گاهی آدمها را نه از شکوه لباسهایشان میتوان شناخت و نه از بزرگی سخنانشان، آدمها را باید از ادبشان شناخت؛ از آن لحظه که میتوانند بیرحم باشند؛ اما مهربانی را برمیگزینند.
ادب، تنها چند واژه آموختهشده و لبخندی بر لب نیست؛ ادب، هنر فهمیدن دلهاست. هنر آنکه بدانی هر کلمه میتواند مرهمی بر زخمی باشد یا زخمی بر دلی. آنکه دریابی همیشه حق با بلندترین صدا نیست و گاه سکوتی آمیخته با احترام، از هزار پاسخ تند و آتشین زیباتر و اثرگذارتر است.
بیادبی فقط در فریادها خلاصه نمیشود؛ گاهی در نادیده گرفتن احساس دیگران رخ مینماید، در تحقیر، در تمسخر و در خودخواهیهای کوچکی که آرامآرام گرمای دلها را میربایند و فاصلهها را عمیقتر میکنند. آدم بیادب شاید برای لحظهای پیروز به نظر برسد؛ اما سرانجام در تنهایی خویش جا میماند؛ چرا که هیچ قلبی در سایه بیاحترامی به آرامش نمیرسد و هیچ محبتی در هوای تحقیر دوام نمیآورد.
زندگی نیز به ترازویی میماند که تعادلش را نه ثروت حفظ میکند و نه قدرت؛ بلکه این رفتار انسانها با یکدیگر است که کفههای آن را در توازن نگه میدارد.
انسانی که میان غرور و فروتنی، میان سخن گفتن و سکوت کردن و میان محبت و واقعبینی تعادل برقرار میکند، کمتر دل میشکند و کمتر خود میشکند؛ زیرا راز زیبایی روح، در همین اعتدال نهفته است؛اما بیتعادلی آرام و بیصدا از راه میرسد، نخست در لحن آدمی خانه میکند، سپس به رفتارش راه مییابد و سرانجام ریشههای رابطهها را میخشکاند. کسی که نه مرز احترام را میشناسد و نه حد آزادی را، نهتنها خود، بلکه اطرافیانش را نیز فرسوده و خسته میکند.
چه زیباست انسانی که ادب را نه از سر ترس؛ بلکه از سر آگاهی و شعور انتخاب میکند. انسانی که حتی در برابر نامهربانی نیز حرمت انسان بودن را پاس میدارد؛ زیرا برخی زیباییها نه در چهرهها، که در رفتارها جاودانه میماند و نه با گذر زمان رنگ میبازند و نه از یادها میروند.
نویسنده: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر ناهید (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر سارا رهجوی راهنما همسفر معصومه دبیر سایت
همسفران نمایندگی بروجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
46