English Version
This Site Is Available In English

از تاریکی تا ادب و تعادل

از تاریکی تا ادب و تعادل

امروز سه شنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۹ جلسه هفتم از دوره هشتم سری کارگاههای خصوصی مسافران کنگره ۶۰ زاهدان با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» با استادی راهنمای محترم مسافر علیرضا ، نگهبانی مسافر رامین و دبیری مسافر الیاس ساعت ۱۷ شروع بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا خداوند را شاکرم و از بنیان کنگره ۶۰، مهندس دژاکام عزیز و خانواده محترم ایشان، همچنین از ایجنت گرامی، صمیمانه قدردانی می‌کنم. خوشحالم که امروز روزیِ من شد تا در شعبه‌ای حضور داشته باشم که نسبت به آن حس خوب و عمیقی دارم.

دستور جلسه امروز «ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی، و آداب معاشرت» است. اگر دقت کنیم، تمام این واژه‌ها در کنار ضد خود قرار گرفته‌اند. جهان بر پایه شناخت اضداد بنا شده است؛ همان‌گونه که روشنایی را با تاریکی می‌شناسیم، ادب را نیز در مقایسه با بی‌ادبی درک می‌کنیم و تعادل را در کنار بی‌تعادلی می‌فهمیم.

اگر این موضوع را به اعتیاد و درمان آن ارتباط دهیم، متوجه تفاوت نگاه کنگره ۶۰ با بسیاری از مراکز دیگر می‌شویم. سال‌ها در جامعه از واژه «ترک اعتیاد» استفاده می‌شد و هنوز هم در بسیاری از مکان‌ها همین نگرش وجود دارد؛ اما در کنگره صحبت از «درمان» و فراتر از آن، رسیدن به «تعادل» است. زیرا اعتیاد تنها مسئله جسم نیست؛ درمان واقعی بر سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی استوار است.

جسم نیاز به درمان دارد، اما جهان‌بینی نیازمند رسیدن به تعادل است. جهان‌بینی یک مصرف‌کننده، جهانی آکنده از ترس، ناامیدی، حقارت و آشفتگی است. منِ مصرف‌کننده حتی تعادل در مصرف را هم بلد نبودم. کنگره به ما می‌آموزد که ابتدا درست مصرف کردن را یاد بگیریم تا بتوانیم درست مصرف نکردن را نیز بیاموزیم.

من در دوران مصرف، در بسیاری از موارد در جایگاه بی‌تعادلی قرار داشتم. نه اینکه خود را کاملاً بی‌ادب یا بی‌تعادل بدانم، اما به نسبت جایگاه خود، از تعادل فاصله داشتم. اگر مصرف کرده بودم و در جمعی حاضر می‌شدم، باز هم به دنبال مصرف بیشتر بودم. همان موضوعی که مهندس دژاکام بارها درباره آن صحبت کرده‌اند؛ اینکه مصرف‌کننده هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و همیشه در حال «بکش و بکش» است.

جمله معروفی وجود دارد که می‌گوید: «ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان.» مهندس دقیقاً روی همین نقاط تاریک دست می‌گذارند؛ روی همان گره‌ها و ضعف‌هایی که سال‌ها در وجود ما پنهان بوده است. بی‌ادبی، بی‌تعادلی و ناآگاهی، بخش‌هایی از تاریکی‌های وجود یک مصرف‌کننده هستند که باید شناخته و اصلاح شوند.

در سی‌دی آداب معاشرت، مهندس حتی به جزئی‌ترین مسائل زندگی اشاره می‌کنند؛ از نحوه غذا خوردن و مهمانی رفتن گرفته تا رعایت اصول ساده‌ای که شاید بسیاری از ما هرگز به آن‌ها توجه نکرده باشیم. گاهی در یک مهمانی چند نوع غذا وجود دارد تا هرکس متناسب با نیاز و مزاج خود انتخاب کند، نه اینکه همه را امتحان کند. بسیاری از مشکلاتی مانند اضافه‌وزن یا حتی لاغری‌های غیرعادی، نتیجه بی‌تعادلی و ندانستن آداب صحیح زندگی است.

من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام که تصور می‌کردم مهندس را بسیار دوست دارم، اما حقیقت این است که مهندس دژاکام انسان‌ها را بسیار بیشتر از خودشان دوست دارند. اگر من واقعاً به فکر خودم بودم، شاید هرگز مصرف‌کننده نمی‌شدم، سیگار نمی‌کشیدم و سلامت خود را از دست نمی‌دادم. اما ایشان با عشق و دلسوزی راه رسیدن به تعادل را به ما نشان می‌دهند و آموزش می‌دهند چگونه زندگی کردن را بیاموزیم.

یکی دیگر از موضوعاتی که به ذهن من می‌رسد، مسئله تعادل در بخش خدمت است. احساس می‌کنم شعبه زاهدان هنوز از نظر تعداد راهنماها و سفر دومی‌های فعال به تعادل مطلوب نرسیده است. قرار نیست همیشه افرادی از شهرهای دیگر بیایند و به ما خدمت کنند؛ بلکه ما باید خودمان برای ساختن آینده شعبه‌مان قدم برداریم.

متأسفانه بسیاری از دوستان پس از رسیدن به سفر دوم، شعبه را ترک می‌کنند. به اعتقاد من، یکی از دلایل بازگشت برخی افراد به مصرف نیز همین فاصله گرفتن از خدمت است. کسانی که شیرینی خدمت را چشیده‌اند، به‌سادگی آن را رها نمی‌کنند. خدمت کردن یک اذن الهی است و خداوند این فرصت را نصیب هر کسی نمی‌کند.

در جامعه بیرون از کنگره نیز اگر از افراد بخواهیم برای درمان مصرف‌کنندگان مواد مخدر قدمی بردارند، بسیاری از آن‌ها تمایلی نشان نمی‌دهند. پس چه کسی باید این مسیر را ادامه دهد؟ جز خود ما که روزی در همین جایگاه بوده‌ایم؟

شما هستید که آینده فرزندان خود را می‌سازید. از کجا معلوم که فردا فرزند، نوه یا یکی از عزیزان ما گرفتار اعتیاد نشود؟ اگر روزی چنین اتفاقی رخ دهد، آیا جایی بهتر از کنگره ۶۰ برای درمان سراغ داریم؟ قطعاً نه. بنابراین باید بدانیم که هیچ چیز ارزشمندی در این جهان رایگان به دست نمی‌آید و هر نعمتی بهایی دارد.

امیدوارم اگر خداوند اجازه دهد و توفیق حضور دوباره نصیبم شود، بتوانیم افراد بیشتری را با کنگره ۶۰ آشنا کنیم و این پیام رهایی را به انسان‌های بیشتری برسانیم. این مسئولیت به‌ویژه بر عهده سفر دومی‌هاست؛ کسانی که طعم درمان و رهایی را چشیده‌اند و اکنون می‌توانند چراغ راه دیگران باشند.

نگارش: مسافر مهدی (لژیون چهارم، راهنما آقای سعید)
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .