English Version
This Site Is Available In English

مشارکت گروهی لژیون هشتم

مشارکت گروهی لژیون هشتم

همسفر نرگس:

در مقوله اعتیاد سعی بر این است که فرد بعد از درمان به تعادل برسد تعادل به معنای پایداری است کلمه تعادل فقط برای مصرف‌کننده به کار نمی‌رود؛ بلکه برای همه انسان‌ها و به طور کل برای بشریت که متأسفانه امروزه به‌خاطر یک‌سری مسائل از تعادل خارج شده‌اند هم به کار می‌رود مسئله آداب و ادب داشتن به تعادل ربط دارد؛ چون کسی که ادب را رعایت کند تعادل دارد و کسی که ادب را رعایت نکند بی‌تعادل است

هر چیزی دارای یک آداب و روشی است؛ حتی خوردن غذا هم آداب و روشی دارد کسی که بیش از اندازه غذا بخورد و فربه شود نوعی نداشتن ادب محسوب می‌شود راه‌رفتن، سخن‌گفتن، مهمانی رفتن و مهمانی‌دادن هم برای خود راه و روشی دارد آداب سخن‌گفتن هم این‌گونه می‌باشد که نوع سخن‌گفتن با یک خانم، معلم، پلیس و دوست؛ باید با هم فرق داشته باشد برای احترام به شخص مقابل از ضمیر شما استفاده کنیم در رانندگی خیلی آرام حرکت‌کردن، خیلی تند رفتن، بوق الکی زدن و دوبله پارک‌کردن نوعی بی‌ادبی است.

انواع دیگر بی‌ادبی یا بی‌تعادلی عبارت است از: دروغ گفتن، سخن‌چینی کردن، نگه‌نداشتن حریم شخصی دیگران و یکی از بی‌ادبانه‌ترین کارها وقت‌نشناسی است کسی که زمان برای او مهم نباشد و سروقت سرکار یا قرار خود نرسد شخص بی‌ادبی است یکی از مهم‌ترین آموزش‌های کنگره به نظر من رعایت نظم، ادب و وقت‌شناسی است وقتی از مرحله حیوانی وارد مرحله انسانی می‌شویم هیچ‌چیزی وجود ندارد که برای خود آداب نداشته باشد.

رعایت آداب یعنی داشتن ادب و عدم رعایت آن بی‌ادبی می‌شود دروغ‌گویی نوعی بی‌ادبی و صداقت نوعی ادب است هیچ انسانی به طورکامل بد نیست اگر بدی می‌کند؛ یعنی به آگاهی و دانایی نرسیده است و این دانایی به معنای آموزش، تفکر و تجربه است تمام بدبختی بشر از جهل او است کسی که بدی می‌کند؛ یعنی خوبی را یاد نگرفته است و اگر بلد باشد بدی نمی‌کند؛ باید سعی کنیم با دانش، آگاهی و تجربه کم‌کم دانش خود را بالا ببریم تا به تعادل برسیم اگر به این آگاهی و تفکر برسیم انسان‌هایی که بدی می‌کنند در اثر عدم آگاهی و دانش آنها است کمی از درد و رنج ما کاسته می‌شود.

همسفر الهام:

در واقع مرز میان ادب و بی‌ادبی و تفاوت میان تعادل و بی‌تعادلی در فهم زمان و شخص نهفته است بسیاری تصور می‌کنند ادب فقط استفاده از کلمات زیبا است؛ اما ادب در واقع یک درک حسی است بی‌ادبی لزوماً به معنا دادوفریاد نیست گاهی سکوت تحقیرآمیز، نگاه بی‌اعتنا یا بی‌توجهی به حضور دیگران است بی‌ادبی عمیق ترس از یک‌کلام تند دارد.

ادب یعنی توانایی خواندن فضا موجود یعنی بدانیم چه زمانی سکوت احترام و چه زمانی سکوت پشت‌گوش‌انداختن حق دیگران است بی‌ادبی زمانی رخ می‌دهد که فرد مرز میان شوخی و توهین، مرز میان پیشنهاددادن، دخالت‌کردن در زندگی دیگران، مرز میان صمیمیت و بی‌حرمتی را نادیده می‌گیرد بی‌تعادلی در رفتار از دو جهت رخ می‌دهد که هر دو می‌توانند آسیب‌زا باشند.

افراط در ادب با چاپلوسی: وقتی فرد برای حفظ ظاهر یا ترس برخورد بیشتر، از خود می‌گذرد وارد بی‌تعادلی شده است این حالت باعث می‌شود فرد نتواند نه بگوید و حق خود را مطالبه کند یا در برابر بی‌ادبی دیگران بایستد در این حالت ادب تبدیل به ضعف می‌شود و فرد به‌جای مدیریت رابطه به ابزاری برای آرامش کاذب دیگران تبدیل می‌گردد.

افراط در صراحت یا تندی: از سوی دیگر کسانی که به نام راست‌گویی یا خودمانی بودن تمام فیلترهای اجتماعی را کنار می‌گذارند دچار بی‌تعادلی شده‌اند آن‌ها فکر می‌کنند؛ چون صریح هستند پس لزوماً درست می‌گویند درحالی‌که صراحت بدون ادب تنها یک نوع پوشش برای بی‌ادبی است تعادل در معاشرت یعنی رسیدن به نقطه‌ای که به آن استواری محترمانه می‌گویند در این نقطه شما نه قربانی بی‌ادبی دیگران هستید و نه خود به بی‌ادبی متوسل می‌شوید تعادل یعنی مرز داشتن یعنی بتوانید با لبخند و لحن آرام بگویید من از این نوع صحبت‌کردن خوشم نمی‌آید لطفاً لحن خود را تغییر دهید.

همسفر غزاله:

آن‌چه از آموزش‌های کنگره ۶۰ برداشت کرده‌ام این است که آداب معاشرت و ادب از نشانه‌های جهان‌بینی سالم و حرکت در مسیر تعادل هستند زمانی که وارد کنگره می‌شویم علاوه بر درمان جسم با آموزش‌هایی آشنا می‌شویم که کمک می‌کنند تا نگرش و رفتار خود را اصلاح کنیم یکی از این آموزش‌ها رعایت ادب و احترام نسبت به خود، دیگران و قوانین است.

من فکر می‌کنم ادب فقط به نوع صحبت‌کردن محدود نمی‌شود؛ بلکه در رفتار، برخورد، گوش‌دادن به سخنان دیگران و رعایت نظم و احترام به جایگاه افراد نیز معنا پیدا می‌کند گاهی ممکن است انسان از الفاظ مناسبی استفاده کند؛ اما در عمل بی‌احترامی کند و این نیز نوعی بی‌ادبی است در مقابل فردی که به آموزش‌ها عمل می‌کند و تلاش می‌کند در هر شرایطی حرمت دیگران را حفظ کند.

در کنگره یاد می‌گیریم که بسیاری از رفتارهای نادرست ما ریشه در بی‌تعادلی دارد وقتی انسان از تعادل خارج می‌شود ممکن است زود عصبانی شود، قضاوت کند، به دیگران بی‌احترامی کند و نتواند روابط درستی با اطرافیان خود داشته باشد؛ اما هرچه به سمت تعادل حرکت می‌کند آرامش بیشتری پیدا می‌کند و رفتارها نیز سنجیده‌تر می‌شود.

به نظر من آداب معاشرت یکی از نشانه‌های رسیدن به تعادل است فرد متعادل به حقوق دیگران احترام می‌گذارد مسئولیت رفتار خود را می‌پذیرد و می‌داند که هر عملی عکس‌العملی دارد همچنین متوجه می‌شود که برای رشد و آموزش گرفتن؛ باید از منیت فاصله بگیرد و با احترام با دیگران ارتباط برقرار کند از این دستور جلسه یاد می‌گیرم که برای رسیدن به حال خوش و آرامش پایدار؛ باید ادب را در گفتار و کردار خود تقویت کنم و با استفاده از آموزش‌های کنگره به سمت تعادل بیشتر در زندگی حرکت کنم؛ زیرا انسانی که در تعادل باشد کمتر دچار تنش می‌شود و می‌تواند ارتباط بهتری با خود، خانواده و جامعه برقرار کند. با تشکر از خداوند، کنگره ۶۰ و تمامی خدمتگزاران

عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر کبری رهجوی راهنما همسفر امینه(لژیون هشتم)
ویرایش: همسفر گلسا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قائم‌شهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .