English Version
This Site Is Available In English

ادب و آداب و معاشرت جزو قوانین زندگی هستند

 ادب و آداب و معاشرت جزو قوانین زندگی هستند

چهارمین جلسه از دوره هفتادو یکم سری کارگاه‌های آموزشی ، عمومی کنگره۶۰ به نمایندگی ابن‌سینا ، به استادی راهنما محترم مسافر مهدی، نگهبانی مسافرمحمد، دبیری مسافر امیر  با دستور جلسه ، "آداب و معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی و در ادامه تولد پنجمین سال رهایی مسافر مرتضی "درتاریخ شنبه 16 خرداد ماه ۱۴۰۵راس ساعت 16:30 اغاز به کار نمود.

سخنان استاد جلسه:

سلام دوستان مهدی هستم، یک مسافر. خدا را هزار مرتبه شکر می‌کنم که امروز توفیق حاصل شد در جمع شما دوستان عزیز باشم. خدا را صد هزار مرتبه شکر که می‌توانم اینجا باشم و از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان آموزش بگیرم. از ایشان بسیار بسیار تشکر می‌کنم بابت فراهم کردن چنین بستری که من بیایم اینجا بنشینم و آموزش ببینم. اما در مورد دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب، بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی»: من داشتم فکر می‌کردم که دستور جلسه‌ای که جناب آقای مهندس گذاشته چه تأثیری روی من گذاشته است. ناخودآگاه یاد جزوهٔ جهان‌بینی ۲ افتادم که در اول جزوهٔ جهان‌بینی در مورد قوانین بازی و زندگی صحبت می‌کند. وقتی داشتم این آداب را در ذهن خودم مرور می‌کردم، دیدم دقیقاً به جهان‌بینی مربوط می‌شود. من به دلیل اینکه زمانی که می‌خواستم آداب و معاشرت را به جا بیاورم، آن جایگاهش را بلد نبودم، و کنگره دارد این جایگاه را به من یاد می‌دهد. این آداب فقط این نیست که من  خوب حرف بزنم. در سی دی که داشتم گوش می‌کردم، آقای مهندس دربارهٔ راه رفتن، غذا خوردن، چگونه حرف زدن و... صحبت می‌کند. خیلی جالب است که یکی از عزیزان داشت مشارکت گوش می‌کرد وخطاب به آقای مهندس گفت: «شما آنجا می‌روید، واقعاً یک روزی مصرف کننده بودید؟» ایشان گفت: «چطور؟» آن شخص گفت: «شما دربارهٔ همهٔ موضوعات صحبت می‌کنید به جز اعتیاد.همین قوانین زندگی که در این سی دی به من می‌گوید ،چطور غذا بخورم، چه جوری راه بروم، چه جوری با همسرم حرف بزنم، چه جوری با بچه‌ام برخورد کنم.»

آیا می‌توانم چون بچه خودم است، وارد  حریم آن بشوم؟ وقتی وارد آن حریمش می‌شوم، اسمش را می‌گذارم که «آقا من دارم تربیتش می‌کنم» و «حواسم به بچه‌ام هست».در صورتی که آقای مهندس می‌گوید: «نه، تا حالا شده دست بچه‌ات را بگیری ببری پارک؟  آیا می‌توانی با بچه‌ات ارتباط  خوب برقرار کنی.» حالا هر موقع من به جایی آمده‌ام که آداب و معاشرت مخصوص آنجا نبوده  و آمدم از روی نابلدی اجرا کنم، بی‌ادبی شده است. وقتی بی‌ادبی می‌شود، یعنی از تعادل خارج می‌شوم. آقای مهندس دارد اینجا به من می‌گوید: اگر می‌خواهم حرف بزنم، چطور حرف بزنم؟ در چه مکانی باید صحبت کنم؟ با چه بیانی باید صحبت کنم؟ آیا با همسرم همین‌جوری که حرف می‌زنم، می‌توانم با بیرون از جامعه هم همان‌طور صحبت کنم؟ این‌ها چیزهایی است که در این سی دی دارد به من یاد می‌دهد. امیدوارم که بتوانم آن را کاربردی کنم. دربارهٔ دستور جلسه بیشتر از این وقت نمیگیرم. بخش دوم جلسه تولد آقا مرتضی هستش. آقا مرتضی در لژیون اقا قباد من باهاش آشنا شدم ،وقتی وارد لژیون آقا قباد شد، تازه مصرف متادونش قطع شده بود (اگر اشتباه نکنم) و در حال درمان سیگارش بود.آقا مرتضی خدمت مالی همیشه در کنگره انجام میده،از همان اول سرداری شرکت کردند و الان هم چند سالی هست که دنوری شرکت میکنند. آقا مرتضی خیلی مادرش را دوست داره، و بهش خدمت میکنه همیشه و نان آور خانه هستش. از خداوند برای خودش و خانواده محترمش سلامتی خواستارم و تبریک میگم تولدش را خدمت خودش، مادر عزیزش، راهنمای نیکوتینش اقا حشمت، آقای مهندس و شعبه ابن سینا. ممنونم که گوش کردید، به افتخار مرتضی.

آرزوی مسافر مرتضی:

سلام دوستان مرتضی هستم مسافر،آرزو میکنم در این زمانه خیلی سخت هر کسی که مصرف کننده هستش و اعتیاد داره مسیر کنگررو پیدا بکنه بیاد و به درمان برسه.

اعلام سفر مسافر مرتضی:
سلام دوستان مرتضی هستم مسافر،انتیکس مصرفی متادون و شیشه، مدت 11 ماه به کمک اقا مهدی خالقی سفر کردم و در حال حاضر 5 سال و 6 ماه ازاد و رها هستم ، در ادامه سفر سیگار کردم به مدت 11 ماه با کمک راهنمایی آقا حشمت، آزادی از نیکوتین 4 سال و 3 ماه.

سخنان مسافر مرتضی:

سلام دوستان مرتضی هستم مسافر.از همگی ممنونم که امروز تشریف آوردین، جشن ما همراهمون بودین. اول خدای خودمو سپاسگزارم که این راه و این مسیرو نشونم داد دوم از آقای مهندس و خانواده محترمشون که همچین بستری رو فراهم کردند که بتونیم بیایم اینجا و به رهایی برسیم یه تشکر ویژه از خودم می‌کنم که اومدم تونستم تاریکی ها را پشت سر بذارم به روشنایی برسم توی مسیر صراط مستقیم حرکت کنم از مادرم خیلی تشکر میکنم که خیلی اذیتش کردم ، دست بوسش هستم،از راهنمای سفر اولم آقا مرتضی الان جاشونم خالیه تشکر می‌کنم. از آقا قباد ،از آقا مهدی خالقی که خیلی زحمتمونو کشیدن از تمام عزیزانی که در کنگره بودند و هستند از آقا حشمت ، راهنمای سیگارم که خیلی زحمت منو کشیدن تشکر می‌کنم از آقای ایمانی، من از آقای ایمانی خیلی انرژی می‌گیرم .از بقیه دوستان خدمت گذار، از سایت از آبدارخانه، اوتی، مرزربانی و همه خدمت گذاران کمال تشکر را دارم.منم حس و حالم خیلی خوبه خدا را شکر می‌کنم که تونستم این راهو پیدا کنم و بیام به این حال خوب برسم انقدر تو قعر تاریکی فرو رفته بودم و مصرفم زیاد شده بود نمی‌فهمیدم زندگییم داره چه‌جوری می‌گذره توی این 5سال و خورده ای انقدری کارهای عقب افتاده داشتم که درگیر انجام آن ها بودم. انقدر رسیدگی‌ها داشتم که به خودم و خانوادم بکنم که اصلاً نفهمیدم کی گذشت این 5 سال، هنوزم خیلی کارهای عقب افتاده دارم که بخوام انجام بدم و هر چقدر خدا رو شکر کنم کمه برای این جایگاهی که الان دارم .آقا مهدی گفتن من یه مریضی بدی اومد سراغم ولی به لطف کنگره که تونستم نیکوتینمو بذارم کنار موادمو بذارم کنار اون مریضی هم رد کردم خدا رو صد هزار مرتبه شکر. که دکترم بهم گفت اگر نیکوتینو ادامه می‌دادی یا همون مصرف شیشه رو ادامه می‌دادی خدایی نکرده  اون بیماری به اون درجات بالاترش می‌رسید و شاید الان زنده نبودید اینا همه از لطف و محبت کنگره هستش که سلامتی را به من داد.از همه شما ممنونم، خودتان را تشویق بفرمایید.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم

عکس: مرزبان خبری

نگارنده: مسافر محمد لژیون دوازدهم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .