوییم؛ قضا باید حتماً نوع عالی باشد، امّا در قضا و قدر نقطههایی به فرمان نهادند که در آن اگر با چشم بینای دیگر نظر بیندازیم، خواهیم دید که آنها همه برای این است که رنج حاصل از آن اتفاقات را با بالاترین غنیمتها نمیشود مقایسه کرد.
امًا توان قدرت در جسم بسیار اندک است، جسم آسیب پذیر است و روح یا «نفس» حرکت دهنده آن، اگر استوار نباشد در مقابل این مسائل به زودی به قهقرا میرود و دیگر به درجهای از معرفت دست نمییابد.
ما مثل اینکه راجع به این موضوعات زیاد سخن گفتیم، البته در انتها بیربط هم نمیتواند باشد زیرا نقطهها از همینها آغاز و خط میشود و خطوط معانی مییابد و این آدمی به درجه دیگر از هستی عروج پیدا میکند که خود نیز نمیداند؛
امّا در پایان که در واقع آغاز جداگانه ایست درمییابد که پشت سر چه گذاشته، آن نامه اعمال در ورود به مرحله بعد یاری بسیار میرساند و ما برای اینکه بشر به مقامی که داراست و نمیداند دست یابد، میخواهیم او را متوجه سازیم و از این طریق با سنجش این راه در ارتباط هستیم که فرمانها را به موقع به آنها ابلاغ نماییم و این در هر انسانی نیست.
ما میخواهیم که در جستجوی کارها و راهها بهترین انتخاب را بنمایید که منطبق با آنچه که به شما داده میشود باشد، همه آنچه پیش میآید توام با اندیشه است و برای تقویت انتخاب باید تجدید نظر در افکار نیکو بنمایید. ما با شما راه طولانی داریم پس تلاش شما، ما را در راه مشترک به نتایج مطلوبی خواهد رسانید.

تهیه: مسافر حسین لژیون پنجم
نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
155