English Version
This Site Is Available In English

بهای رعايت نکردن آداب معاشرت

بهای رعايت نکردن آداب معاشرت

جلسه یازدهم از دوره دوم سری کارگاه‌ آموزشی خصوصی همسفران آقا نمایندگی خواجو، با استادی مسافر سعید، نگهبانی؛ همسفر عباس و دبیری همسفر‌ محمد با دستور جلسه: "آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی" روز شنبه ۱۶ خرداد‌ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به‌کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی ممنونم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی، نگهبان جلسه و دبیر که به بنده فرصت دادند تا بتوانم در اینجا حضور پیدا کنم و آموزش بگیرم.

امروز که در مسیر آمدن به جلسه بودم، حدود ۵۰۰ متر آن‌طرف‌تر از اینجا مکانی را دیدم که قبل از ورود به کنگره، گاهی به آنجا رفت‌وآمد داشتم. زمانی که درگیر مصرف مواد بودم و آداب معاشرت را بلد نبودم، خواسته یا ناخواسته در جاهایی حضور پیدا می‌کردم که یکی از آن‌ها همین مکان بود. وقتی از کنار آن عبور کردم، با خودم گفتم بعد از ۵ سال حضور در کنگره، خداوند دوباره این صحنه را به من نشان داد تا یادم نرود از کجا آمده‌ام و در چه شرایطی بوده‌ام.

در یکی از سی‌دی‌ها، آقای مهندس می‌فرمایند: «بدترین انسان‌ها از دیدگاه جامعه می‌توانند به بهترین انسان‌ها تبدیل شوند.» وقتی به گذشته خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم این جمله چقدر حقیقت دارد. روزی برای اینکه فقط یک ساعت مرخصی داشته باشم، مجبور بودم یک هفته بدون حقوق کار کنم. این یعنی من در زندگی آداب معاشرت را بلد نبودم.

آداب معاشرت یعنی رعایت قوانینی که اگر آن‌ها را نادیده بگیریم، به مشکل برمی‌خوریم. این موضوع فقط به مصرف مواد مربوط نمی‌شود؛ بلکه همه انسان‌ها به آن نیاز دارند. علم زندگی کردن که پایه بسیاری از علوم دیگر است، در کنگره به ما آموزش داده می‌شود.

دیده‌بان محترم اصغر آقا جمله زیبایی گفتند: «هشت میلیارد جمعیت کره زمین در صف هستند تا وارد کنگره شوند؛ پس قدر خودتان را بدانید.» واقعاً فرقی نمی‌کند مسافر باشیم یا همسفر؛ مهم این است که قدر این فرصت را بدانیم.

هر کسی در هر جایگاهی که قرار دارد، باید نهایت استفاده را از آن جایگاه ببرد. همه افراد برای حضور در کنگره وقت می‌گذارند و زحمت می‌کشند. من هم باید به جای پرداختن به حاشیه‌ها، روی خودم تمرکز کنم و در راستای اهداف کنگره حرکت کنم.

من آداب معاشرت را بلد نبودم و آسیب آن هم به خودم برگشت. سختی‌های زیادی کشیدم، اما امروز می‌فهمم که زندگی فقط برای خود انسان نیست و باید به دیگران هم فرصت زندگی کردن داد.

چند شب پیش به پل خواجو رفتم. دیدم عده زیادی تا نیمه‌شب و حتی دیرتر مشغول قلیان کشیدن هستند. ابتدا با خودم گفتم این‌ها نمی‌دانند در چه شرایطی قرار دارند، اما بعد یاد صحبت آقای مهندس افتادم که می‌فرمایند: «آیا کسی بود که به ما یاد بدهد و ما یاد نگیریم؟» امروز این مسیر پیش روی ما قرار گرفته است؛ پس باید از آن بهترین استفاده را ببریم.

بسیاری از مشکلات جامعه از همین ناآگاهی و ندانستن آداب زندگی کردن ناشی می‌شود. ما به خودمان و اطرافیانمان آسیب می‌زنیم، چون اصول درست زندگی را نمی‌دانیم.

آقای مهندس می‌فرمایند: «ساکنان آباد، بناهای ویران را هم آباد می‌کنند.» خیلی وقت‌ها از شرایط جامعه گلایه می‌کنیم، اما جامعه را ما انسان‌ها می‌سازیم. منی که روزی به خودم و اطرافیانم آسیب می‌زدم، امروز وظیفه دارم از خودم شروع کنم و با رفتار درست، تأثیر مثبتی بر دیگران بگذارم.

ایمان فقط در حرف نیست. اینکه بگوییم کنگره‌ای هستیم کافی نیست؛ باید آموزش‌ها را در زندگی اجرا کنیم. خداوند دو چشم به ما داده است. در اطرافمان ممکن است اشتباهات زیادی ببینیم، اما اگر بخواهیم حال خوبی داشته باشیم، نباید خودمان را درگیر همه مسائل کنیم.

مولانا می‌فرماید:
«آدمی فربه شود از راه گوشت
جانور فربه شود از حلق و نوش»

یعنی انسان از شنیدن و آموزش گرفتن رشد می‌کند. در کنگره آموزش‌های فراوانی وجود دارد و شرط بهره‌بردن از آن‌ها داشتن گوش شنواست.

گاهی در کنگره مسائلی پیش می‌آید که باب میل ما نیست، اما باید بتوانیم ببخشیم و عبور کنیم. ما به کنگره آمده‌ایم تا صفات خودمان را اصلاح کنیم. سفره‌ای پهن شده است تا همه از آن بهره‌مند شویم و نباید تنها به گرفتن سهم خودمان فکر کنیم.

آقای امین در مورد مثلث دانایی می‌فرمایند که باید درباره همه چیز تفکر کنیم. باید از خودمان بپرسیم: آیا از روز اولی که وارد کنگره شدیم، چیزی به دست آورده‌ایم؟ اگر دستاوردی داشته‌ایم، باید قدر آن را بدانیم و بیشتر از آن بهره ببریم.

باز هم خدا را شکر می‌کنم که سختی‌های زیادی را در زندگی تجربه کردم. قبلاً همیشه می‌گفتم «چرا من؟» اما امروز می‌بینم که از همان سختی‌ها درس گرفته‌ام.

یک تجربه شخصی هم بگویم؛ کنگره را رها نکنید. هرچه جلوتر بروید، مسائل بیشتری را درک خواهید کرد. من تا زمانی که راهنما نشده بودم، بسیاری از مفاهیمی را که امروز درک می‌کنم، متوجه نمی‌شدم. می‌گویند: «بهشت را به بها می‌دهند، نه به بهانه.»

تمام تلاش خود را به کار بگیرید. کنگره خدمتگزار نمی‌خواهد؛ کنگره عاشق می‌خواهد. من در سفر اول، در حالی که هنوز مسافر بودم، مرزبان شدم و با تمام وجود خدمت می‌کردم، چون سختی‌های زیادی را دیده بودم و ارزش این مسیر را می‌دانستم.

البته لازم نیست همه انسان‌ها حتماً سختی‌های زیادی بکشند تا قدر کنگره را بدانند. کافی است بمانند، آموزش بگیرند و تفکر کنند. وادی اول نیز بر پایه تفکر بنا شده است و تفکر یکی از اضلاع مثلث دانایی است. دکتر امین می‌فرمایند: «شادی حقیقی در این نیست که خودمان مانند ستاره بدرخشیم؛ شادی حقیقی در این است که به دیگران کمک کنیم تا آن‌ها نیز بدرخشند.»

این موضوع را زمانی به‌خوبی درک می‌کنم که یک مصرف‌کننده ناامید وارد لژیون می‌شود و پس از ماه‌ها تلاش، لبخند رضایت را بر چهره خودش و خانواده‌اش می‌بینم. این لذت با هیچ چیز قابل مقایسه نیست.

آداب معاشرت فقط به مصرف‌کنندگان مربوط نمی‌شود. بسیاری از افراد بدون مصرف مواد نیز آداب خوابیدن، بیدار شدن، غذا خوردن و زندگی کردن را نمی‌دانند. این آموزش‌ها را کنگره و آقای مهندس به ما یاد داده‌اند.

من روزی نه شب داشتم و نه روز؛ زندگی‌ام کاملاً به‌هم‌ریخته بود. اما امروز به واسطه آموزش‌های کنگره از زندگی‌ام لذت می‌برم. خیلی‌ها آسایش دارند، اما آرامش ندارند. ما هم زمانی ممکن بود امکاناتی داشته باشیم، اما آرامش نداشتیم و نمی‌دانستیم با زندگی خود چه می‌کنیم.

واقعاً باید هر لحظه خدا را شکر کنیم. امروز که آن صحنه را دوباره دیدم، بیشتر متوجه شدم که هرچه انسان در مسیر درست حرکت می‌کند، نشانه‌های بیشتری دریافت می‌کند. این نشانه‌ها را نباید دست‌کم گرفت.

از همه شما تشکر می‌کنم و بسیار سپاسگزارم.

تایپ،ویرایش: همسفر فرزاد لژیون دوم
عکس: همسفر مهدی لژیون سوم
تنظیم، ارسال: همسفر امین لژیون اول
گروه سایت همسفران آقا نمایندگی خواجو

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .