ای چراغِ راهِ تاریکانِ شب
وی شفای جانِ غمدیده ز تب
هر کجا نوری، ز نور تو بود
هر کجا شوری، ز شور تو بود
راهنمایان در کنگره60، احیاکننده انسانهایی میباشند که در تاریکی فرو رفتهاند. آنان با صبر، عشق و خدمت خالصانه، چراغ راهی میشوند برای رهایی و نجات ما از ظلمت.
امروز در جشن تجلیل، مفتخر میباشیم که در محضر راهنمای عزیز و مهربان، همسفر زهرا باشیم. گفتوگویی ترتیب دادهایم تا از دریچه تجربههای گرانبها و سالها خدمت عاشقانه ایشان درسهایی برای خود و آیندگان بیاموزیم.
.jpg)
همسفر زهرا و مسافرشان محمد با بیش از هفده سال تخریب با آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره و الکل وارد کنگره شدند، به مدت چهارده ماه با متد DST، داروی درمان شربت OT، مدت رهایی دوازده سال و سه ماه، به راهنمایی مسافر آقای سلیمانی و همسفر منیره، رهایی از بند نیکوتین یازده سال و سه ماه به راهنمایی مسافر آقای کامران رک، ورزش هر دو والیبال، همسفر زهرا در جایگاههای خدمتی راهنمایی، دبیری، نگهبانی، دبیری والیبال، دنوری، دبیری و نگهبانی لژیون سردار، راهنمای تازهواردین، دستیار اسیسانت در بخش تغذیه و در حال حاضر در جایگاه راهنمای تغذیه سالم در بوستان ولایت در حال خدمت میباشند.
چه عاملی سبب شد که مسیر خدمت در کنگره60 و جایگاه راهنمایی را انتخاب کنید؟
ابتدا عشقی که راهنمای عزیزم در دلم کاشت، ایشان الگوی بینقصی برای بنده بودند با توجه به اینکه بسیار خدمتگزار بودند و همچنان خدمتگزار میباشند و دوم اینکه احساس کردم زکات رهایی مسافرم را؛ باید اینگونه پرداخت کنم به قول معروف دیگران کاشتند و ما خوردیم ما میکاریم تا دیگران بخورند.
نخستین روزی که به عنوان راهنما در نمایندگی اسلامشهر آغاز به کار کردید چه احساس و نگاهی داشتید؟
احساسم بسیار زیبا بود؛ گویی اولین بار بود که در کنگره حضور دارم هم شعف بسیاری در درونم بود و هم ترسی که نمیدانم از چه جنسی بود فکر میکردم؛ اگر الان رهجویی به لژیون بیاید چه باید به او بگویم و چگونه او را راهنمایی کنم؛ اما شکر خدا با چشمبههمزدنی سه رهجو وارد لژیون شدند و نیرویی بسیار پرقدرت در درونم به جوشش درآمد و مطالبی بر زبانم جاری شد که آن موقع نمیدانستم از کجاست و منشأ آن از کجاست؛ اما بعدها فهمیدم کلام خداوند است که از زبان راهنما برای رهجو جاری میشود و چقدر این حس قشنگ و ناب است، هزاران بار شکر که الآن یکی از همان سه نفر در جایگاه راهنمای تازهواردین در حال خدمت است.
نظر شما در مورد دخانیات(سیگار، قلیان، ناس، پیپ و ویپ) چیست؟
الآن که فکر میکنم به نظرم تنفرم از سیگار و امثالهم بود که مرا در مسیری قرار داد که همسفر مسافری باشم که در تاریکی اعتیاد غوطهور بود و من نیز با ایشان در این تاریکی چه سختیها که نکشیدم، بسیار بیزار بودم از سیگار و افرادی که مصرف سیگار داشتند؛ اما الآن با آموزشهای ناب کنگره فهمیدم که افراد به دلیل جهل و ناآگاهی قدم در این مسیر میگذارند و باید با تمام توان به آنها کمک کرد. سیگار و خانواده دخانیات بسیار آسیب بزرگی به جسم و جان انسانها میزنند و با روانی که سیگار برای شخص مسافر دارد بسیار تا بسیار بیشتر از مواد مخدرهای دیگر است و مرگومیر در اثر مصرف سیگار هم بسیار بیشتر از تصادفات و دیگر مرگومیرهاست. از خداوند منان خواهانم که همه مسافران کنگره به بهترین شکل از پس سفر سیگار و مواد بربیایند و سربلند باشند و با افتخار زندگی کنند .
طی چهار سال خدمت صادقانه، چه تجربهها و دستاوردهای ارزشمندی برای شما حاصل شد؟
خدمت در کنگره در واقع خدمت به خود است و خداوند مهربانم را برای این توفیقی که روزی من کرد سپاسگزارم؛ چون همه ما برای آموزش گرفتن و خدمت کردن قدم در این حیات مینهیم و چه خدمتی شیرین تر و پر برکتتر از راهنمایی! در این مدت چهار سال که به سرعت بسیار زیادی سپری شد در کنار اعضای لژیون خودم بیشتر آموزش گرفتم، پختهتر شدم و بسیاری از مسائلی را که نمیدانستم آموختم و اگر تعریف از خود نباشد از درون رشد کردم، تغییر کردم و بزرگ شدم نه برای دیگران؛ بلکه برای خودم و زندگی خودم و اکنون با هر تکانه ای به هم نمیریزم و به نظرم قویتر شدهام برای همین درخواستم از رهجوهایم و همه اعضای کنگره60 این است که برای رسیدن به جایگاه راهنمایی تلاش کنند و آن را کسب نمایند انشالله.
در پایان چه سخنی برای اعضای کنگره60 و همسفران اسلامشهر دارید که به یادگار بماند؟
عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه حساب است؟ همسفران کنگره60 به ویژه همسفران نمایندگی پر از عشق اسلامشهر عاشقان الله میباشند؛ چرا که؛ اگر اینطور نبود با تمام سختیهای مسیر زندگیشان قطعا سر از ناکجاآباد در میآوردند؛ ولی با عشق و محبت درونیشان ایستادند و جنگیدند تا به آنچه لازم است برسند و این چقدر ارزشمند است. از همسفران عزیز اسلامشهر میخواهم قدر محبت و عشق خالصانهشان را بدانند و در جهت احیای انسانها پیشقدم باشند تا این حلقه شعاع اضافه کند و شعبه اسلامشهر به چند شعبه تبدیل شود و تبدیل به درختانی استوار و نیرومند گردد. به آنچه هست پی بردن تمنای دل می خواهد ....
طراح سوال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
مصاحبه کننده: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون سوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
175