English Version
This Site Is Available In English

صور پنهان لژیون سردار مالی نیست

صور پنهان لژیون سردار مالی نیست

جلسه ششم از دوره دوم لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی بروجن به استادی راهنما همسفر فروغ، نگهبانی همسفر الهام و دبیری همسفر فردوس با دستور جلسه‌ «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه 4 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۳۰ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد
تیتر وادی سوم می‌گوید: باید دانست هیچ موجودی به‌ میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند. راهنمایان عزیز در لژیون‌ها خیلی در مورد این قضیه صحبت کرده‌اند، تنها وادی هست که با باید شروع می‌شود. وادی اول تفکر را به ما یاد داد که چطور تفکر کنیم، وقتی شروع می کنیم به تفکر کردن اولین مسئله‌ای که به ذهنمان می‌رسد این است که من کی هستم، چه هستم به‌ کجا آمدم به کجا میخواهم بروم، بقول معرف به کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود.

این نقطه، آغاز تفکر هست که ابتدا انسان در مورد خودش شروع می‌کند به فکر کردن. وادی سوم تنها وادی است که کلمه باید در آن بکار رفته و این یک قانون است، (خود این کلمه موجود، هم باید در موردش تفکر کرد چون هر چیزی که توسط خداوند ایجاد شده و  به وجود آمده می‌شود موجود) حالا آیا ما فقط به وجود آمده‌ایم؟ آیا فقط حیوان و گیاهان به‌وجودآمده‌اند؟ قطعا نه. پس بین تمام چیزهایی که موجود شده‌اند در هستی و نیستی تنها  خود انسان است که به خویشتن خویش فکر نمی‌کند که خویشتن خویش می‌شود نفس.

باز برمی‌گردیم عقب‌تر، خود انسان هم که نوشته است نگفته انسان، نگفته هیچ موجودی به میزان انسان به خویشتن خویش فکر نمی‌کند، می‌گوید خود انسان، که خود انسان  هم باز برمی‌گردد به نفس. می‌گوید هیچ نفسی بیشتر از خودش به خودش فکر نمی‌کند، یعنی چی؟ یعنی خودخواهی یعنی اینکه من فقط دارم به خودم فکر می‌کنم، نه، این دقیقاً مصداق همان جمله‌ای است که داخل قرآن آمده‌ است می‌گوید: بار هیچ نفسی روی  هیچ نفس دیگری نیست.

تنها کسی یا تنها موجودی یا تنها نفسی که می‌تواند به پیشرفت یک نفس کمک کند فقط و فقط خودش است و خودش، باید به این قضیه فکر کند و این تفکر باید برای آن شخص به وجود بیاید و خودش است که باید تلاش کند؛ پس بار هیچ نفسی روی نفس دیگری نمی‌افتد.

آیا بار نفس شوهر من روی دوش من است؟ خیر. آن نفس برای تکامل خودش تاریکی‌های خودش را تجربه می‌کند من برای تکامل خودم تاریکی‌های خودم را تجربه می‌کنم، حتی فرزندی که من، به دنیا آورده‌ام از لحاظ جسمی و فیزیولوژیکی، بار نفسش با من نیست، یعنی اگر من به‌خاطر فرزندم یکسری رنج‌ها و دردها را  تحمل می‌کنم که یکسری تاریکی‌هایی را تجربه می‌کند این تاریکی هرچیزی می‌تواند باشد آن‌هم لازمیه آن نفس هست و باید تجربه کند و باید از آن تاریکی گذر کند تا نفسش رشد کند.

وادی سوم می‌خواهد بگوید که تنها کسی که باید از آن گذرگاه‌های سخت عبور کند و تبدیل شود به یک فرد کارآزموده فقط و فقط خود آن نفس است نه کسی دستش را می‌گیرد نه کسی یاریش می‌کند حتی خداوند هم در این مسئله یاری نمی‌کند، چون خود شخص باید این مسیر را طی کند تا به نور و تکامل برسد.

