English Version
This Site Is Available In English

جشن اولین سال رهایی مسافر حسین

جشن اولین سال رهایی مسافر حسین

یازدهمین جلسه از دوره چهل و پنجم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی ستارخان؛ با استادی راهنمای محترم مسافر هاشم، نگهبانی مسافر امیرحسین و دبیری مسافر بهزاد با دستور جلسه "آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی" روز شنبه 16خردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان هاشم هستم یک مسافر، بسیار خرسندم که به‌واسطه‌ی تولد مسافر حسین امروز در نمایندگی ستارخان در کنار شما عزیزان هستم و امیدوارم جلسه‌ی خوبی برگزار کنیم، آموزش بگیریم و بتوانیم کاربردی کنیم. دستور جلسه(آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، تعادل و بی‌تعادلی ) می‌باشد. به نظر بنده این دستور جلسه یکی از مهم‌ترین دستور جلسات است. شاید من سی‌دی‌ هارا می‌نویسم اما کاربردی کردن این قضیه برایم خیلی مهم می‌باشد، اگر توانستم کاربردی کنم در کنگره آدم موفقی هستم و در بیرون می‌توانم تاثیرگزار نیز باشم. بحث غذا خوردن هم مهم می‌باشد و زمانی که مهمان برای شام دعوت می‌شود به‌عنوان صاحب‌خانه اولین نفر در سفره بنشینم و آخرین نفر هم بلند شوم که برایم جالب بود و شاید قبلاً این‌گونه نبوده ام .

در عروسی‌هایی که چند نوع غذا بود بنده همه را امتحان می‌کردم، اما در کنگره آموزش گرفتم که اگر سه مدل غذا می‌آورند دلیل نمی‌شود که از همه استفاده کنم و باید یک نوع غذا بخورم و بسیار نکات دیگری وجود دارد ازجمله طرز برخورد با خانم‌ها که نباید از کلمه منفرد استفاده شود. حدود پانزده سال پیش راهنما قوانینی خاصی داشت، اشخاصی که به این قوانین احترام می‌گذراند ادبشان را نشان می‌دهند و اگر شخصی به قوانین کنگره و حرمت کنگره60 احترام نگذارد، بی‌ادبی خود را نشان می‌دهد و در لژیون اگر شخصی صحبت می‌کرد باید صبر می‌کرد تا صحبتش تمام شود تا راهنما به من اجازه برای صحبت بدهد و به‌هیچ‌عنوان از گوشی استفاده نمی‌کردیم و راهنما هنگام راه رفتن به نشانه احترام سمت چپ راهنما حرکت کنیم و اگر صحبتی داریم هنگام حرکت بیان کنیم، تا به حال ساعت 11شب با راهنما تماس نگرفتم و فقط در روزهایی که جلسه بود تماس می‌گرفتم که این جزو قوانین و حرمت می‌باشد، فضولی کردن درگوشی فرزندم یا همسرم نشان از بی‌ادبی می‌باشد. کنگره60 قوانین بسیار خوبی دارد و شخصی که رعایت می‌کند همیشه حال خوبی دارد و در زندگی تأثیر بسیار مفیدی دارد و اگر در کنگره60 آموزش گرفتم بیرون هم می‌توانم کاربردی کنم وگرنه باعث مشکلات می‌شود.

قسمت دوم دستور جلسه تولد اولین سال رهایی مسافر حسین می‌باشد که در خاطر دارم حدود سال1395 سفرها و راهنمایان متعددی داشتند و زمانی که خواستند در لژیون بنده سفر کنند به او از سخت‌گیری‌هایم گفتم که اگر خواستند لژیون را عوض کنند و اطلاع دادم که قوانین در لژیون سخت‌گیرانه اجرا می‌شود که این به نفع مسافر می‌باشد. مسافر حسین سفر اول بسیار فرمان‌بردار بودند و صداقت داشتند و در طول سفر تغییرات بسیار اساسی کرد، در حال حاظر در ساختمان سیمرغ خدمتگزار است و دوره‌ی دبیری و نگهبانی را در نمایندگی گذرانده است. در سفر دوم با یکی از برادر لژیونی‌هایش مشاجره‌ای پیش آمد و به دلیل اینکه با سفر اولی بحث کرده بود و خودش سفر دوم بود بنده حسین را مقصر دانستم زیرا شخصی که سفر دوم است نباید با سفر اولی بحث کند و هرچقدر هم‌سفر اولی مقصر باشد باز سفر دومی را مقصر می‌دانم و در حال حاضر دوستان خوبی برای یکدیگرند. خدمت باعث پایدار ماندن و به تعادل رسیدن است و در نهایت باعث حال خوب می‌شود.

در ادامه جشن تولد یکسال رهایی مسافر حسین برگزار گردید:

آرزوی مسافر حسین: آرزو می‌کنم همیشه در کنگره بمانم و خدمتگذار باشم.

اعلام سفر مسافر حسین: آخرین آنتی ایکس تزریق شیشه، به مدت 10 ماه و 2 روز سفر کردم به راهنمایی راهنمای محترم آقا هاشم، به روش DST داروی OT، رهایی از بند اعتیاد 1سال و 5 ماه
در ادامه سفر سیگار کردم به مدت10 ماه و2روز، به راهنمایی راهنمای محترم آقا ایرج، رهایی 1سال و 3ماه
سفر جونر می‌کنم به روش دژاکام، کاهش وزن18 کیلوگرم


خلاصه سخنان مسافر حسین:

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر، خداوند را سپاسگزارم. در گذشته به واسطه اعتیادی که داشتم زندگی خوبی نداشتم و سفرهایم ناموفق بود، اعتیاد به هر مسیری که می‌خواست مارا کشاند ولی فکر نمی‌کردم بتوانم در این مسیر درمان شوم. در چند سفر اول در مسیر نبودم و باعث شد کمپ و زندان را تجربه کنم که درنهایت وارد لژیون راهنمای محترم مسافر هاشم شدم در جلسه اول به دلیل تخریب ذهنی با سرنگ وارد شدم و آقا هاشم گفتند که به‌جای تزریق حداقل به‌صورت کشیدنی مصرف کنم. روز اول آقا هاشم گفتند که مثل برادر پشتم هستند و دلگرمی این جمله باعث شد با جدیت در مسیر باشم و انگیزه‌ای شد که قوی‌تر ادامه بدهم. در مدت سفرم فقط یک روز غیبت داشتم و آن‌هم به دلیل این بود که پدرم به رحمت خدا رفتند، همیشه درکنار راهنما می‌نشستم سی‌دی‌هایم را کامل می‌نوشتم و اگر شعبه ساعت یک باز می‌شد من از ابتدا باز شدن درب، در شعبه بودم و پس از پنج ماه آقا هاشم گفتند که در ساختمان سیمرغ خدمت کنم که نتیجه‌اش را دیدم و اتفاقات خوبی رقم خورد که در حال حاضر سرکار می‌روم و در جلسات هم حضور دارم. من خانواده‌ام را به‌شدت اذیت کردم و خانواده شاهد سه بار اوردوز بنده بودند، هفت سال از عمرم را در کمپ‌ها بودم و در تمام سختی‌ها اولین نفر مادرم کنارم بود و همیشه می‌گفتند که درست می‌شود. اگر در کنگره بمانم تمام اتفاقات خوب برایم رقم می‌خورد و در جمع دست مادرم را می‌بوسم و امیدوارم همیشه بتوانم در مسیر کنگره باشم و سرافرازشان کنم. از داداش لژیونی‌هایم تشکر می‌کنم که در هر شرایطی کمک‌حال بنده بودند. همیشه طرز فکرم این‌گونه بود که اگر کسی مواد مخدر را تجربه کرد دیگر امکان ندارد درمان شود ولی به این باور رسیدم که اگر در مسیر درمان کنگره60حرکت کنیم معجزات و اتفاقات خوبی برایمان رقم می‌خورد که باعث تعجب می‌گردد، باز هم خداراشاکرم.

عکس و تایپ: مسافر حامد
بارگزاری: مسافر طاها

مرزبان خبری: مسافر ماهان
باعرض تبریک سایت نمایندگی ستارخان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .