جسله دهم از دوره چهل و چهارم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دانیال اهواز به استادی مسافر ایرج ، نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر فرید با دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» در روز سه شنبه مورخ ۱۴۰۵/۳/۱۹ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد
خلاصه سخنان استاد.
سلام دوستان، ایرج هستم، یک مسافر.
خدا را شکر میکنم که یک بار دیگر اینجا هستم و در کنار شما حضور دارم و این اجازه را پیدا کردهام که در کنگره حضور داشته باشم. از مرزبانان و ایجنت شعبه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بار دیگر در این جایگاه قرار بگیرم، در کنار شما باشم و آموزش بگیرم.
خداقوت عرض میکنم به گروه مرزبانی و کلیه خدمتگزاران شعبه و امیدوارم در مسیر خدمت، موفق و پیروز باشند.دستور جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» است. به نظر من این یکی از دستور جلسات کلیدی در کنگره است؛ برای هر کسی که میخواهد در این سیستم بماند، چه در کنگره و چه در هر جای دیگری، رعایت این موارد ضروری است.
آداب معاشرت موضوع کوچک و سادهای نیست، بلکه مسئلهای بسیار گسترده است. حتی با توجه به شرایط جغرافیایی و زمان، ممکن است شکل و نوع آن تغییر کند. گاهی اوقات بعضی افراد میگویند این چه دستور جلسهای است؟ مگر ما بیادب هستیم؟ اما موضوع اصلاً این نیست.
در کنگره ما اینگونه فکر میکنیم که «من خوب هستم، حالا چه کار کنم که بهتر شوم؟» ما در کنگره چیزهای زیادی یاد میگیریم و این یکی از کلیدیترین آموزشهاست. این دستور جلسه، سازگاری را در وجود انسان ایجاد میکند.
هر فردی میتواند یک انسان مؤدب را، با هر جایگاه و موقعیتی در اجتماع، تحمل کند و در کنار او باشد؛ اما یک فرد بیادب، حتی اگر چندین مدرک دانشگاهی و چندین دکترا داشته باشد، برای دیگران قابل تحمل نخواهد بود. به همین دلیل یادگیری این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد.
من در کنگره علم جهانبینی را آموزش میبینم. اصلاً چرا جهانبینی را یاد میگیرم؟ برای اینکه یاد بگیرم چگونه در این جهان زندگی کنم، چگونه با دیگران زندگی کنم، چگونه در کنار دیگران باشم و از زندگی لذت ببرم.
یاد میگیرم کارم را انجام بدهم و از آن لذت ببرم. در کنگره خدمت کنم و از خدمت کردن لذت ببرم. حتی کارهای سخت انجام بدهم و باز هم از انجام آنها احساس رضایت داشته باشم. برای رسیدن به این نقطه، به آداب معاشرت نیاز دارم.
برای زندگی در کنار دیگران، یاد گرفتن آداب معاشرت یک ضرورت است و این مسئله بسیاری از امور را برای من آسان میکند. در کنگره، همین که سیگار و مواد از زندگی من حذف میشوند، نقطه تحملم افزایش پیدا میکند و همین بالا رفتن تحمل، کمک بزرگی به آداب معاشرت من میکند.
خیلی وقتها ممکن است بدون اینکه متوجه باشم، از روی عجله یا به خاطر اینکه میخواهم حرف یا خواسته خودم عملی شود، رفتاری انجام بدهم که نتیجه خوبی نداشته باشد و حتی باعث بیادبی نسبت به دیگران شود. اما وقتی این مسائل در کنگره اصلاح میشود، خیلی چیزها را یاد میگیرم.
چند روز پیش یکی از بچهها در لژیون سیگار تعریف میکرد که فردی وارد شده بود و بوی سیگار میداد. آنجا متوجه شدم بوی سیگار چقدر آزاردهنده است. یادم آمد که خود من هم قبلاً همینگونه بودم و با همان بوی سیگار در کنار دیگران قرار میگرفتم.

امروز وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم دیگران چقدر اذیت میشدند. حالا من آمدهام این مسئله را اصلاح کنم و همین اصلاح شدن چقدر مهم است. کنگره فقط ترک مواد یا سیگار نیست؛ من در اینجا خیلی چیزهای دیگر را هم یاد میگیرم.
حتی راه رفتن را یاد میگیرم. یاد میگیرم وقتی در کنار راهنما یا فردی که جایگاه بالاتری دارد حرکت میکنم، در سمت چپ او راه بروم. در غذا خوردن آداب را یاد میگیرم؛ اگر میزبان باشم، اول مینشینم و آخر از سر سفره بلند میشوم.
حتی اگر مهمان غذایش را دیرتر بخورد، سعی میکنم با غذای خودم طوری رفتار کنم که دیرتر بلند شوم تا مهمان احساس معذب بودن نکند. اینها همگی آداب معاشرت هستند.
در مورد برخورد با خانمها نیز آموزش میبینیم. یاد میگیریم که آنها را به صورت مفرد خطاب نکنیم و از واژه «شما» استفاده کنیم. بسیاری از این نکات را من در همین کنگره یاد گرفتهام.
خیلی وقتها انسان کاری را انجام میدهد اما نمیداند درست است یا غلط. در انجام آن مردد است. اما زمانی که آموزش میبیند و از درستی آن مطمئن میشود، انجام دادنش بسیار آسانتر میشود و مسیر زندگی نیز راحتتر طی میشود.
کنگره برای من یک زمین تمرین است. من اینجا تمرین میکنم و بیرون از کنگره نتیجه این تمرینها را به اجرا درمیآورم. اینجا یاد میگیرم چگونه آداب معاشرت را رعایت کنم و همین باعث میشود زندگی در کنار دیگران برایم آسانتر شود.
زمانی بود که در محیط کار نمیتوانستم همکارانم را تحمل کنم. حتی در خانواده هم نمیتوانستم به راحتی در کنار دیگران زندگی کنم. اما امروز از حضور در محیط کار لذت میبرم و در کنار خانواده احساس آرامش و رضایت دارم.
قبلاً اینگونه نبود و همه چیز برایم سخت بود؛ اما امروز بسیار راحتتر شده است. این اتفاق نتیجه بالا رفتن نقطه تحمل است؛ چیزی که در کنگره آن را آموزش دیدهام و همچنان هر روز در حال یادگیری آن هستم.
همین حالا که همه ما در این جلسه نشستهایم، چندین نکته مهم را رعایت میکنیم. در صحبت یکدیگر نمیپریم و این مسئله بسیار مهم است. آیا بیرون از کنگره همیشه این موضوع رعایت میشود؟
گاهی فردی مدتها فکر میکند تا مطلبی را بیان کند، اما ناگهان کسی وسط حرف او میگوید: «تو کلامت شکر» و مسیر صحبتش را به هم میریزد و باعث میشود رشته افکارش را از دست بدهد.
اما اینجا همه منظم در کنار هم نشستهایم. برایمان چای میآورند. رفتارمان با یکدیگر محترمانه است. من در کنگره ندیدهام کسی از الفاظ رکیک و نامناسب استفاده کند.
تمام اینها نتیجه آموزشهای کنگره است. اینجا یاد میگیریم چگونه در کنار جمع زندگی کنیم و از بودن در کنار دیگران لذت ببریم.
اگر به گذشته خودم نگاه کنم، میبینم که چه بودم و امروز چه تغییراتی در من به وجود آمده است. همه این اتفاقات باعث شدهاند که یاد بگیرم در کنار جمع زندگی کنم و از این زندگی احساس رضایت داشته باشم. ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
سایت نمایندگی دانیال اهواز
عکس و تایپ: مسافر پیروز ((لژیون دهم))
تنظیم و ارسال خبر: مسافر محسن لژیون یکم ((دبیر سایت))
- تعداد بازدید از این مطلب :
119