تعدادی از همسفران لژیون دوم نمایندگی پرند مطالبی را در خصوص دستور جلسه «آداب و معاشرت، ادب و بیادبی، تعادل و بیتعادلی» در قالب مشارکت مکتوب ارائه کردند که تقدیم شما میگردد.
مشارکت راهنما همسفر زهرا:
همان طور که میدانیم ما در کنگره در پی آموزشهایی که گرفتیم متوجه شدیم که انسان در مسیر رشد، دانایی و آگاهی به تعادل میرسد. خدا را شکر ما هم به طور نسبی به رشد ذهنی و فکری دست پیدا کردیم. زمانیکه مسافرهای ما مصرفکننده و دچار بیتعادلی بودند از مسیر آداب و معاشرت خارج شده و در حاشیه قرار داشتند. اکثر اوقات ناخواسته در محیط کار، خانواده، جامعه و مهمانیها بحث میکردند که آسیبهای زیادی را هم به دیگران و هم به خود وارد میکردند. در جاییکه باید سکوت میکردند و کار خود را به نحو احسن پیش میبردند به خاطر عدم آگاهی، نداشتن تعادل، قطع کردن حرف طرف مقابل یا عصبانی شدن از تعادل خارج میشدند؛ چون ذهن آنها از تعادل خارج شده بود و به خاطر مصرف مواد و انجام کارهای ضد ارزشی دچار آسیبهای زیادی شده بودند. همسفران هم در کنار آنها آسیبهای خیلی جدی به همراه ضد ارزشها به ذهن خود وارد کردند. مثل ترس، ناامیدی، تنش، استرس، حسادت، منیت و همین سبب شد که ما همسفران نیز از تعادل خارج شویم، تندخویی کنیم یا منزوی شده و حسهای ما خراب شود.
خدا را بینهایت شکر که در مسیر کنگره قرار گرفتیم و با آموزشها متوجه شدیم؛ وقتی انسانی در مسیر درست قرار میگیرد ۱۰۰ درصد به رشد و آگاهی رسیده و دانایی او بالا میرود. همین باعث تعادل او شده که مهارت در آداب و معاشرت را یاد گرفته و با ادب کامل با دیگران رفتار میکند. مثلاً یاد میگیرد در کجا صحبت کند، یک مرتبه وارد حرف دیگران نشود و احترام طرف مقابل را نگه دارد. هر جایی قرار بگیریم متناسب با آن محیط باید نوع رفتار و کلام خود را تشخیص دهیم و این کار سختی نیست فقط نیاز به آموزش دارد. به طور کل ذات انسان به این شکل است که در طبیعت رشد میکند و با دانایی هم به رشد ذهنی و فکری رسیده و هم سبب حال خوب خود میشود؛ ولی با نادانی هم سبب حال بد برای خود و هم برای خانواده و اطرافیان میگردد؛ پس چه بهتر است به حرمت کنگر۶۰ که تمام این موارد در آن ذکر شده توجه کنیم.
انسان با دانایی و نادانی جایگاه خود را مشخص میکند. هر چه این دانایی و آگاهی بالاتر رود از تعادل بالاتری برخوردار میشود و آداب و معاشرت ما قویتر شده و ادب را رعایت میکنیم. هر چه در جهل و در مسیر ضد ارزشها باشیم قطعاً بیتعادلی به بار میآورد و آسیب زننده است؛ اگر میخواهیم در جامعه، خانواده در هر کجا شخصیت خود را حفظ کرده و تعادل داشته باشیم، با دانایی حفظ تعادل کنیم، روابط خوبی را برقرار کنیم و انسانهای خوب و مثبتی را در کنار خود داشته باشیم؛ باید به رشد فکری و ذهنی خود جهت دهیم. دانایی و آگاهی خود را بالا ببریم تا به تعادل مورد نظر برسیم و این مسئلهای است که باید به روز باشد. هر چه بدانیم باز کم بوده و هر چه رشد کنیم به حال خوش و آرامش بیشتری میرسیم. امیدوارم روزی برسد که همه انسانهای کره زمین به این رشد، دانایی و آگاهی برسند که آگاهی و تعادل نسبی را بتوانند برقرار کنند و همه از حال خوب و آرامش برخوردار باشند و به این ضربالمثل قدیمی توجه کنیم که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد.
مشارکت همسفر اکرم:
آداب و معاشرت یکی از مهمترین ویژگیهای انسان است که با رعایت آن میتواند روابط خوبی با دیگران داشته باشد. سلام کردن، گوش دادن به صحبت دیگران، رعایت کردن نوبت و پرهیز از بیاحترامی از نشانههای آداب و معاشرت است. شخص مؤدب در نظر دیگران از محبوبیت و احترام بیشتری برخوردار است. در زندگی تعادل نیز اهمیت زیادی دارد. تعادل یعنی انسان در رفتار و گفتار خود میانهرو باشد و از افراط و تفریط دوری کند. فرد متعادل میداند چه زمانی صحبت کند، چه زمانی سکوت کند و چگونه احساسات خود را کنترل نماید.
تعادل باعث میشود انسان در تصمیمگیریها بهتر عمل کرده و زندگی آرامتری داشته باشد. در مقابل بیتعادلی باعث بهم ریختگی روابط و ناراحتی میشود. فرد بیتعادل ممکن است زود عصبانی شود، بیادبانه حرف بزند یا رفتار نامناسبی از خود نشان دهد. چنین رفتاری نه تنها به خود او آسیب میزند؛ بلکه دیگران را نیز آزرده میکند. بیتعادلی در معاشرت میتواند سبب دوری افراد از یکدیگر شود؛ باید یاد بگیریم که در کنار آداب و معاشرت تعادل را نیز در زندگی حفظ کنیم. ادب، احترام و میانهروی از انسان شخصیتی زیبا و دوست داشتنی میسازد. جامعهای که در آن افراد باادب و متعادل باشند جامعهای آرام، سالم و موفق خواهد بود.
مشارکت همسفر رقیه:
من قبل از ورود به کنگره زمانیکه در تاریکی قرار داشتم بیتعادل و ناامید بودم. بدون تفکر صحبت میکردم و خیلی زود عصبانی میشدم؛ وقتی وارد کنگره شده و آموزشها را دریافت کردم و با جهانبینی آشنا شدم سعی کردم روی رفتار خود بیشتر تمرکز کنم. همیشه کنگره۶۰ بر این مسئله تأکید دارد که درمان فوق ترک و تعادل فوق درمان است؛ وقتی کسی به تعادل میرسد به آرامش درونی هم دست پیدا میکند و در رفتار و گفتار او آرامش دیده میشود. یکی از نشانههای تعادل، داشتن ادب است. همه کارهایی که انجام میدهیم مثل غذا خوردن، حضور در جمع حتی وارد محیط خاصی مثل کنگره۶۰ شدن هم آداب بخصوصی دارد.
من در کنگره یاد گرفتم به دیگران حتی به افراد کوچکتر از خود احترام بگذارم، گوش به فرمان راهنما باشم، زمان برگزاری جلسه سکوت را رعایت کنم و حریم شخصی دیگران را محترم بشمارم. رعایت این آداب یعنی ادب داشتن و کسی که ادب نداشته باشد تعادل روحی و روانی خود را از دست میدهد. این بیتعادلی در رفتارهای او کاملاً مشخص است. ادب در واقع نشان دهنده نظم درونی و احترام به خود و دیگران است. فردی که فاقد ادب باشد در کنترل احساسات خود نیز مشکل دارد و ممکن است به راحتی عصبانی و پرخاشگر شود یا بیاحترامی کند.
مشارکت همسفر جمیله:
آداب و معاشرت پلی میان ما و دنیای بیرون است که کیفیت ارتباطات انسانی را تعیین میکند. این آداب فراتر از تعارفات ظاهری به معنای رعایت حریمها و احترام به جایگاه دیگران است. در مسیر تکامل ما میآموزیم چگونه رفتار کنیم تا هم آرامش خود و هم امنیت دیگران را حفظ کنیم. درونمایه اصلی این دستور جلسه مفهوم تعادل است. نقطهای که در آن افراط و تفریط رنگ میبازند. تعادل به معنی به اندازه سخن گفتن، به اندازه سکوت کردن و در جای درست واکنش درست نشان دادن است. بیتعادلی ریشه در ناآگاهی و عدم شناخت از جایگاه خویش و محیط پیرامون دارد. کسی که از تعادل خارج میشود با رفتارهای غلط به روابط خود آسیب میزند. آداب و معاشرت میتواند به عنوان ابزاری کاربردی زمانیکه احساسات ما در حال جوشش است جهت حفظ تعادل کارایی داشته باشد. ما با تمرین احترام به حقوق دیگران در واقع در حال تمرین نظم درونی و به تعادل رساندن ذهن خود هستیم.
بیاحترامی و پرخاشگری نشانههای بارز بیتعادلی است که مانع از رشد شخصیت سالم میشود. فرد متعادل کسی است که میداند در جمع چگونه حضور یابد و چگونه گفتگو را شروع کند یا پایان دهد. در این میان پذیرش تفاوتهای دیگران یکی از ارکان اصلی آداب معاشرت در محیطهای جمعی است. هر چه در مسیر کسب دانش و آگاهی پیش میرویم به اهمیت نرمی در رفتار و متانت در گفتار بیشتر پی میبریم. تعادل به ما میآموزد که همواره نیمه پر لیوان را ببینیم و با کلامی سنجیده باعث آرامش و بالا رفتن انرژی جمع شویم. بیتعادلی نتیجه خودخواهی و نادیده گرفتن تأثیر رفتار ما بر روح و روان اطرافیان است. زمانیکه بتوانیم احساسات خود را مدیریت کنیم آنگاه آداب معاشرت به صورت خودکار در کردار ما نمایان میشود. درک این نکته که هر حرکتی واکنشی دارد به ما کمک میکند تا در معاشرت با دیگران محتاطتر باشیم. جامعهای که افراد آن به آداب معاشرت پایبند هستند، جامعهای است که در آن آرامش و صلح جریان دارد. هدف نهایی از رسیدن به تعادل، رسیدن به آرامش درونی و کسب جایگاهی شایسته در میان انسانها است. با تمرین مداوم و اصلاح رفتارهای ضد ارزشی میتوانیم تعادل را به بخشی جداییناپذیر از زندگی خود تبدیل کنیم.
رابط خبری: همسفر جمیله رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پرند
- تعداد بازدید از این مطلب :
49