بهنام قدرت مطلق الله
دوازدهمین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی دکتر علیرضا (مبارکه)، با استادی راهنمای محترم مسافر هوشنگ، نگهبانی مسافر مجتبی و دبیری مسافر فرهاد با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» در تاریخ یکشنبه 17خردادماه1405 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، هوشنگ هستم مسافر.
خداوند بزرگ را سپاسگزارم که این توفیق نصیب من شد که در این جایگاه قرار بگیرم. از ایجنت محترم شعبه و همچنین مرزبانان عزیز و همه خدمتگزارانی که در راستای اهداف کنگره۶۰ خدمت میکنند، تشکر و قدردانی میکنم. این که ما امروز در کنگره هستیم، نعمتی بسیار بزرگ است که خداوند نصیب ما کرده، اما باید بدانیم که «در کنگره بودن» و «کنگرهای بودن» تفاوت زیادی دارد. «در کنگره بودن» یعنی میآییم درمان را آغاز میکنیم و آموزش میگیریم، جلساتمان را میرویم و سیدیها را مینویسیم، اینها وظایف هر کسی است که به کنگره میآید. اما «کنگرهای بودن» به این معناست که من وقتی از کنگره و از شعبه بیرون رفتم، خود را یک کنگرهای نشان دهم. چگونه میتوانم خود را یک کنگرهای نشان دهم؟ منظور این نیست که یک پرچم در دست بگیریم، بلکه منظور رفتار و کردار و گفتار من در بیرون از کنگره است که نشاندهنده تغییراتی است که در درون و بیرون من ایجاد شده است. قطعاً وقتی بیرون از کنگره هستیم، یکی از فواید مهم این است که مردم با کنگره آشنا میشوند و متوجه میشوند که کنگره کمپ نیست، ابوالفضلدرمانی نیست و یا شبیه انجمنهای دیگر نیست؛ کنگره دانشگاه است. من بارها گفتهام، الان هم میگویم و خواهم گفت که زمانی که تحصیلات متوسطه من تمام شد، بسیار دوست داشتم به دانشگاه بروم اما شرایط زندگی و خانوادگی من به گونهای بود که چنین امکانی برای من وجود نداشت و من باید سر کار میرفتم و کار میکردم تا مخارج خانواده را تأمین کنم. اما امروز به آن آرزوی خود رسیدهام، زیرا چندین سال است که در دانشگاه کنگره60 نشستهام، آموزش میبینم و آن زندگیای را که در گذشته آرزویم بود دارم تجربه میکنم. همانطور که عزیزان ما در زمانی که در اعتیاد هستند و در رنج و عذاب اعتیاد به سر میبرند، زندگی نمیکنند بلکه فقط زنده هستند. اما خدا را شکر که امروز در کنگره هستیم و میتوانیم از آموزشهای جناب آقای مهندس بهرهمند شویم و زندگی راحت و درستی را - یعنی درست زندگی کردن را - یاد بگیریم.
