سیزدهمین جلسه از دوره شصتم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی پروین اعتصامی اراک، با استادی پهلوان مسافر پوریا، نگهبانی مسافر محمدباقر و دبیری مسافر یوسف، با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی»، روز سهشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ برگزار گردید.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، پوریا هستم، یک مسافر.
ابتدا از خداوند سپاسگزارم که مسیر کنگره ۶۰ را به من نشان داد و این فرصت را در اختیارم قرار داد تا بار دیگر حضور در این جایگاه و صندلی خدمت را تجربه کنم. همچنین از جناب مهندس و خانواده گرانقدر ایشان تشکر میکنم که با فراهم آوردن این بستر ارزشمند، شرایطی را ایجاد کردند تا افرادی مانند من بتوانند در این مکان به درمان و رهایی دست یابند.
از راهنمایان عزیزم نیز صمیمانه سپاسگزارم؛ آقای حمید در درمان DST و آقای رضا در درمان سیگار که مسیر درمان اعتیاد را به من نشان دادند.
در رابطه با دستور جلسه، آنچه به ذهنم میرسد این است که در کنگره ۶۰ فقط درمان اعتیاد صورت نمیگیرد، بلکه شیوه صحیح زندگی کردن نیز به ما آموزش داده میشود. در سفر دوم، مسائل فراوانی وجود دارد که نیازمند درمان و اصلاح هستند. موضوع فقط درمان مصرف مواد مخدر، الکل، قرص و موارد مشابه نیست.
در سفر اول، بهطور طبیعی تمرکز اصلی ما بر درمان مصرف مواد است، اما در سفر دوم با مجموعهای از ویژگیها و رفتارهای منفی روبهرو هستیم که باید روی آنها کار کنیم؛ ویژگیهایی مانند دروغ گفتن، غیبت کردن، رفتارهای نادرست و افکار منفی. این موارد در سفر دوم نیازمند توجه و اصلاح هستند.
اساساً تفاوت سفر اول و سفر دوم چیست؟ آیا صرفاً قرار است همان مطالب گذشته را تکرار کنیم؟ بله، تکرار مطالب وجود دارد، اما علاوه بر آن، در سفر دوم باید در مسیر انسانیت قدم برداریم؛ یعنی صفات منفی را درمان کنیم و صفات مثبت را تقویت نماییم.
یکی از مهمترین درسهایی که در کنگره آموختم این بود که خداوند موهبتی بزرگ به من عطا کرده است تا بتوانم در کنگره ۶۰ درمان شوم. اگر قرار بود مانند گذشته درمان شوم، به پزشک مراجعه میکردم؛ همانگونه که سالها مراجعه کردم و نتیجهای نگرفتم. بارها برای ترک اعتیاد اقدام کردم، اما موفق نشدم. اما در کنگره به درمان رسیدم و تفاوت میان «ترک» و «درمان» را درک کردم. زمانی که فرد به درمان واقعی دست پیدا میکند، وسوسهها از بین میروند و بیماری بهبود مییابد.
بنابراین، این فرصت و موهبت ارزشمند در اختیار من قرار گرفته است. در این مسیر آموختم که هستی هیچ چیز را بدون مسئولیت و جبران در اختیار انسان قرار نمیدهد. هنگامی که این فرصت به من داده شده تا درمان شوم، طبیعتاً انتظاراتی نیز از من وجود دارد. خداوند، هستی یا کائنات، هر نامی که بر آن بگذاریم، از ما انتظار دارند که پس از درمان نیز به دیگر انسانها کمک کنیم؛ چه در کنگره، چه در خارج از کنگره و چه در خانواده خودمان.
در کنگره میآموزیم که جبران خسارت کنیم. جبران خسارت ابتدا نسبت به خودمان، سپس نسبت به خانواده و در نهایت نسبت به جامعه انجام میشود. اینگونه نیست که فرد صرفاً خدمتی مالی یا اجرایی انجام دهد و سپس تصور کند که همه حسابهایش تسویه شده است. ما برای خدمت انتخاب شدهایم و باید این مسئولیت را همواره در نظر داشته باشیم.
هر یک از ما در خانواده و جامعه خود افرادی را داریم که به کمک و حمایت ما نیازمندند. برای مثال، مادرم فردی سالمند است و وظیفه دارم در حد توان به او کمک کنم. این نیز بخشی از مفهوم جبران خسارت است.
در رابطه با موضوع تعادل، به نظر من این واژه بسیار زیبا و ارزشمند است و میتواند یکی از اهداف مهم در مسیر رشد انسان باشد. هدف نخست، درمان است؛ همانطور که گفته میشود درمان، فراتر از ترک است. همچنین تعادل، مرحلهای بالاتر از درمان محسوب میشود. حتی بالاتر از تعادل نیز مرحلهای به نام تعالی وجود دارد. امروز در یکی از سیدیهای استاد امین شنیدم که ایشان فرمودند: «تعالی، فراتر از تعادل است.» البته درباره مفهوم تعالی، هر فرد میتواند مطالعه و تحقیق بیشتری انجام دهد.

در مورد تعادل، خاطرم هست زمانی که وارد کنگره شدم، یکی از نخستین سیدیهایی که در اختیارم قرار گرفت، مربوط به اعتیاد و راهکارهای مناسب بود. بعدها همان مطلب را در اینترنت و یوتیوب نیز مشاهده کردم. در آن سخنرانی، جناب مهندس در جمعی از اساتید درباره موضوع درمان صحبت میکردند و واژه «درمان» توجه مرا بهشدت جلب کرد.
با خودم گفتم اگر واقعاً معنای درمان را درک کنم، شاید اینجا همان جایی باشد که به آن نیاز دارم. پیش از آن به پزشکان مختلف مراجعه کرده بودم و درباره بیخوابی، اعتیاد و مشکلات دیگرم صحبت کرده بودم. پزشک برایم دارو تجویز میکرد و میگفت درمان میشوم، اما در عمل چنین اتفاقی نیفتاد. حدود هفت سال درگیر مصرف قرص و مشکل بیخوابی بودم.
اما زمانی که در کنگره، واژههای «درمان» و «تعادل» را شنیدم، احساس کردم این مسیر میتواند پاسخگوی نیاز من باشد. وارد کنگره شدم، به درمان رسیدم و تلاش کردم در مسیر تعادل حرکت کنم.
تعادل واژهای بسیار مهم است. افراط و تفریط، انسان را از مسیر درست دور میکند. اگر در زندگی من افراط و تفریط وجود نداشت، شاید هرگز گرفتار اعتیاد نمیشدم. تعادل، مسیری الهی و سازنده است و من به کنگره آمدهام تا به تعادل نزدیکتر شوم و در این مسیر حرکت کنم.
در پایان، از خداوند میخواهم که در ادامه این راه به من یاری رساند.
از توجه شما بسیار سپاسگزارم.
تایپ و عکس: مسافر فریدون(لژیون هفتم)
تنظیم و ارسال: مسافر معین (لژیون یازدهم)
«مسافران نمایندگی پروین اعتصامی، اراک»
- تعداد بازدید از این مطلب :
102