دکتر امین در سی‌دی «خواست تقدیرات و تفکرات» می‌فرمایند : هیچ اتفاقی در هستی نمی‌افتد مگر این‌ که خواسته‌ انسان باشد، نمی‌گوید اگر این اتفاق افتاد و کسی که با یک مصرف‌کننده زندگی کرد بار آن مصرف کننده به دوش آن شخص هست، نه. می گوید هیچ اتفاقی در هستی نمی‌افتد مگر اینکه خواسته‌ خود  انسان باشد.

یک نکته دیگر اینکه می‌فرمایند: «هیچ نفسی به روشنایی نمی‌رسد، وارد روشنایی نمی‌شود مگر این‌ که تاریکی را تجربه کرده باشد». در سی‌دی «ابراهیم» هم می‌فرمایند: افراد بزرگ تاریخ، پیامبران، پیام‌آوران هم تاریکی وجودشان را تجربه کرده‌ و از آن گذر کرده‌ تا به این نقطه  رسیده‌اند.

پس من یک خواسته داشتم که می‌آیم و خواسته من تجربه تمام این تاریکی‌ها بوده که بتوانم به نور برسم. باز در سی دی  «پول پول می‌آورد» در جلسه قبل  لژیون سردار هم گفتم که آقای مهندس می‌فرمایند: خوشحالیم مطالب دارد به یک  مرحله‌ای می‌رسد که به دست افراد منتظر برسد؛ پس من انتظار کشیده‌ام یعنی خواسته تاریکی را داشتم که نور را تجربه کنم و انتظارش را هم کشیدم تا به این  نقطه‌ای که دقیقاً الان هستم، برسم.

این تاریکی را نه مسافر من، نه بچه‌ من، نه خانواده‌ من، نه پدر و مادر من، نه هیچ کسی دیگری این تاریکی را به وجود نمی‌آورد؛ چون خودم قبلا این خواسته‌  تاریکی، زجرها و لحظه لحظه مشکلات  را خواسته‌ام و برای اینکه خواسته را تجربه کنم و به نور برسم نیاز به مصرف کننده بود که به واسطه همسر، برادر پدر و دیگران تجربه کردم؛ بنابراین دیگران یک واسطه هستند که من بتوانم این تاریکی را تجربه کنم تا به نور برسم.

انسانها برای همدیگر  واسطه‌ای هستند که این تاریکی را تجربه کنند تا از تاریکی گذر کنند و به رهایی برسند. خواسته‌ من، نوع تاریکی، جنس تاریکی و  میزان تاریکی را مشخص می‌کند،  اینکه چقدر اعماق تاریکی را تجربه کنم که بعد بتوانم به‌ اندازه‌ی همان، عمق روشنایی‌ها را تجربه کنم. بعضی از خانواده‌ها هستند که می‌گویند من چیزی از مصرف مسافرم متوجه نشدم  و روز آخری که رها شد  فهمیدم مصرف کننده بوده است.

حالا در کنگره هر چه مصرف بالاتر باشد به این معنی نیست که شخص روشنایی زیادتری دریافت کرده، این به این معنی نیست که بعد از تجربه‌ی تاریکی زیاد نور زیادی را تجربه می‌کند، بلکه همان مقدار تاریکی یا نور برایش کافی بوده. قرار نیست میزان تاریکی انسان‌ها مثل هم باشد.

آقای مهندس حسین دژاکام می‌گویند: ما به دو دلیل مسائل و مشکلات سر راهمان قرار می‌گیرد و مشکلات همه‌ چیز را در بر‌می‌گیرد که می‌تواند مشکلات جسمی، روان‌تنی، مشکل معیشتی، مشکل جهان‌بینی. همه‌ این‌ها  به دو دلیل است  یا برای  تنبیه است یا برای آموزش. تنبیه یا آموزش برای آن فرد همان‌قدر بود و همان قدر برایش کافی بوده  که به مرحله‌ی لازم برسد؛ پس نباید خودم را با دیگران قیاس کنم.