.jpg)
اما در مورد دستور جلسه امروز: آداب معاشرت، ادب و بیادبی، و تعادل و بیتعادلی. انسانها از بدو خلقت در یک سطح به دنیا میآیند؛ یعنی از نظر تربیت، تعلیم، عقل و همه چیز تقریباً میتوان گفت برابر هستند، مثلا یک کودک وقتی به دنیا میآید با کودک دیگر تفاوت جندانی ندارد. اما در ادامه، زمانی که آرامآرام بزرگ میشود، اولین چیزی که میتواند تربیت و تعلیم و تربیت را به کودک بدهد، خانواده است. اگر این خانواده خود مشکل داشته باشند یا تعادل نداشته باشند یا خداینکرده بیادب باشند یا آداب معاشرتشان با مردم درست نباشد، قطعاً آن کودک مانند خانواده شکل میگیرد. 99درصد فرزندان ما آنگونه نمیشوند که ما میخواهیم، بلکه آنگونه میشوند که ما هستیم. ممکن است یک درصد استثنا وجود داشته باشد که من مصرفکننده باشم و کارهای ضد ارزش انجام دهم اما فرزند من دچار آن مسائل نشود؛ ولی به نظر من 99 درصد افرادی که سیگار میکشند، مطمئن باشند که فرزندشان در آینده سیگاری خواهد شد و افرادی که مواد مصرف میکنند، مطمئن باشند که به احتمال 99 درصد فرزندشان مواد مصرف خواهد کرد. پس به این نتیجه میرسیم که ما باید با مردم آداب معاشرت درستی داشته باشیم. آداب معاشرت من با دیگران چگونه باید باشد؟ مجموعه گفتار، کردار و رفتار من در جامعه نشاندهنده شخصیت و آداب معاشرت من است؛ مانند نگاه کردن به مردم (چگونه نگاه میکنم)، گفتگو کردن با دیگران (چگونه گفتگو میکنم)، آیا به شکلی با دیگران رفتار میکنم که گویی از همه طلبکارم؟ و با هرکس که به مشکل برخوردم باید داد و بیداد کنم و فحش بدهم؟ اینها آداب معاشرت با مردم است. انسانها چون در زندگی به یکدیگر نیاز دارند، قطعاً باید در جمع زندگی کنند و چون در جمع زندگی میکنند، باید آداب معاشرت با همدیگر را داشته باشند. پس من میتوانم در بیرون از کنگره آداب معاشرت خوبی با مردم داشته باشم تا یک کنگرهای باشم. این بسیار مهم است که من چگونه آموزشهایی را که در کنگره میبینم، بتوانم اثرگذار و مؤثر کنم.
اما درباره ادب و بیادبی: مسلماً کسی که باید آداب معاشرت خوبی داشته باشد، باید مؤدب هم باشد. یک آدم بیادب نمیتواند با دیگران آداب معاشرت خوبی داشته باشد. من زمانی که میخواهم در جامعه با مردم سروکار داشته باشم و در جمع باشم، باید مؤدب باشم.
«حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
هر که را نیست ادب، لایق صحبت نبود».
.jpg)
مجلس شاه به معنی مجلس خداوند است. مجلس خداوند همان جایی است که انسانها آموزش میبینند. اگر میخواهم در جمع افرادی که آموزش میبینند سخنی بگویم، باید ادب داشته باشم. پس اگر ادب نداشته باشم، قطعاً نمیتوانم آداب معاشرت خوبی هم داشته باشم. این سه موضوع به همدیگر متصل است.
.jpg)
موضوع آخر درباره تعادل و بیتعادلی است. کسی که آداب معاشرت خوبی دارد، کسی که مؤدب است، کسی که نظم و انضباط دارد، میتواند به تعادل برسد. اما تعادل از نظر کنگره، فراتر از اینهاست. ما میگوییم درمان فوق ترک است و تعادل فوق درمان. کسی که در کنگره۶۰ میآید، آموزش میگیرد و به درمان واقعی میرسد، به یک تعادل نسبی میرسد. انسانی که تعادل دارد، قطعاً میتواند در مقابل خشم خود بایستد و بداند در برابر خشم دیگران چگونه رفتار کند. زمانی که طرف مقابل من در خشم کامل قرار دارد، آن موقع جای این نیست که بگویم من تو را درست میکنم؛ بلکه باید خشم را کنترل کرده و کنار بکشید تا خشم او نیز کاهش یابد. پس ما اینجا به این نتیجه میرسیم که بهترین نوع آموزشی که در کنگره۶۰ میبینیم، دستور جلسات هفتگی است. هر یک از این دستور جلسات، قفلی را از پای ما باز میکند تا بتوانیم به یک زندگی آرام و درست برسیم.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما متشکرم.
تایپ و ویرایش: مسافر محمدعلی، مسافر همایون، همسفر پیمان
عکس: مسافر مهدی
تایید و ارسال: مسافر حسین
- تعداد بازدید از این مطلب :
118