شاید اولین موضوعی که با ورود به کنگره۶۰ بسیار پر رنگ بود و نظر من را جلب کرد، نوع رفتار و برخورد اعضاء کنگره با یکدیگر بود، تمام افرادی که در جلسات حضور داشتند با کمال ادب و احترام رفتار میکردند و نوعی عشق و محبت خاص بین آنها جاری بود. این نوع رفتار برای من بسیار قابل توجه بود که افراد پس از اتمام صحبتشان از کسانی که با سکوت و توجه کامل به سخنان آن فرد گوش میدادند تشکر میکردند و تمام اعضاء آزاد بودند بدون ترس از قضاوت، برداشت خودشان را از موضوع مورد بحث بیان کنند؛
حتی نوع پوشش افراد برای من قابل توجه بود، اینکه اعضاء با لباسهای سفید و اتو کشیده، سر ساعت در جلسات حاضر میشدند؛ چون تصور من از حضور در چنین جلساتی اینگونه بود: افرادی که درگیر مصرف مواد هستند ژولیده، نامرتب، نامنظم و با سر و وضعی که کاملاً نشاندهنده اعتیاد آنها است در جلسات حضور مییابند؛ اما در اولین روز آنچه مشاهده کردم کاملاً برخلاف تصوراتم بود.
وقتی راهنمای تازهواردین در مورد ساز و کار کنگره۶۰ با من صحبت کرد متوجه شدم کنگره۶۰ بر مبنای یک ساختار منظم و قدرتمند بنا شده به طوری که نظم، انضباط و ادب به عنوان شالوده و سنگ بنای این سیستم قرار دارد تا افراد را به تعادل برساند؛ بنابراین هر عضو برای حضور و بهرهمندی از آموزشهای کنگره میبایست بدون چون و چرا از قوانین آن پیروی کند.
راستش را بخواهید تمام این موارد بود که مرا به کنگره جذب کرد؛ چون همیشه در آرزوی جاری شدن چنین نظم و انضباطی در زندگیام بودم. من در بسیاری از مواقع زود بیدار میشدم، برای روز پیشرو برنامهریزی میکردم، کتاب میخواندم، فعالیت ورزشی داشتم و ...؛ اما از آنجایی که بیماری اعتیاد اعضاء خانواده را نیز درگیر بینظمی میکند، من هم از این اصل مستثنی نبودم و خیلی از روزها با وجود برنامهریزی و هدفگذاری، باز هم دچار بینظمی میشدم. به یاد دارم که در جلسه اول مشاوره پس از شنیدن سخنان راهنمای تازهواردین چشمانم از خوشحالی برق زد و گفتم آیا میشود یک روز مسافر من هم ورزش کند، سر ساعت بخوابد و بیدار شود، به زندگیاش نظم دهد و با احترام رفتار کند؟ راهنمای تازهواردین با اطمینان گفت: بله کافیست در جلسات حضور یابید و گوش به فرمان راهنما باشید با آموزشها کمکم به تعادل میرسد و همین تعادل باعث نظم و آرامش در زندگی میشود.
درست است که سفر ما با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بود؛ اما امروز که این مطلب را مینویسم با آموزشهای کنگره بسیاری از آرزوهایم را زندگی میکنم، در زندگی ما بینظمی جای خودش را به نظم داده، با کمال احترام با یکدیگر و اطرافیان رفتار میکنیم، یاد گرفتهایم چگونه با هم سخن بگوییم تا به نتیجه سازنده برسیم و تمام اینها به دلیل همان تعادلی است که در کنگره از آن به عنوان فوق درمان یاد میشود و تمام آموزشهای کنگره میخواهد فرد را به تعادل برساند. سپاسگزار خداوند و آقای مهندس حسین دژاکام هستم برای اینکه در این لحظه آرامش در زندگی ما جاریست و بسیاری از آرزوهایم را زندگی میکنم.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ارسال: همسفر زهره رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی الیگودرز
- تعداد بازدید از این مطلب :
14