  شخصی که مصرف‌کننده شیشه است عمق تاریکی‌اش بیشتر بوده، زجر زیادی کشیده، پس روشنایی بیشتر تجربه می‌کند، اصلا اینطور نیست برای تکامل نفس من آن مقدار تاریکی لازم بود برای تکامل یک نفس دیگر این‌ مقدار تاریکی لازم بود؛ پس ما نمی‌توانیم این‌ها را با هم قیاس کنیم، پس به این نکته هم باید حواسمان باشد.

من  یک عالمه صفت منفی دارم همه اینها خواسته من است که باید  همراهم باشد تا تاریکی را تجربه کنم تا به آن تکامل برسم. ترس، منیت، خودخواهی، غرور، ناامیدی، نادانی، ناآگاهی، جهل و تمام این صفات را من خودم انتخاب کردم و با خودم حمل می‌کنم، این صفات را از قبل داشته‌ام و به این معنی نیست که چون الان با یک مصرف‌کننده زندگی می‌کنم این صفات را کسب کرده‌ام، نه اینطور نیست، این صفات در وجود من بوده و یا چنین خواسته داشتم که چنین  صفاتی را داشته باشم تا بتوانم از مسیر تاریکی گذر کنم و تکامل در من اتفاق بیفتد تا من نور را تجربه کنم.

یکی از جاهایی که به من کمک می‌کند  تا بتوانم این صفات را در خودم کم و کم‌رنگ کنم و یا در بهترین حالت بتونم این صفات را از بین ببرم آمدن به لژیون سردار است. در لژیون سردار ما فقط در مورد صفت بخشندگی‌ صحبت می‌کنیم، آقای  مهندس حسین دژاکام می‌فرماید: درمان اعتیاد فقط یک بخش کوچک از کارهای کنگره است که دارد انجام می‌شود، 

پرورش صفت بخشندگی و رشد همه این‌ها و مقابله با خساست و خسیس بودن، یک بخش در لژیون سردار اتفاق می‌افتد که این صفت را در درون خودم پرورش بدهم و در کنار این حرکت من با ترس خودم از بدهی، بی‌پولی، منیت  مقابله می‌کنم که جایگاه خودم را بالاتر از جایگاه کس دیگر نمی‌بینم، بی‌تفاوت از کنار دیگران عبور نکنم و آنها را بی‌عرضه نبینم.

اینکه بگویم من درمان شدم مسافر من درمان شد، دیگران بخاطر بی عرضگی به درمان نرسیدن پس به من مربوط نیست. من با منیت، خودخواهی، ترس، ناامیدی  کبر و غرور خودم مقابله می‌کنم باید با خیلی از صفت‌ها مقابله کنم تا بتوانم در لژیون سردار شرکت کنم.

دکتر امین می‌فرمایند: کار نیروهای منفی پنهان کردن صفات منفی نفس می‌باشد تا نفس صفات منفی را نبیند. پس اینکه من بتوانم این صفات منفی را ببینم و بتوانم  تشخیص دهم نصف راه را طی کرده ام، نصف دیگر راه این است که بتوانم این‌ صفات منفی را در خودم از بین ببرم.

من تمام صفات خوب  را در خود می‌بینم و تقویت می‌کنم تا برسم به صفت  بخشندگی و  بتوانم کمی از مادیات خودم را ببخشم تا در لژیون سردار عضو بشم، این جنگیدن‌ها و بالا پایین کردن‌ها با خودم، خیلی وقت‌ها به چشممان نمی‌آید، ما باید این تلاش‌ها را ببینم تا به خودمان افتخار کنیم تا امیدواری جایگزین ناامیدی شود، ببینم من هم می‌توانم بر مشکلات غلبه کنم و آموزش‌ها را درست آموخته‌ام و روی من تاثیر گذاشته و یک وجه دیگر هم این است که من اصلا این صفات را نبینم و حضور من در لژیون سردار در من  در صور پنهان من هیچ تأثیری نداشته باشد.

ظاهراً در لژیون سردار شرکت کنم ولي با ترس خود مقابله نکرده باشم و در فکرمان باشد که فلان چک 50تومنی را چطوری پاس کنم. نه توانسته‌ام با ترس خودم مقابله کنم نه با منیت خودم و اصلا نتوانم پس‌انداز کنم؛ چون کنار بخشندگی پله‌های وادی پنجم هم قرار می‌گیرد که بتوانم پس‌انداز کنم از کمترین چیز بیشترین استفاده را کنم

و نتوانم آن صفات در خودم پرورش بدهم  اصلاً متوجه نباشم چرا و به چه دلیل  اینجا هستم. برای اینکه دنور یا پهلوان یا سردار باشم از مسافرم استفاده کنم و مسئولیت خودم را به دوش مسافر بگذارم  و این را یاد نگیرم که اگر ماهیانه مبلغی از مسافرم پول می‌گیرم مقداری از آن را پس‌انداز کنم، یاد نگیرم که اگر پس ‌اندازم به ۶ میلیون رسید از آن دل بکنم، یاد نگیرم که خودم را با کسی قیاس نکنم،  یاد نگیرم که خودم را زیر سوال نبرم، مسافرم را زیر سوال نبرم، همه این‌ها به وادی سوم برمی‌گردد.

اگر امروز در لژیون سردار حضور دارم  بخاطر این هست که با نقاط تاریک و صفات منفی خودم مقابله کنم  نه اینک مبلغی پول ب عنوان سردار دنور یا پهلوان پرداخت کنم و فقط در آنجا حضور داشته باشم بدون اینکه درک کرده باشم  و این دقیقاً همان  می‌شود که من  بار نفسم را روی کس دیگری یا مسافرم گذاشته‌ام.

اگر فرزند با من همراه هست  بار نفسم  را روی دوش  فرزندم،  پدرم یا برادرم بیندازم، که آن‌ها به من کمک کنند که من در  لژیون سردار شرکت کنم  که با صفات منفی خود مقابله کنم، کدوم صفت؟ کدام مقابله ؟ کدام اصلاح ؟ کدام رشد؟ کدام تکامل؟ کدام تاریکی را من برطرف کردم؟ کدام را  برطرف کردم اگر همه‌ی این‌ها هنوز در وجودم باشد.

وادی سوم  و لژیون سردار  قرار هست  به من یاد بدهد که چرا اینجا هستم به چرایی کارم فکر کنم  وادی اول را در مورد لژیون سردار اجرا کنم چرا این‌جا هستم چرا می‌خواهم ببخشم چرا می‌خواهم با صفات منفی خودم مقابله کنم وادی دوم ب من می‌گویید که همه این کارهای ک میخواهم انجام دهم بی ارزش نیست  و خودم را  قیاس نکنم حتی اگر  ۵ میلیون یا ۵۰۰  هزار تومان کمک می‌کنم این تمام من  هست  و بی ارزش نیست  در مسیر حرکت هستم و بعد وارد وادی سوم میشوم و شروع کنم نگاه کنم صفات منفی خودم را ببینم.

لژیون سردار فقط ظاهرش مالی است صور پنهان آن اصلا مالی نیست، بخش‌های تاریک و روشن انسان است که نمایان می‌شود؛ پس به‌ ظاهر قضیه نگاه نکنم و بعد می‌رسد به وادی چهارم که استاد بزرگوار بعدی راجع‌به آن صحبت می‌کند و ارتباط آن با لژیون سردار.

پس  هدف اصلی لژیون سردار و ارتباطش با وادی سوم این است که در یک جمله بخواهم بگویم قرار است که صفات تاریک را که خودم انتخاب کردم و عمق تاریکی که خودم خواستم تجربه کنم و سال‌ها انتظارش را کشیدم کمکم کند که آن  صفات را ببینم و بشناسم و آن‌ها را  برطرف کنم.

تایپیست‌: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون سوم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر عفیفه (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: همسفر سوزان رهجوی راهنما همسفر صغری (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بروجن

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .