جلسه یازدهم از دوره سی و سوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰ ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسافر محمد حسین، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری همسفر محمد با دستور جلسه:«آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» در تاریخ شنبه شانزدهم خرداد ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد حسین هستم یک مسافر، از نگهبان و دبیر محترم تشکر می کنم که بار دیگر فرصت خدمت گذاری در این جایگاه را به من سپرده اند؛ در رابطه با دستور جلسه ابتدا باید از خود سوال پرسید که ادب یعنی چه، بی ادبی یعنی چه؟ یک شخص چه رفتاری از خود بروز بدهد با ادب محسوب می شود و چه رفتاری نشان بدهد بی ادب؟
در هر جامعه ای، سازمان و یا مجموعه ای که تشکیل می شود، یک سری قوانین و حرمت گذاشته می شود که افراد موظف به رعایت آنها هستند، اگر شخصی به این قوانین و حرمت ها احترام بگذارد یک شخص با ادب تلقی شده و اگر نگذارد بالعکس.

این قوانین، حرمت ها و یا سنت ها می تواند از یک جامعه نسبت به یک جامعه دیگر متغیر باشد،فرض کنیم که یک شخصی مجلس عزا و یا شادی برگزار کرده و من را به عنوان مهمان دعوت کرده است، هنگامی که من به عنوان یک مهمان می روم باید برای احترام گذاشتن به میزبان یکسری کار ها را انجام داده و از انجام یکسری کارها خود داری کنم، به عنوان مثال باید آداب غذا خوردن را در مجالس رعایت کنم و یا باید با ظاهری آراسته وارد مجلس بشوم، اما هنگامی که من به عنوان یک مصرف کننده به این مجالس دعوت می شدم نه تنها با ظاهری نا آراسته به مجلس می رفتم بلکه با ایستادن در ورودی مجلس و سیگار کشیدن به میزبان بی احترامی می کردم، از این مطلب که بگذریم می رسیم به بخش تعادل و بی تعادلی؛ همه ما هنگامی که برای اولین بار وارد کنگره شدیم به ما گفته شد که کنگره مکانی برای ترک اعتیاد نیست بلکه محلی برای درمان اعتیاد است، ما در کنگره متوجه این موضوع شده ایم که درمان ورای ترک است، اما این به چه معناست؟ به این معنا است که شخص مصرف کننده در پایان سفرخود در کنگره دیگر از نظر جسمی وابسته به مواد مخدر نمی باشد، یعنی شخص از نظر جهان بینی آنقدر تغییر در درونش ایجاد شده است که متوجه این موضوع شده است که مشکلاتش را مصرف مواد مخدر حل نمی کند، این می شود درمان، اما آقای مهندس این موضوع را یک قدم بالاتر برده و گفتند؛ تعادل، کنگره مکانی برای به تعادل رساندن انسان ها است، تعادل یعنی چه؟ تعادل یعنی هر چیزی جای خودش باشد، هر چیزی به اندازه خودش باشد، قسمت سوم دستور جلسه آداب و معاشرت است، من باید قوانین زندگی اجتماعی را یاد بگیرم، من به عنوان یک فرد در جامعه به یک سری قوانین آگاهی داشته باشم و یک سری کار ها را رعایت کنم و توقع مان را باید در آداب و معاشرت با دیگران پایین بیاوریم، ممنونم که به صحبت های من توجه کردید.
در ادمه تولد یک سال رهایی مسافر رسول رهجوی راهنمای محترم مسافر محمدحسین
%20(1).jpg)
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر، با تخریب بیش از هشت سال وارد کنگره شدم، آخرین آنتی ایکس مصرفی شیره خوراکی، ۱۱ ماه و ۶ روز سفر کردم به روش DST با دارویOT الان در حال حاضر ۱ سال و ۳ ماه هست که آزاد و رها هستم به راهنمایی آقا محمدحسین، در ضمن سفر سیگار انجام دادم روش DST با آدامس نیکولایف خوراکی مدت سفر ۱۱ ماه رهایی ۱ سال و ۳ ماه به راهنمایی آقا یوسف.
_LE_upscale_gentle_light_ai_60_LE_upscale_strong_enhance_faces_light_ai_60%7e2.jpg)
خلاصه سخنان راهنمای متولد:
تولد یک سال رهایی آقا رسول را به ایشان تبریک می گویم، آقا رسول سفر اولش را در لژیون آقا حبیب بوده است و به به لژیون ما پیوست، آن چیزی که من از رسول می دانم و به یاد دارم که در جایگاه خدمت صوتی می نشست و خدمت می کرد، آقا رسول با دستور جلسه هفتگی واقعا ارتباط خاصی دارند، ایشان از روز اولی که در لژیون من بوده است بسیار معدب بوده است و من تا به حال ندیده ام که با کسی شوخی نا به جایی بکند یا کسی را از خودش برنجاند و این ها نتیجه آموزش های کنگره و البته آقا حبیب عزیز هستند، خدا را شکر که همیشه در شعبه حضور دارد و خدمت می کند و اکنون هم به عنوان خزانه دار لژیون سردار هم خدمت می کند این تولد را به همسرشان و به دختر ایشان تبریک می گویم و به تمام اعضای کنگره 60 این تولد را تبریک می گویم، ممنونم که به صحبت های من توجه کردید.
خلاصه سخنان متولد:
سلام دوستان رسول هستم یک مسافر، خدا را شاکرم که توانستم به این جایگاه قرار بگیرم، آرزو می کنم که تمام مسافران یک روزی این جایگاه را تجربه بکنند، من به شخصه هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم که یک روز بتوانم بدون مواد زتدگی بکنم، تلاش های بسیار کردم، ولی نتوانستم به آن درک و آگاهی لازم دست پیدا نکرده بودم در سفر اول به واسطه زحمات آقا حبیب بود که توانستم ماندگار بشوم، انشالله که بتوانم خدمت گزاری برای کنگره باشم، ممنونم که به صحبت های من توجه کردید.
خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان سمیرا هستم یک همسفر، من هم به نوبه خودم این تولد یک سال رهایی را تبریک عرض می کنم، در راس به جناب مهندس و خانواده محترمشان همچنین به راهنمای محترم آقا حبیب و آقا محمد حسین و در آخر یک تبریک بسیار ویژه عرض می کنم خدمت آقا رسول، همسفر مریم و دو دختر عزیزشان، امیدوارم هرچیزی که از خداوند می خواهند خداوند در مسیر زندگی ایشان قرار بدهد.
خلاصه سخنان همسفر متولد:
سلام دوستان مریم هستم همسفر رسول، در ابتدا خداوند متعال را شاکرم که اذن ورود ما به کنگره صادر شد، از آقای مهندس عزیز و خانواده محترمشان، از ایجنت محترم و مرزبانان، راهنمایان تازه واردین و از خواهر لژیونی هایم کمال تشکر و قدردانی را دارم، هر جا که خواستم از مسیر خوارج بشوم اما راهنمای عزیزم خانم سمیرا، من را در مسیرم یاری کردند، هر وقت که روز های شنبه تولد یک مسافر بود، راهنمایم به من میگفت چشمانت را ببند و این اتفاق را برای خودت و مسافرت شبیه سازی کن من هم همین کار را میکردم چشمانم را میبستم و اشک می ریختم از راهنمای مسافرم آقا حبیب و آقا محمدحسین بسیار متشکرم که زحمات بسیاری را برای ما متحمل شدند، از همه شما سپاسگزارم.
عکاس: همسفر یوسف
تایپ و ویرایش: مسافر امید
تنظیم و ارسال: مسافر منصور
- تعداد بازدید از این مطلب :
273