جلسه دهم از دور سوم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی دامغان به استادی راهنما همسفر فریبا،نگهبانی راهنمای تازه واردین همسفر نسیم و دبیری همسفر اکرم با دستور جلسه « آداب معاشرت ( ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی ) » در روز دوشنبه ۱۴۰۵/۰۳/۱۸ رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
استاد فرمودند که دستور جلسه آداب معاشرت، تعادل و بیتعادلی، با لژیون سردار همخوانی زیادی دارد و در واقع، هرچه مینگرم، همه چیز از دل لژیون سردار نشأت میگیرد.
من، فریبا، پیش از این از بیتعادلی رنج میبردم؛ خانوادهای نامتعادل و بههمریخته داشتم و از نظر آگاهی در سطح بسیار پایینی بودم. اما اکنون که مینگرم، هر جایگاهی که کسب کردهام، در کنگره بوده است. این فرصت به من داده شده تا آموزش ببینم و به آن تعادلی که آقای مهندس از آن یاد میکنند، دست یابم. ایشان میفرمایند: "درمان اعتیاد، فوق تعادل است، نه ترک اعتیاد. کسی که میخواهد درمان شود، باید به تعادل کامل برسد.
من، فریبا، از نظر افکار و اندیشه همیشه بسیار بههمریخته بودم، اما این تعادل را در کنگره به دست آوردم و توانستم آن را به خانوادهام منتقل کنم. خانواده را به کنگره وصل کردم و به این آموزشها رسیدیم و به آن تعادل نسبی دست یافتیم.
آنچه در تعادل و بیتعادلی رخ میدهد این است که وقتی از قوانین و حرمتها تخطی کنی، بیتعادلی به وجود میآید. و هنگامی که به قوانین، حرمتها و خطوطی که کنگره برای ما مشخص کرده، عمل کنید و به تعادل برسید، همان آداب معاشرت حاصل میشود. پس من وقتی آداب معاشرت را یاد میگیرم، به تعادل میرسم و اگر آن را یاد نگیرم، از تعادل خارج میشوم.
آقای مهندس این موضوع را به دانایی پیوند دادهاند و میفرمایند: ممکن است بسیاری در رشتههای خاصی دانایی داشته باشند، دکتر یا مهندس باشند، اما در زمینه اعتیاد یا از نظر افکار و اندیشه، شاید بسیاری (خودم را میگویم) افراد بیرون از کنگره هنوز تعادل لازم را ندارند. با اینکه مصرفکننده هم نیستند، وقتی یک حرف به حرف دیگر میرسد، میبینید که پرخاشگر هستند و بهراحتی بههم میریزند، یا با یک حرف جزئی و در زمان کوتاهی متوجه میشویم که آموزشهای کنگره با بیرون چقدر متفاوت است.
آقای مهندس در مورد دانایی که همان مثلث آموزش، تفکر و تجربه است، میفرمایند: باید این سه ضلع بهطور موازی به تعادل برسند و رشد کنند. اینگونه نیست که فقط تفکر و تجربه رشد کند و ضلع دیگر رها شود، یا اینکه یک ضلع فقط رشد کند و دو ضلع دیگر رها شوند. باید این سه ضلع بهطور مساوی رشد کنند تا همزمان به تعادل برسند. به همین دلیل است که در کنگره، زمانی که فرد سفرش را شروع میکند و در طول ۱۱ ماه به درمان میرسد، اگر جهانبینی او کامل نباشد، امکان بازگشت او زیاد است. پس بسیار مهم است که جهانبینی، همان دانایی، بتواند همزمان با آموزشها در طول زمان رشد کند.
وقتی مینگرم، تعادلی که در کنگره کسب کردهایم، به دلیل همان آموزشی است که توانستهایم از طریق پیشکسوتان، مانند ایجنت محترم، مرزبانان و راهنمایانی که در کنگره وجود دارند، به دست آوریم. اینها کسانی هستند که قبل از ما همیشه در کنگره حضور داشتهاند و همهچیز را برای ما فراهم و روتین کردهاند تا ما بتوانیم در اینجا بهراحتی آموزش بگیریم.
من فریبا، همان آدم قبلی بودم که در خانوادهای نامتعادل زندگی میکردم، اما اکنون چه فرقی واقعاً ایجاد شده است؟ این که آمدم در کنگره و با این آموزشها، بهنوعی توانستم به آن تعادل نسبی برسم.
فکر میکنم همان نظم و انضباطی که در کنگره حرف اول را میزند و همان نظم و نزاکت، ما را گرد هم آورده است تا بتوانیم دانایی را رشد دهیم و بیادبی را به ادب و بیتعادلی را به تعادل تبدیل کنیم. این بستگی به همان دانایی دارد که من چقدر میتوانم کسب کنم و چقدر میتوانم دریافتی داشته باشم.
جناب مهندس به ما آموختند که در صحبت کردن، غذا خوردن و حتی راه رفتن باید آداب معاشرت را حفظ کنیم. شاید من قبلاً به غذا خوردنم زیاد توجه نداشتم، اما لژیون جونز باعث شد که بیشتر دقت کنم. واقعاً حتی در راه رفتن، حتی رانندگی و حتی اداراتی که میروم، اگر اجازه ندهند روی آن صندلی ننشینم، نمینشینم؛ زیرا آقای مهندس میفرمایند: اگر بدون اجازه بنشینید، دور از ادب است و کارهایتان مختل میشود و درست نمیشود.
یا عکستان گم میشود، یا پروندهتان به مشکل میخورد. این همان حس درونی من است که چه حسی دارم و چگونه برخورد کردم. ظاهر امر، من را نشان میدهد و همین باعث میشود که در کارهای من اختلال به وجود بیاید. در کل، چیزی که متوجه شدم این است که بازتابش به خودم برمیگردد و همه به آن جهانبینی بازمیگردد. اگر احترام کردیم، احترام میبینیم. خدای نکرده بیاحترامی کردیم، باز هم به ما برمیگردد. این بستگی به من دارد که چگونه نظم و انضباط را رعایت کنم، چگونه بهموقع بیایم و بهموقع بروم و طبق قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰، حرکت کنم و عمل کنم. اینها باعث ادب من میشود و دانایی مرا بالا میبرد.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
.jpeg)
تایپ و ویرایش: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )
ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دامغان
- تعداد بازدید از این مطلب :
36