دوازدهمین جلسه از دوره دوازدهم سری کارگاه آموزشی کنگره شصت خیام نیشابوری در روزهای سه شنبه با استادی دستیار دیده بان پهلوان مسافر جواد نگهبانی مسافر مجید دبیری مسافر حسن با دستور جلسه آداب معاشرت ادب و بی ادبی تعادل و بی تعادلی در تاریخ 19 خردادماه 1405 ساعت هفده آغاز به کار کرد.
امواج مخصوص در تفکر رها یافتگان و آفریده شدگان جان دوباره خواهد بخشید تا از سکون به حرکت و از حرکت به پرواز تا سیل مخصوص به درآید در حرکت خود تردید به دل راه ندهید که دیگر مسافرین در تکمیل سقف های مرفوع با شما همنوا خواهند گشت فرد بر باد رفته و در زیر خاکستر مدفون شده انسان ها مانند گنجی به صاحبان اصلی آنها برگشت داده خواهد شد مشروط به اینکه خود آن را طلب نمایید .

سلام دوستان من جواد هستم یک مسافر .خداوند شاکر و سپاسگزار به جهت اجازه بودن و توفیق خدمت خیلی خوشحالم که امروز در خدمت بهترین بندگان خداوند در شهرستان نیشابور در نمایندگی خیام نیشابوری هستم
دستور جلسه ادب و بی ادبی آداب معاشرت و بی تعادلی بعد از اینکه می گیم سلام دوستان من جواد هستم مسافر نقطه تفکر رو می دونید جایگاه راهنما جایگاه استاد خود صفت مسافر شاید مهمم نباشه ولی برای خودم خیلی مهمه الان می تونم بگم مثلا هشت سال پیش کجا بودم بر اساس یاد نگرفتن آداب معاشرت در زندگی که هر چیزی هر کاری در زندگی یک آداب معاشرت خاص خودش رو داره ولی امروز بر اساس یادگیری و آموزه های کنگره و آداب و معاشرت زندگی کردن رو چون یاد گرفتم امروز در این موقعیت خاص دارای آدرسم دیگه همه آدما همه اونایی که میان توی کنگره به فرموده آقای مهندس دنبال خودشان می گردن و تنها کاری که کنگره می کند آدرس آدما رو به خودش بده ما تو کنگره معتقدیم که تو بر اساس انجام یک سری از کارها یک سری پاداش هایی رو دریافت می کنی دنیا اساسش داد و ستد یعنی باید بدهی تا یک چیزی بگیری همه ما تجربه این رو داریم دیگه بر اساس یک سری از داده ها قبل از یاد گرفتن قوانین زندگیم چی گرفته هر آنچه از صفات خوب انسانیت بود دادیم و تمام صفت های شیطانی رو گرفته همه صفت های بد رو گرفته چرا چون آداب انجام اون کار رو یاد نداشته وقتی که آداب انجام دادن یک کاری رو یاد نگیری به اصطلاح لقب بی ادب رو بهت می گن بی ادبه یعنی یاد نداره آداب و رسوم رو درست انجام بده چون او قوانین رو یاد نداشته او آداب رو یاد نداشته آدم بی تعادلی شده متعادل نبود حتی توی آداب انجام کارهای شخصی و خانوادگی بذار یه جوری بگم خود زندگی کردن و ازدواج و همسرداری توی رابطه و خانوادگی اونم آداب خاص خودش رو داره دیگه یک جایی تو غمخوار همسرت می شی نیروی مکملت یک جایی پاش وایمیستی اشتباه می کنه بازم می بخشیش کار خطا می کنه باهاش می بخشیش می گی درست می شه .می شه نیروی مکملت اون آداب زندگی کردن تو رو رشد داد اینکه می گم دقت کنی روی خودتو فکر کن اگر روی خودت نبوده جای دیگه حتما دیدی یه جایی هست تو غمخوار همسرت نیستی غمخوار خانواده ت هم نیستی از دستت در می ره دیگه خوشبختی هم آداب داره بدبختی هم آداب داره اون کسایی که به سمت بدبختی قدم برمی دارند آداب انجام کاری یاد ندارند نتیجه اش می شود بی تعادلی خب آدمی که از تعادل خارج می شود چه می شود سفره اش خشک می شود حالا آدمی که آداب انجام کار رو یاد داره چی می شود متعادل می شود سفره اش خوش می شود به سمت حال خوش حرکت می کند.

آقای مهندس میگوید پول پول می اورد پول درآوردن هم آداب داره پولدار شدنم آداب داره صاحب علم و معرفت هم آداب داره سفر از مصرف کننده مواد مخدر تا پایان مصرف که بشه پایان سفر اول هم اون هم آداب خاص خودش رو داره اگر آدابش رو رعایت کردی رها می شی مهندس فرمول خوشبختی رو به آدما یاد می ده مهندس داره با زبان بی زبانی برای همه ما می گه اما آیا آداب شنیدن رو هم همه ما رعایت می کنیم آداب نوشتن سی دی رو همه ما رعایت می کنیم می گه تو اگر قراره آدرس خودتو پیدا کنی که اگر قرار شد از آسمان چیزی برای تو فرستاده شود پستچی در زمین به کجا برای تو بفرسته آیا آدرسی از تو هست امروز مثل خیابونا که می گه مثلا خیابون شماره بیست و سه پلاک فلان آدما هم آدرس دارن مجموعه رعایت نکردن قوانین زندگی یعنی یاد نگرفتن آداب و معاشرت در هر چیزی که بخواد فکر کنه هیچ چیزی بی قانون و بی قوانین نیست هیچ چیزی نیست که آداب خاص خودش رو نداشته باشد چرا آدما محترم می شوند داخل کنگره ۶۰ چرا آدما صاحب احترام می شوند توی کنگره یک سری از حرمت ها و قوانین رو اجرا می کنند آشنا می شوند به آداب و رسم و رسومات انجام هر کاری کسی که برای خودش عزت و حرمت قائل بشود مورد احترام قرار می گیره درونی بزرگ می شود تو صور آشکار اصلا بزرگ شدن ما دنبالش نیستیم چون تو درون اگر تو بزرگ نشوی امکان ندارد در بیرون بزرگ بشوی این اتفاقا می افته همه کنگره همه اونایی که از سی دی های آقای مهندس چهارشنبه ها بعد از سلام دوستان من حسین هستم مسافر دارن گوش می کنن دارن آداب معاشرت زندگی کردن رو یاد می گیرن همه سی دی ها همه دستور جلسات یاد گرفتن آدابه چرا چون افراد کنگره مهندس دوست دارند کسایی که توی بستر آموزشی کنگره هستند افراد با ادبی بشوند.

شعارمهمیه تعادل فوق درمانه نه تنها ما از درمان مواد الان گذشته ایم دنبال درمان دردهای بی دوا بودیم که اینجا الان نشسته همه اینایی که نشستن اینجا دردمندند دردمند بودن در راه مانده بودن درد جا روی این صندلی دوا شده حتی نشستن روی همین صندلی هم آداب خاص خودش رو داره متفاوته با کسی که میاد از سکوت اول جلسه آداب و رسم و رسوم جلسه رو حرکت چی گفتم رعایت می کنه خودم حواسم بود می خواستم ببینم تو چی می گی رعایت می کنه با اون کسی که دم به دم بلند می شه هی می ره بیرون یک سیگار چاق می کنه هی می ره بیرون یک تلفن می زنه مسلما او بی تعادله اون نمی تواند با ادب لقب بگیرد او کسی که جلوی راهنماش یاد گرفته که باید بزرگترش سمت راستش باشه او کسی که یاد گرفته تا بزرگتر دست دراز نکرد و بغل وا نکرد دست نده و بغلش نکنه نمی تواند با ادب باشد نمی تواند متعادل شود او کسی که پارک نمیره او کسی که دیر میاد او کسی که سر لژیون نمیاد او کسی که استاد می گه مشارکت دست بلند نمی کنه او کسی که لژیون سردار نمیاد کسی که و و و و خیلی ها مهندس داره قانون جذب داره به ساده ترین شکل ممکن بهت یاد می ده پول می گه پول می آره بقیه چیزا چی می آره باز از این ور هم داره بهت یاد می ده می گه علم کنگره تولید مال می کنه ولی آداب داره اگر رعایت کنی اگر یاد بگیری بخشش و بخشیدنم آداب داره علمم دریافتش آداب داره نشرش هم آداب داره کسی که آداب دریافت علم رو یاد نگیره علم نشر دادنش بهش یاد داده نمی شه .

راهنما چرا متعادل تره نسبت به رهجو هاش نسبت به داداش لژیونی هاش آداب گرفتن علم رو و آداب نشر علم رو یاد گرفته نمی شه توی هستی یعنی اینکه گفتم داد و ستد تو یک چیزایی رو بگیری و یک چیزایی رو ندی و متعادل بشه یاد گرفتن آداب معاشرت رسیدن به تعادل همش سر این که تو تو لوکیشن خاص خودت باشی امروز لوکیشن دریافت ما از هر جایی توی نمایندگی خیام بوده با حضورم تو لژیون سردار و کارگاه شاید از اینجا رفتم دیگه چیزی برای ما فرستاده نشود برای بچه کنگره هم همینه روز در میان از ساعت پنج تا هشت ما آدرس داریم ولو ساعتی باشه ما لوکیشن داریم ولی ساعتی باشه در هفته ما یک ساعت باید سی دی بنویسیم اینا آدابشه .
جمعه باید برود پارک نمی دونم جلسه شده دو ساعت چایی باید کمتر بخورم اینا آداب شه از راهنمام زودتر سر لژیون بشینم اینا آداب شه تلفنم رو توی جلسه خاموش کنم اینا آداب بشه یعنی هستیه صاحبش می بینه می گه این داره رعایت می کنه بعد همه آدما ظرف دارن رزق دارن وقتی تو مرحله دریافت رزق می ری کمی و زیادیش می دونید بر چی اساسه بر اساس انجام و رعایت قوانین زندگیه می گه این آداب بشه دیدن این طرف جاهل لاتم هست می گه این کلاس جاهلیش رو پر می کنه همه رقم حالیش می شه هستی هم به همه رقم حالیه کردن و رفتن آدما نمیره می گه بابا این برای خودش وقت می ذاره این دیگه دروغ کمتر مگه این دیگه خودش رو سر کار نمی ذاره این رو بیاره بزاره سر جای خودش اگه پستچی یک چیزی آورد به دست خودش برسه خب وقتی تو رعایت نمی کنی پستچی چهار بار پنج بار بیست بار ده بار میاد
راهنما بهت می گه تو دیگه نمی فهمی یعنی نیست دیگه بفهمی حتی اگر هم باشیم گوشهایت نمی شنود همین حرفای ما رو همین الان همه شنیدن ولی خیلی هم امکانش هست نشنوند چون اجازه شنیدن ندارند ما رو همین الان شما همین یکصد نفر دارن می بینند ولی شاید خیلیاتون هم نبینند چون اجازه دیدن نداری کلام حق داره که راهنما بزنه هر گوشی تاب شنیدنشو ندارد چون آدابش رو یاد نگرفته است.ممنونم که به صحبت های من گوش کردید
عکاس: مسافر غلامرضا (لژیون هشتم)
تایپ : مسافر حبیب ( لژیون سوم)
ویراستاری: مسافر احمد (لژیون سوم)
بارگذاری : گروه خبری و سایت نمایندگی خیام نیشابوری
- تعداد بازدید از این مطلب :
89