چهارمین جلسه از دور ششم سری کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی بروجن با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر ید الله و دبیری مسافر مسلم با دستور جلسه: «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» روز سهشنبه 19 خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.

در ابتدا خداوند را سپاس میگویم که توفیق داد تا این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم. از نگهبان عزیز، مرزبانان گرامی و بهویژه استاد بزرگوارم، آقا محمد رضایی که لایق دانستند تا اداره این جلسه را بر عهده بگیرم.خب اگر بخواهم راجعبه دستورجلسه صحبت بکنم؛ به نظر من شادابترین آدمهای روی زمین، آدمهایی هستند که آداب و معاشرت دارند و بلدند چگونه صحبت کنند و شاهکلیدی برای ورود به قلب هر شخص دیگر؛ با آداب و معاشرت و ادب، به اینگونه میشود به قلب دیگران نفوذ کرد. و اگر با کسی همصحبت بشوی و آن شخص بیادبی بکند، به نظر من آن شخص آدم بیتعادلی میباشد. من وقتی وارد کنگره شدم، فقط آمدم اینجا که موادم را کنار بگذارم، ولی دیدم هر روز یک دستورجلسه درباره راه و روش زندگی کردن برگزار میشود؛ برداشت من از زندگی چیز دیگری بود و میخواستم همه چیز را با زور به دست بیاورم، چون آداب و معاشرتم فرق میکرد، مثلاً وقتی مواد میکشیدم یکجور بودم و هر موقع هم نمیکشیدم، جور دیگری؛ بلد نبودم با اطرافیانم کنار بیایم؛ ولی با آمدنم به کنگره، راه و روش زندگی را یاد گرفتم. که چگونه غذا بخورم، چگونه با بچهام صحبت بکنم، چگونه درآمد داشته باشم، چگونه پسانداز کنم. و اینکه با اطرافیان خود زندگی کنم و بگذارم دیگران هم زندگی کنند. زمانی که وارد کنگره شدم، مفهوم زندگی را یاد گرفتم، همینطور آداب زندگی کردن؛ وقتی وارد جایی میشوم، باید من سلام کنم. نه اینکه منتظر باشم و پیش خودم بگویم من بزرگم و دیگران باید به من سلام کنند. تغییر صفت در انسانها هم سخت است و هم سهل؛ ما اگر بخواهیم تغییر صفت داشته باشیم، باید از جاهای کوچک شروع کنیم. مثلاً وقتی تخمه میخوریم، نباید پوستشان را بریزیم زمین، یا وقتی آدامس میجویم، نباید بیندازیم زمین. این خودش تغییر صفت است؛ باید یواشیواش از جاهایکوچک شروع کنیم تا بتوانیم به جاهای بزرگتر برسیم. آداب و معاشرت هر شخص نشانه شخصیت اوست؛ و ما باید توی کنگره یاد بگیریم به هم احترام بگذاریم، سلام بکنیم و حق تقدم داشته باشیم. و اگر بخواهم راجعبه تعادل صحبت بکنم: در هستی باید یک تعادل برقرار باشد؛ مثلاً باران سبب خیر و برکت است؛ اما اگر زیاد ببارد، میتواند باعث سیلاب شود و اگر کم هم ببارد، باعث خشکسالی و نابودی هستی میشود. حتی در بدن ما نیز باید تعادل وجود داشته باشد، برای مثال اگر زیاد نمک بخوریم، باعث مریضی فشار خون میشود و اگر نمک نیز کم بخوریم، باعث میشود غده تیروئیدمان فعال گردد. و ما با سیدیهایمان و آموزشها در کنگره یاد میگیریم، تا روح و روانمان را به تعادل برسانیم و آنها را به دانایی تبدیل کنیم و حرکت کنیم و آن دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل نماییم، تا بتوانیم یک زندگی آرامی را داشته باشیم؛ یادم میآید آقای مهندس توی یکی از صحبتهایشان میگفتند: که یک مصرفکننده کارتنخواب، پیش من خیلی عزیزتر از آن کسی است که یک آدم باسواد باشد ولی بیادب.
از اینکه به حرفهایم گوش کردید، بسیار ممنونم.

تایپ: مسافر احسان (لژیون هشتم)
عکاس: مسافر ابوذر (لژیون یکم)
ویرایش، تنظیم و ارسال خبر: مسافر کرامت
مرزبان خبری: مسافر مصطفی
- تعداد بازدید از این مطلب :
256