جلسه چهارم از دوره پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بوئین زهرا، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه "آداب معاشرت؛ ادب و بی ادبی و تعادل و بی تعادلی" در روز سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
به نام قدرت مطلق الله دستور جلسه: آداب معاشرت؛ ادب و بی ادبی و تعادل و بی تعادلی سلام دوستان مهدی هستم مسافر، از نگهبان و دبیر تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا اولین مشارکت را داشته باشم.
همیشه زمانی که در این جایگاه حضور پیدا میکردم، با خودم فکر میکردم که چه سخنی بگویم تا برای دیگران مفید واقع شود. من همواره باید ابتدا آن حسِ لازم را در درون خود ایجاد کرده و سپس شروع به صحبت کنم؛ چراکه حس خوب در همه جا وجود دارد و همین حس خوب است که باعث میشود تفکرات منفیِ انسان از بین برود. جناب مهندس میفرمایند: «شما زمانی به تکامل نزدیک میشوید که درون و بیرونتان با هم یکی شود.»
اما اگر بخواهم در مورد «تعادل» صحبت کنم، تعادل به معنی پایداری است که از ریشه «عدالت» گرفته شده است. اساساً تعادل نیازمند تغییر است و وقتی انسان تغییر میکند، نتیجهی حاصل از آن تغییرات است که اهمیت دارد. زمانی که یک «سفر اولی» وارد «سفر دوم» میشود اما همچنان نامنظم است و خانوادهاش تغییراتی در او احساس نکردهاند، یعنی در واقع این تغییرات هنوز حاصل نشده است. جناب مهندس میفرمایند که ما دو نوع آموزش داریم: اول آموزش غلط و دوم آموزش صحیح. آموزش صحیح نتیجهای درست بههمراه دارد و آموزش غلط، فرجامی نادرست خواهد داشت. در ادامه، برای توضیح بیشتر درباره دستور جلسه باید بگویم: هر کاری که از حد بگذرد و بیش از اندازه باشد، دیگر در آن تعادل معنایی ندارد. برای مثال، آب مایه حیات است، اما وقتی از حد تعادل بگذرد، باعث وقوع سونامی شده و خرابی به بار میآورد.
.jpeg)
اما در مورد «ادب و بیادبی»، جناب مهندس مثالهای متعددی در مورد رفتار، کردار و گفتار بیان میکنند. برای نمونه، ایشان میفرمایند که «وقتنشناسی» بزرگترین بیادبی است. یا در مثالی دیگر، کارهایی که «ضدارزشی» هستند، گاهی در جامعه ما به اشتباه «ارزش» به حساب میآیند؛ بهطور مثال، اگر کسی کلاهبرداری کند، میگویند فلانی خیلی «زرنگ» است، در حالی که این فرد خیانت بزرگی به یک جامعه مرتکب شده است.
من در جامعه نمیتوانم با هر انسانی لحن و رفتار یکسانی داشته باشم؛ من با مادرم به یک شکل سخن میگویم و با دوستم به گونهای دیگر. برای مثال، در هنگام سخن گفتن با یک خانم، من نمیتوانم بهراحتی از کلمه «جان» استفاده کنم. واژه «آداب معاشرت» به معنی روشها، رسوم و قوانینی است که اگر فردی آنها را رعایت کند، انسانی «باادب» تلقی میشود. اصولا افرادی که ادب دارند، انسانهایی «باتعادل» هستند و در مقابل، افرادی که بیادبی میکنند، در واقع انسانهایی «بیتعادل» هستند.
تایپ و تنظیم: همسفر امیرحسین لژیون دوم عکاس: مسافر محمد لژیون سوم با تشکر سایت نمایندگی بوئین زهرا
- تعداد بازدید از این مطلب :
125