بنام قدرت مطلق الله
موضوع: دستور جلسۀ «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی»
آداب معاشرت به مجموعهای از اصول، روشها و رفتارهای قابل قبول در اجتماع گفته میشود. این اصول به من کمک میکنند تا در معاشرت با دیگران، با ادب، نزاکت و متناسب با موقعیتی که در آن قرار دارم رفتار کنم. آداب معاشرت به من میآموزد که چگونه رفتار کنم، چگونه به سخنان دیگران گوش دهم و در چه زمانی عکسالعمل مناسب نشان بدهم.
با توجه به درسهایی که از کنگره آموختهام، ادب جزو ارزشها محسوب میشود و ریشه آن از عقل نشأت میگیرد. در مقابل، بیادبی جزو ضد ارزشهاست. تا زمانی که معنای ادب را نیاموزم و آن را در عمل به کار نبندم، در مسیر ضد ارزشها باقی خواهم ماند. هرچه بیادبتر باشم، نفس بر عقل غلبه بیشتری خواهد داشت. اگر در راه کسب ادب تلاش نکنم، از نفس اماره پیروی کردهام؛ اما اگر برای باادب بودن کوشش کنم، در مسیر نفس مطمئنه قرار میگیرم و همواره محترم و باارزش خواهم بود.
شاعری میگوید: «ادب از که آموختی؟ از بیادبان.» یعنی کارهایی را که از دیگران میبینم و متوجه میشوم نادرست است، خودم انجام نمیدهم. با درس گرفتن از اشتباهات، به سمت ارزشها و عقلانیت حرکت میکنم و از خطاها تجربه میآموزم تا به تعادل برسم.
همانطور که در کنگره آموختهام، هرگاه سه ضلع جسم، روان و جهانبینی در من به درمان برسند، به تعادل دست پیدا میکنم.
همچنین در مثلث دانایی، زمانی به دانایی میرسم که آموزش، تفکر و تجربه را بهصورت همزمان به کار بگیرم. این دانایی را میتوانم در تمامی امور زندگی به کار ببرم و نتایج بسیار خوبی کسب کنم. همانطور که برای درمان اعتیاد خود تحت آموزش قرار میگیرم، درباره عملکرد خود تفکر میکنم و با کسب تجربه و آموزش میتوانم مسئله اعتیادم را به تعادل برسانم و از این مشکل عبور کنم. اما اگر به تعادل نرسم، همچنان در تاریکیها و مشکلات باقی خواهم ماند.
نگارش: مسافر کامران ل۱۲
تایپ: مسافر مهدی ل۱۷
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
63