هشتمین جلسه از دور پنجم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی رزن، با استادی مسافر محترم تیمور ، نگهبانی مسافر بیرامعلی و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه "نظم ،احترام ،انضباط ،تعادل و بیتعادلی" یک شنبه ۱۷ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان تیمور هستم مسافر
رَبِ اشرح لی صدری ویسر لی ی امری واحلل عقده من لسانی ویفقهوا قولی
تشکر می کنم از آقا بیرام علی بابت اینکه فرصت یادگیری و آموزش و خدمت را به من داد که بتوانم در این جایگاه قرار بگیرم و آموزش بگیرم تشکر ویژه دارم از بنیان کنگره ،من از تک تک عزیزانی که زحمت می کشند تشکر می کنم ازخانواده بزرگ کنگره شصت تشکر می کنم که همچین بستر امن و قشنگی را برای ما فراهم کردند که من نوعی بیام اینجا آموزش بگیرم و بتوانم به تعادل و حال خوش برسم از این بابت تشکر و تقدیر می کنم از خانواده محترمشان و از خودشان و تمام خدمتگزاران کنگره شصت در سراسر کشور و علی الخصوص شعبه نمایندگی رزن بعد یک تشکر هم از خدمتگزاران شعبه دارم
دستور جلسه:
آداب معاشرت ادب بی ادبی تعادل و بی تعادلی بخواهم چند جمله ای صحبت کنم بیشتر می خواهم از تجربه دوستان استفاده کنم حالا من در مورد ادب چند بیت شعر نوشتم بخوانم و یک مقدار هم توضیح بدهم
با ادب باش که تکلیف جوانان ادب است
فرق مابین بنی آدم و حیوان ادب است
راحت روح زنان زینت مردان ادب است
با ادب باش که سرمایه خوبان ادب است
گر تو خواهی که دلت در دو جهان شاد شود
همه کس از سخنت خرم و دل شاد شود
خاطرت یکسره از رنج و غم آزاد شود
با ادب باش که سرمشق جوانان ادب است
آیه آیه همه جا سوره قرآن ادب است
بی ادب از فیض الهی می شود محروم
خویش را می کند از جهل و شقاوت معدوم
از احادیث و روایات به ما شد معلوم
شرف و منزلت مرد سخندان ادب است
خوب دوستان در مورد دستور جلسه آداب و ادب و بی ادب یا آداب معاشرت من می خواهم خلاصه و مختصر بگویم حالا به لقمان گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان بعد در مورد ادب خیلی چیزها می دانیم شنیدیم بعد ادب یه چیزی که به دنبالش احترام می آرورد حرمت می آورد هر کی به خودش احترام بگذاره اول باید کوچک بشوی تا بزرگ بشوی می گوید افتادگی آموز گر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است من تا کوچک نشوم بزرگ نمی شوم من باید خودم را کوچک کنم تا بزرگ بشوم بعد ادبم به قول معروف می گه معرفت و ادب درّ گرانبهایی است که به هر کس ندهندش پر طاووس زیباست ولی به کرکس ندهندش در مورد ادب مهندس تو سی دی صحبت کرده من حالا بخواهم خلاصه چیزی که برداشت کردم چیزی که خودم فهمیدم این ر بخواهم بگویم برای خودم یادآوری بشود یک تذکری باشد این برمی گردد به نظر من، به آموزش من، خودم را می گویم من الان امدم اینجا کنگره تازه متوجه می شوم که من خیلی چیزها را یاد نگرفتم آموزش ندیدیم و حالا نمی خواهیم به قول معروف اجتماعی صحبت کنیم از ضعف های کشور ما عدم آموزش، آموزش درست حسابی، خوب ندادند در هیچ زمینه ای مثلا فرض کن یک گوشی همراهی را درست می کنند شاید تو کشورهای خارجی کلاسی چیزی می گذارند که اپراتور یا استفاده کننده می رود از اون ان منبع آموزش می گیرد که چجور استفاده کند ولی متاسفانه تو کشور ما یک خورده از زیربنا آموزشمان ضعیف شده و به آموزش زیاد بها،و وقت ندادند وقت نگذاشتند من الان خودم تو این مدت هفت، هشت، نه ماهی که می آیم اینجا آموزش می گیرم می بینم که آموزش خیلی چیزها را شاید به ظاهر من فکر کنم می دانم ولی می روم در معرضش قرار می گیرم می بینم نه من هم خیلی چیزها را نمی دانم بلد نیستم اصلا طرز زندگی کردن را ، اینجا مهندس قشنگ صحبت کرده می گوید در مورد آداب سلام دادن غذا خوردن نمی دانم آداب معاشرت از این مورد قشنگ صحبت کرده و این را یک جا گفته حرف قشنگیه می گوید مثلا من به یک آدم باسواد باشه عالم باشه ولی بی ادب باشه این را من دوست ندارم ولی یه آدم معتاد متجاهر باشه کارتن خواب باشه ولی ادب و معرفت داشته باشد ان برای من ارجحیت دارد نسبت به ان آدم عالم و آدم باسواد، بعد در مورد غذا خوردن صحبت کرده در مورد سلام کردن صحبت کرده که همشون یه آدابی دارد غذا خوردن وارد شدن به یه جایی آدابی دارد سلام دادن نمی دانم اینها را باید بلد باشیم یاد بگیریم و من قبلا فکر می کردم مثلا یک حرفی را دوباره نزنم ولی در حالی که اینجا من این را یاد گرفتم که کنگره اصلا تکرار مکرراته
هر چقدر تکرار کنیم بیشتر یاد می گیریم حالا ما یه جمله ای داشتیم توی برنامه دیگری این جمله قشنگی هست می گفت ما با در میان گذاشتن آنچه که داریم می توانیم آن را حفظ کنیم حالا با در میان گذاشتن می شود بگوییم با مشارکت گذاشتن ، وقتی من چیزی را دارم، تجربه ای دارم اگه این را در میان بگذارم به مشارکت بگذارم می توانم ان را برای خودم هم نگه دارم و دیگران هم از این تجربه من بتوانند استفاده کنند و شاید کمکی باشد راهگشایی باشد تو زندگیشان از خدا می خواهم که کمکمان کند از این بستر به نحو احسن استفاده کنیم

حالا اگر بخواهم وارد جزئیات این سی دی بشوم چون واقعا به خاطر ضیق وقت نمیتوانم و وقت کم می آورم چون در مورد ادب شعر داریم حدیث داریم بالاخره زیادی ادب احترام وحرمت می آورد ودر این هم باید تعادلرا در نظر بگیریم حالا تو این سی دی که مهندس گفته کنگره جاو مکانی نیست برای ترک اعتیاد ما اینجا امدیم به تعادل برسیم یعنی تعادل مافوق ترک هست و درمان مافوق ترک است و تعادل هم مافوق درمانه پس وقتی ما این سه تا را این سه ضلع مثلث با هم باشیم مثلث کامل می شود یعنی در مورد همون دانایی هم تفکر آموزش تجربه و اینها اگر یکیش نباشد دانایی ما ناقص و به دانایی موثر نمی رسیم که مد نظر کنگره است
و بعد مهندس اینجا اشاره می کند تو این سی دی ما نیامدیم مثلا انسان ها را ترک بدهیم ما امدیم که انسان ها به یک تعادلی برسند که بتوانند راحت زندگی کنند و از کلمه تعادل هم من می خواهم بگویم تعادل یک کلمه عربی هست بر وزن تفاعل و ریشه ان کلمه هم می شود عدل، عدل که به ذهن همه مان می آید ما می گیم عدل باید برابری و مساوات باشد ولی در حالی که در کنگره مفهوم عدل فرق می کند تعادل یعنی این چهارپایه میزی که من نشستم رویش اگر دو سانت بالا پایین باشد تعادل من به هم می خورد یکسره در استرسم که نیفتم و نخورم زمین ولی اگر چهار تا پایه اش با هم مساوی باشد به راحتی من می توانم بشینم با آرامش خاطر و اطمینان خاطر بعد در مورد همان عدالت یا تعادل اصلا هدف اصلی کنگره رسیدن به تعادل وقتی به تعادل برسیم ما پشت سرش پشت بندش ادب احترام همه این چیزها می آید و یاد می گیریم که چجور زندگی کنیم
و هدف اصلی کنگره حالا بعضیها می گویند خوب تعادل نمی دانم این چه ربطی دارد تو کنگره به ترک اعتیاد و به درمان اعتیاد چون مهندس گفت ما نیامدیم اینجا درمان اعتیاد بکنیم ما می خواهیم آموزش بدهیم که طرف به تعادل برسد و بتواند زندگی راحت و آرامی داشته باشد هم خودش راحت زندگی کند و هم اجازه بدهد دیگران راحت زندگی کنند در مورد باز ادب و احترام در مورد مثلا وارد شدن به خانه مثلا کی باید سلام بدهد همه ا ش یک آدابی دارد این آداب هم مثلا در حدی می توانیم بگوییم یک جورایی قانونه تو عرف مثلا زندگیمون تو عرف جامعه اجتماع، ما می فهمیم که مثلا کوچکتر باید به بزرگتر سلام بدهد غذا خوردن چجور غذا بخوریم چجور وارد یه مکانی بشویم با کی دست بدهیم اینها را کلا توضیح داده حالا به خاطر کمبود وقت من دیگه زیاد توضیح نمی دهم و واردش نمی شوم از تجربه دوستان استفاده می کنیم در پایان از خداوند می خواهم که کمکمان کند که بتوانیم در این مسیر یاد بگیریم و آموزش بگیریم من می خواهم بگویم وقتی من بگویم بلدم با این کلمه تمام در های یادگیری را به روی خود میبندم امیدوارم که من خودم را می گویم اینطوری نباشم و سعی کنم همیشه آموزش پذیر باشم آموزش بگیرم و یاد بگیرم و بتوانم به تعادل که رسالت اصلی و هدف اصلی کنگره شصت می باشد برسیم و به حال خوش برسیم و بتوانیم زندگی راحت و آسانی داشته باشیم از اینکه به حرف های من گوش دادید و بنده را تحمل کردید از همه شما ممنونم سپاسگزارم
مرزبان کشیک مسافر ابوالقاسم

تقدیم تقدیر نامه های لژیون سردار

تایپ مسافر نظام
عکاس مسافر حمید
کارگزار مسافر مجید
- تعداد بازدید از این مطلب :
53