English Version
This Site Is Available In English

کسی که بی‌ادب است یعنی تعادل ندارد

کسی که بی‌ادب است یعنی تعادل ندارد

جلسه چهارم از دور نهم کارگاه آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی دامغان به استادی راهنما همسفر محبوبه، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فهیمه با

دستور جلسه« (آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی تعادلی) »روز دوشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، محبوبه هستم؛ یک همسفر.

خداوند را بسیار شاکرم که بار دیگر به من فرصت داده شد تا در شعبه دامغان، شهر خودم، حضور داشته باشم و در مسیر خدمت و آموزش قرار بگیرم.

از نگهبان عزیز، خانم اکرم، سپاسگزارم که این فرصت را به منِ حقیر دادند. همچنین از گروه مرزبانی و ایجنت محترم سپاسگزارم و به ایشان خدا قوت می‌گویم.

جا دارد که تشکر ویژه کنم از جناب آقای مهندس عزیز، هروقت من در هر جایگاه خدمتی قرار می‌گیرم، برای خودم این را یادآوری می‌کنم که اگر آقای مهندس و خانواده محترمشان نبودند، منِ محبوبه امروز با این حال خوش را تجربه نمی‌کردم. تا عمر هست، مدیون جناب مهندس و ازخودگذشتگی‌ها و عشق بی‌پایان جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم.

دستور جلسه: آداب و معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی.

یکی از مهم‌ترین دستور جلسه‌ها، که از نظر من در کنگره قرار داده شده، شاید برای خیلی از عزیزان این سؤال باشد که ما آمده‌ایم در کنگره ۶۰، اعتیاد را درمان کنیم، پس چرا آداب و معاشرت؟ چرا تعادل و بی‌تعادلی؟ این‌ها چه هستند؟ به چه درد من و زندگی من و اعتیاد مسافر من می‌خورند؟

در کنگره ۶۰، نگاه اول درمان اعتیاد است؛ یعنی اتفاق مهمی که در انجمن کنگره ۶۰ رخ می‌دهد. اما طبق گفته جناب آقای مهندس عزیز که می‌گویند: درمان، فوقِ ترک است و تعادل، فوقِ درمان؛ یعنی چه؟ یعنی درمانی که در کنگره اتفاق می‌افتد، از ترک اعتیاد بالاتر است. و بالاتر از این درمان، رسیدن فرد به تعادل مهم است؛ و این چیزی است که ما در این یک هفته درباره‌اش صحبت می‌کنیم، آموزش می‌گیریم و آموزش‌های جهان‌بینی را دریافت می‌کنیم.

این آموزش‌ها در کنگره به این خاطر است که فرد به تعادل برسد، به حال خوب و آرامش برسد، و فقط هدف، درمان اعتیاد نباشد.

این‌جاست که می‌گوییم افراد باید در کنگره حضور داشته باشند، آموزش بگیرند، و آموزش‌های کنگره را در زندگی‌شان کاربردی کنند.

اما آداب معاشرت چیست؟ آداب معاشرت در واقع چه چیزی است؟ آداب معاشرت از «ادب» می‌آید؛ مجموعه‌ای از اصول و قوانینی که برای بهتر زیستن به آن نیاز داریم و باید آن را بدانیم و نسبت به آن آگاه باشیم.

من به جرأت می‌توانم بگویم که در کنگره ۶۰، در طول این ۱۲ و ۱۳ سالی که در کنگره بوده‌ام و آموخته‌ام و هر روز مطالب جدیدتری یاد می‌گیرم، ذره‌ای از این مطالب در طول زندگی قبل از کنگره، و در دوران تحصیلی و دانشگاهی من آموزش داده نشده بود. اما وقتی وارد دانشگاه بزرگ کنگره ۶۰ شدم و مطالبی را در اینجا آموختم، گفتم: این‌ها به درد زندگی من می‌خورند؛ و یکی از این‌ها آداب معاشرت بود. اینکه چطور رفتار کنم، چطور بنشینم، چطور در یک جمع قرار بگیرم، چطور بخوابم؛ این‌ها را جناب مهندس در سی‌دی معاشرت به خوبی گفته‌اند. اگر عزیزی این سی‌دی را گوش نداده، حتماً گوش کند.

جناب آقای مهندس، مو به مو و ذره به ذره، از آدابی می‌گویند که منِ محبوبه در زندگی به آن نیاز دارم تا حال خودم خوب باشد. شاید در مرحله اول کاری به حال دیگران نداشته باشم، اما باید حال خودم خوب باشد تا بتوانم حال دیگران را هم خوش کنم. تمام این‌ها را ذره‌به‌ذره در کنگره ۶۰ آموزش می‌دهند. در کنگره، یک‌سری آداب وجود دارد؛ حتی وارد شدن و خارج شدن هم آداب دارد. نشستن روی این صندلی‌ها آداب دارد، قرار گرفتن در جایگاه استادی، نگهبانی و دبیری آداب دارد، مشارکت کردن آداب دارد، حضور در لژیون آداب دارد، وارد شدن به لژیون آداب دارد، و صحبت کردن در لژیون نیز آداب دارد. این‌ها را همه کمک‌راهنمایان و راهنمایان عزیز در لژیون آموزش می‌دهند.

وقتی وارد لژیون می‌شوید و می‌خواهید صحبت کنید، باید اجازه بگیرید. اگر راهنمای لژیون اجازه داد، باید صحبت کنید. شما در لژیون اجازه خوردن آدامس را ندارید، بدون اجازه حق صحبت کردن ندارید، اجازه ندارید پا روی پا جلوی راهنما بیندازید، و اجازه ندارید تلفن همراه‌تان زنگ بخورد و شما پاسخگو باشید. این‌ها همه از آداب یک لژیون است.

حتی در کنگره ۶۰، سلام و احوال‌پرسی را هم از آداب قرار داده‌اند. جناب آقای مهندس می‌گویند: شما وقتی یک جایگاه بالاتر از خودتان را می‌خواهید مورد خطاب قرار دهید، نمی‌توانید با «عزیزم» و «جانم» خطاب کنید. وقتی راهنمای خود را می‌خواهید صدا کنید، نمی‌توانید بگویید «فاطمه جان» یا «زهرا جان»؛ راهنمای شما خانم زهرا یا خانم فاطمه است. ولی راهنمای شما می‌تواند شما را «زهرا جان» یا «فاطمه جان» صدا کند. برای سلام کردن و احوال‌پرسی، دست دادن از جایگاه بالاتر است؛ و جایگاه بالاتر باید دستش را دراز کند و به شما دست بدهد. اما بغل کردن از جایگاه کوچک‌تر است؛ کوچک‌تر باید به سمت جایگاه بزرگ‌تر برود و او را بغل کند.

موجودات، نفس دارند؛ نفسی به نام نفس اماره. اما تفاوتی که انسان‌ها با حیوانات دارند این است که انسان‌ها می‌توانند با آموزش و آگاهی، نفس‌شان را ارتقا بدهند و از نفس اماره به نفس لوامه و مطمئنه برسند؛ ولی حیوانات نمی‌توانند. اگر این آداب را رعایت نکنیم، می‌شود بی‌ادبی. کسی که بی‌ادب است، یعنی تعادل ندارد و از تعادل خارج است. افرادی که از آرامش درونی بیشتری برخوردار هستند، ادب بیشتری دارند و متعادل‌تر هستند.

در آخر این را بگویم که افرادی که تازه وارد کنگره ۶۰ می‌شوند، شاید این اصول و آداب را ندانند؛ ما آن‌ها را بی‌ادب فرض نمی‌کنیم، چون در مسیر آموزش هستند و قرار است آموزش بگیرند. اما فردی که بعد از سال‌ها در کنگره حضور دارد و این آموزش‌ها را دریافت کرده، اگر هنوز نتواند بر نفس اماره‌اش تسلط یابد و همچنان به بی‌ادبی و بی‌تعادلی ادامه دهد، در واقع به چنین فردی می‌گویند «بی‌تعادل».

خدا را شکر که همه ما در مسیر آموزش کنگره هستیم؛ از جمله خودِ من که روزبه‌روز داریم از کنگره ۶۰ و جناب آقای مهندس عزیز آموزش می‌گیریم.

از اینکه با سکوت خودتان به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون اول )

عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر راضیه ( لژیون سوم)

ویرایش و ارسال: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر وحیده ( لژیون پنجم ) نگهبان سایت

همسفران نمایندگی دامغان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .