چهاردهمین جلسه از دور شصت و سوم سری کارگاهای عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنمای محترم مسعود، نگهبانی مسافر جلال و دبیری مسافر روزبه با دستور جلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» شنبه 16خرداد 1405 در نمایندگی پرستار ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان مسعود هستم یک مسافر

دستور جلسه امروز «آداب معاشرت، ادب، بیادبی و تعادل» است. چند روزی بود فکر میکردم این موضوع چقدر در جای جای زندگی ما تأثیرگذار است. از جمله... آقای مهندس صحبت کردند و برای من یک یادآوری بود.
داشتم صحبت میکردم و گفتم هرازگاهی من باید این کار را بکنم، چون این دستور جلسه،خیلی برای خودم لازم است. بخشی از ارتباطات جمعی ما را در زندگی، چه در کنگره و چه خارج از کنگره، رقم میزند.
همانطور که میدانید تعادل یعنی پایداری و سرِ جای خود بودن. متأسفانه امروزه بر اثر یک سری رسانههایی که به نحوی در زندگی ما قرار گرفتهاند مثل ماهواره یا موبایل، خیلی از مسائل زندگی ما از تعادل خارج شده است. آقای مهندس هوشمندانه چند سال پیش این موارد را در دستور جلسات قرار دادند، و امروز که در این برهه از زمان قرار گرفتهایم، خیلی به کارمان میآید.
این که مثلاً چگونه باید با افراد معاشرت کرد، وقتی به مهمانی میرویم چگونه باید برخورد کرد، به عنوان یک میزبان چگونه باید رفتار کرد. تمام آداب و رسوم دقیقاً در این دستور جلسه گنجانده شده است.
اگر کسی بدون توجه به عواقب کاری کند که شئونات آن ادب رعایت نشود، به ضلع کامل تعادل نمیرسد.
همانطور که در خارج از کنگره با یک سری آدم معاشرت داریم، یک سری آداب معاشرت در داخل کنگره برای من حرمتهایی دارد که باید رعایت کنم. یکی از آن آداب معاشرت این است که در خارج از کنگره سیگار نکشیم. آن فرد بیچاره نمیداند که اگر خارج از این فضا درد دارد و سیگار میکشد مخصوصاً الان که تابستان است چه میشود. من خودم سیگاری بودم و این تصاویر را برای خودم میسازم که کنار هم قرار میگیریم، صحبت میکنیم، آن بو و آن صحبتهایی که معمولاً در کوچه و بازار گفته میشود، واقعاً در شأن بچههای ما نیست. حداقل اگر خارج از کنگره اتفاق میافتد، باید آموزشها کاملاً رعایت شود.
بعد داشتم به این موضوع فکر میکردم که اگر در محل زندگی خودم، با این حجم جمعیت که مثلاً یک روز در میان جمع میشویم و میآییم و میرویم، چقدر میتوانم برای ساکنانِ محله مزاحمت ایجاد کنم. اگر من خودم میتوانستم چنین حرکتهایی بکنم، زیر پنجره خانه خودم... آیا خودم به راحتی میتوانستم با این موضوع کنار بیایم؟ خوشبختانه این اتفاق میافتد در سفر سیگار. وقتی سفر سیگار شروع میکنیم، خیلی اتفاقات میافتد. یادم میآید که اینجا ما مرزبان بودیم؛ واقعاً مرزبانها و ایجنتها به خاطر این جلساتی که ما برگزار میکنیم خیلی سختی میکشند. وقتی من اینجا مزاحمت ایجاد میکنم، همسایه به ایشان زنگ میزند. صاحب ملک به ایشان زنگ میزند، از دفتر مرکزی به ایشان زنگ میزنند. قرار نیست که ایشان به خاطر یک سری ناهنجاریهایی که من به وجود میآورم، بخواهد به خاطر من حرف بشنود.
به طور تصادفی امروز یک کلیپی دیدم در خصوص موبایل. صحبت شد از آداب معاشرتی که از بچگی به ما یاد دادهاند. مادری قبل از اینکه تبلت را به فرزندش بدهد، از او فیلم گرفته بود، و بعد از اینکه تبلت را به او داده بود، باز هم فیلم گرفته بود تا رفتار و کردار آن بچه را ببیند. بچهای که قبل از داشتن تبلت چقدر معاشرت داشت، چقدر با دیگران ارتباط خوبی برقرار میکرد. و بعد از آن وقتی تبلت در اختیارش قرار گرفت، با آن فیلمهایی که مثلاً نشان میدهد (انیمیشن یا بازیهایی که انجام میدهد) این بچه کاملاً پرخاشگر شده و حوصله ندارد. دقیقاً همین وضع در ساختار من شکل گرفته است. در روابط اجتماعی ما بزرگترها دقیقاً همین اتفاق افتاده است. در کنگره یاد گرفتهایم وقتی به مهمانی میرویم این کار را انجام ندهیم، این دقیقاً همان بچهام که امروز بزرگ شده است. وقتی به جایگاه فعلی میرسم، میبینم چقدر رفتار من نسبت به دیگران در خارج از کنگره پرخاشگرانه است. چرا؟ چون با آن روابطی که ما با فامیل و دوستان داشتیم،
این موضوع خیلی کمرنگ شده است. از اینکه به صحبتهای من توجه نمودید سپاسگذارم.
عکس: مسافر مصطفی لژیون نهم
تایپ، ویرایش و انتشار: مسافر علی لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
20